تبليغاتX
غول رسانه ای
غول رسانه ای
     
 

شبكه‌ی تلویزیونی جدید تحت حمایت چاوز

چهارشنبه یازدهم آبان 1384

          

شبكه‌ی تله سور (Telesur) كه بودجه‌ی آن به طور عمده از سوی ونزوئلا و با كمك آرژانتین، كوبا و اروگوئه تامین می‌شود، روز دوشنبه با پخش اخباری درباره‌ی تنش‌های سیاسی در بولیوی و گمانه‌زنی‌های هوگو چاوز، رییس جمهور ونزوئلا در خصوص اجلاس كشورهای آمریكایی درباره‌ی سرمایه‌داری آمریكایی آغاز به كار كرد. اجلاس كشورهای آمریكایی قرار است طی روزهای آتی در آرژانتین برگزار شود.

              

به گزارش خبرگزاری ایسنا به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، این شبكه‌ی خبری با شعار اخبار جنوب متعهد شده تا جایگزین شبكه‌های بزرگ نظیر CNN در آمریكای لاتین باشد.

هوگو چاوز  هوگو چاوز طرح تاسیس یك شبكه‌ی منطقه‌یی را در سال 2003 پیشنهاد داد؛ به طوریكه دولت وی با تامین بیش از نیمی از بودجه‌ی اولیه‌ی شبكه، بزرگترین حامی مالی شبكه‌ی تله سور است.

برخی منتقدان معتقدند، این شبكه ابزاری برای اشاعه‌ی فلسفه‌ی سیاسی سوسیالیستی چاوز خواهد بود؛ اما مسوولان شبكه با رد این مساله می‌گویند، امیدوارند كه با شرایط حاضر مبارزه كنند؛ اما گزارشات خبری آنها قصد جلب رضایت دولت ونزوئلا را ندارد.

                      

تصاویر تله سور از طریق 53 سرویس كابلی در 15 كشور قابل دریافت است. تله سور دارای 12 خبرنگار در دفاتر آرژانتین، برزیل، كلمبیا، كوبا، هاییتی، مكزیك و واشنگتن است.

 
  لینک مطلب

يونسكو ترور سردبير عراقي را محكوم كرد

دوشنبه نهم آبان 1384

كوييشيرو ماتسورا  جام جم آنلاين: كوييشيرو ماتسورا ، مديركل سازمان  يونسكو ، مقاومت خبرنگاران را در شرايط ناامن ستود و  ترور محمد هارون حسن ، سردبير روزنامه نبض    الشباب و مدير اجرايي انجمن صنفي روزنامه نگاران عراق را محكوم كرد.
به نوشته پايگاه اينترنتي محيط ، اين روزنامه نگار عراقي 20 اكتبر در بغداد كشته شد.
ماتسورا گفت: جنايت وحشيانه دشمنان حقوق بشر و دموكراسي نمايانگر تعصب هاي كوركورانه آن ها بود تا اراده و خواست خود را به ديگران تحميل كنند.
وي اضافه كرد: حضور رسانه هاي آزاد و حرفه اي شرط اصلي دموكراسي است و مايلم نه تنها به محمد هارون حسن كه به تمام خبرنگاران عراقي كه در شرايط دشوار كارشان را ادامه مي دهند ، درود بفرستم.

 
  لینک مطلب

شبكه خبري 24 ساعته جديد سي ان ان در هند

دوشنبه نهم آبان 1384

                    

جام جم آنلاین: سي ان ان قصد دارد با همكاري يكي از معروف ترين روزنامه نگاران تلويزيوني هند يك شبكه تلويزيوني خبري 24 ساعته جديد در اين كشور راه اندازي كند.
به گزارش روزنامه گاردين ، اين شبكه خبري جديد محلي است و نام آن
CNN-IBN خواهد بود.
سي ان ان براي راه اندازي اين تلويزيوني خبري با راجديپ ساردساي يكي از مشهورترين مجريان تلويزيوني هند همكاري مي كند.
اين تلويزيون پس از راه اندازي از طريق 20 دفتر در سراسر هند پخش مي شود و برخي از عناوين خبري آن نيز از طريق شبكه سي ان ان در سطح بين الملل پخش خواهد شد.

                      
راجديپ ساردساي كه پيشتر به منظور سرمايه گذاري و احداث يك شركت رسانه اي مستقل از تلويزيون
NDTV جدا شده است ، در مورد اين پروژه جديد مي گويد:«CNN-IBN شبكه اي است كه كاكلا بر اساس اصول و ضوابط روزنامه نگاري پيش خواهد رفت و ريشه در واقعيات هندوستان مدرن خواهد داشت».
از سوي ديگر اقدام سي ان ان در راستاي تمايل و تصميم اين شبكه مبني بر سرمايه گذاري و راه اندازي شبكه هاي تلويزيوني در ساير كشور ها ارزيابي مي شود.
سي ان ان پيشتر در دو كشور اسپانيا و آلمان و با همكاري كانال پلوس و ان تي وي شبكه هاي خبري راه اندازي كرده و حالا قصد دارد سومين نوع از اين تلويزيونها را با كمك
CNN-IBN راجديپ ساردساي در هند راه اندازي كند

 
  لینک مطلب

برلوسكني روزنامه نگاران مخالف خود در تلويزيون RAI را حذف مي كند

دوشنبه نهم آبان 1384

                  برلوسكوني

جام جم آنلاین: سيلويو برلوسكني نخست وزير ايتاليا كه بيش از 90 درصد از رسانه هاي اين كشور را نيز در كنترل خود دارد به تازگي نام 7 نفر از كمدين هاي تلويزيون اين كشور را كه از زبان تند آنها دلزده شده ، تهيه كرده است.
آخرين باري كه برلوسكني در سال 2002 چنين ليستي را تهيه كرد دو مجري تلويزيوني و يك كمدين كه دائما در برنامه هاي خود به او و برنامه هايش حمله مي كردند از شبكه تلويزيوني دولتي RAI كنار گذاشته شدند.
به گزارش يوروپين جورناليسم ، اگرچه هنوز نام روزنامه نگاران و كمدين هايي كه برلوسكني نام آنها را ليست كرده فاش نشده است بسياري از مخالفان او مجددا با انتقاد از اين اقدام وي او را به سانسور و حذف مخالفانش در رسانه ها متهم كرده اند.

                  
برلوسكني مي كوشد با يكدست كردن رسانه ها پر مخاطبي چون تلويزيونهاي دولتي RAI زمينه را براي دور بعدي نخست وزيري خود كه بايد براي تصدي آن با رومانو پرودي مقابله كند ، فراهم سازد.
به همين منظور برلوسكني دستور داده است تا قوانين رسانه اي اين كشور پيش از فرارسيدن انتخابات در سال 2006 مورد تجديد نظر قرار گيرد و قوانين تازه اي كه قدرت و اختيارات او را در حذف مخالفان افزايش مي دهد جايگزين آنها شود.
يوروپين جورناليسم همچنين گزارش داده است كه احتمالا ليست تهيه شده از افرادي كه عملكرد آنها در تلويزيون دولتي اين كشور مورد رضايت برلوسكني نيست به زودي به مديرت اين شبكه تسليم خواهد شد و احتمالا اين افراد به سرنوشت 3 روزنامه نگار ديگر در سال 2002 مبتلا خواهند شد.

 
  لینک مطلب

ستاره داوود روي آنتن

یکشنبه هشتم آبان 1384

         

عصر امروز با اسامي گوناگوني شناخته مي شود، درحالي که مهمترين ابزار اين عصر که موجب تحولات جدي در چند دهه اخير شده است ، چيزي نيست جز عنصرارتباطات و رسانه.

                              
عنصر رسانه ، عنصري بسيار قوي است که کارکرد خود را در تمام زمينه ها به اثبات رسانده است، درحالي که در اين ميان هيچ گروه و قومي چون صهيونيسم بين الملل از آن به عنوان مهمترين ابزار اثبات خود آن هم باوجود تمام مخالفت ها و ناراستي ها استفاده نکرده است.
سال 1896ميلادي در کنفرانسي در شهر پراگ ، راشورن خاخام يهودي گفت : در حالي که تسلط بر طلا قدرت اول ما از طريق سلطه بر جهان است ، دومين وسيله ما بايد تسلط بر مطبوعات جهاني باشد.
اين همان نکته اي بود که در اولين کنفرانس جامعه جهاني صهيونيسم جهاني در شهر بال سوئيس از سوي تئودور هرتزل عنوان شد: ما هنگامي موفق به تشکيل دولت اسرائيل خواهيم شد که به وسايل اعلام جهاني و مطبوعات عالم تسلط داشته باشيم.
سرزمين موعود، واژه اي است که برخلاف تبليغات رسانه اي غرب ، چندان صبغه ديني در دين يهود ندارد و تنها به واسطه تکرار و تبليغ در نيم قرن اخير مورد توجه قرار گرفته است.

                  
واقعيت اين است که از مجموع 11ميليون و 500هزار يهودي در کل عالم ، بالغ بر 5ميليون و 215هزار نفر آنان پيش از جنگ جهاني اول در روسيه مي زيسته اند و به اين ترتيب در آن روزگار، روسيه سرزمين مادر و سرزمين اصلي يهوديان بوده است درحالي که به دليل مشکلات مختلف بر سر راه اين قوم در روسيه بخصوص در دوران کاترين، هجرت يهوديان از روسيه تزاري از سال 1840آغاز شد و شدت يافت.
در آن دوران ، بارون مويس دي هيرش، ثروتمند شماره يک يهودي آلماني الاصل بلژيکي پيشنهاد کرد که يهوديان به سرزمين هاي کم جمعيت که هنوز سکنه زيادي نداشتند، هجرت کنند و براي اين هجرت سرزمين امريکاي جنوبي شناسايي و انتخاب شد.

                              
سرانجام در مذاکراتي که ميان بزرگان يهود و حکومت هاي انگلستان و روسيه به عمل آمد، قرار شد سالانه 125هزار يهودي روسيه تا مدت 25سال به خاک آرژانتين مهاجرت کنند که البته مهاجرت به آرژانتين به اين وسعت انجام نگرفت و يهوديان بيشتر روانه ايالات متحده امريکا و بخصوص شهرهاي بزرگ و صنعتي آنجا شدند.
وقايع تاريخي چنين نقل مي کنند که پس از خرابي اورشليم به دست بخت النصر بابلي و به اسارت گرفتن يهود در شهر بابل ، اين انديشه در يهوديان قوت گرفت که سلامت قومشان در اين است که هرگز در اورشليم گرد نيايند و تشکيل حکومت ندهند، زيرا آن شهر، سرزميني است که يهود را هرگز نخواهد پذيرفت و هر گاه يهوديان به آنجا باز گردند گرفتار عقوبات الهي خواهند شد؛ بنابراين وقتي که کورش پس از 70سال يهوديان را از اسارت بابل آزاد ساخت و ايشان را روانه اورشليم کرد ، گروهي از آنان ترجيح دادند در سرزمين غربت بمانند ولي به شهر اورشليم باز نگردند.
سرانجام در طول تاريخ پر ماجراي يهود و وارد شدن مصيبت ها و گرفتاري هاي فراوان بر آنان در سرزمين اورشليم و ويراني عظيم و سراسري اين شهر در روزگار تيتوس ، امپراتور روم و آوارگي قوم يهود،اين انديشه در آنان گسترش يافت که شهر اورشليم اصولا سرزمين قدس و ديار فلسطين جايگاه آنان نيست و سکونت ايشان در اين سرزمين امکان ندارد.
سلامت ايشان در آوارگي و آسايش ايشان در پراکندگي است و سرزمين مقدس اورشليم جايي نيست که آنان بتوانند با اراده بشري و بدون اذن پروردگار در آنجا سکونت کنند و حکومت تشکيل دهند؛ بنابراين تشکيل حکومت يهود، کاري است که تنها در زمان مسيح ع انجام خواهد شد و يک کار الهي است و نه انساني و بشري.
در انديشه هر انسان يهودي در طول قرون بعد از خرابي اورشليم تاکنون اين فکر و اين ندا بوده است که بار ديگر به اورشليم باز گردند و در آنجا اجتماع کنند. اين انديشه حاکم بر قوم يهود بود تا اواسط قرن 18ميلادي ، ولي اواخر اين قرن و پس از آن با ظهور ضعف و پراکندگي در امپراتوري خلافت عثماني و قدرت يافتن وسلطه غرب بر آفريقا و آسيا ، دولتهاي اروپايي در فکر يافتن دستهايي در آسيا افتادند که بتوانند در دولت عثماني رخنه پيدا کنند، سرزمين هاي وسيع و قدرتمند اسلامي را مورد حمله و دستبرد و غارت قرار دهند و در نهايت تحت سلطه خود در آورند
   
اينان خيلي زود در يافتند که آوارگان يهودي بهترين عوامل براي انجام اين کار مهم خواهند بود؛ بنابراين پيش از آن که يهوديان به انديشه کوچ کردن به فلسطين و تشکيل يک مجتمع يهودي در اورشليم برآيند ، اين سران کشورهاي اروپايي بودند که به سراغ قوم يهود به عنوان آلات و ابزار کار رفتند و نه خود آمدند که ديگران آنان را به سرزمين منهيه و ممنوعه آوردند.
همزمان با تبليغات درباره اسکان يهوديان و ضعف دولت عثماني ، اسکان يهوديان در فلسطين آغاز، اما صورت علني نداشت و سران صهيونيسم به مناسبت هاي سياسي و خوف از عکس العمل شديد اعراب ، آن را مخفي مي داشتند.
همزمان با اين تحريک ها،امپراتوري عثماني از فروش هرگونه زمين و از اعطا هر گونه تسهيلاتي براي اسکان يهوديان در فلسطين جلوگيري مي کرد و همچنين به سبب پرداخت رشوه هاي فراوان و تمسک به انواع حيله ها و نامهاي جعلي تا پيش از تاسيس اسرائيل تعداد 30هزار و 862نفر يهودي از خاک روسيه روانه فلسطين و آنجا ساکن شدند که به علت نبودن گذرنامه و مخفيکاري يهوديان ، شناسايي آنان نيز دشوار بود و بيشتر به عنوان تجار روسيه بودند تا به عنوان مهاجران يهود همان ايام تعداد کل يهوديان در خاک فلسطين که از ديگر نقاط اروپا مهاجرت کرده بودند بالغ بر 335هزار نفر بود که يک دهم اين جمعيت را فراريان روسيه تشکيل مي دادند.

           
هرتزل با نوشتن کتاب «دولت يهود» نظريه خود را - مبتني بر لزوم ايجاد يک دولت ملي يهودي در فلسطين - به جامعه يهوديان عرضه کرد. هرتزل صهيونيسم را از يک واژه مذهبي به يک استراتژي بلند مدت سياسي تبديل کرد وبا طرح لزوم ايجاد دولت ملي يهود در فلسطين عقيده ديرينه وسنتي يهوديان را زير پا گذاشت ، زيرا او خواستار دولتي سکولار در فلسطين بود.
او معتقد بود با وجود فشار هاي خارجي ، يهوديان مجبورند ايجاد يک دولت ملي در فلسطين را بپذيرندو زندگي آرامي را در آنجا سپري کنند. اولين کنگره صهيونيست هادر بازل سوئيس ، سال 1897تشکيل شد.
در آنجا هدف صهيونيست ها مبني بر ايجاد يک دولت ملي در فلسطين به طور رسمي اعلام شد. مرکز صهيونيست ها ومقر هرتزل در وين قرار داشت و تاسال 1901هر ساله و از آن به بعد هر دوسال يکبار، اجلاس کنگره جهاني صهيونيسم تشکيل مي شد. صهيونيست ها در اين زمان ميان يهوديان در اقليت بودند وفقط بخشي از يهوديان اروپاي شرقي و مرکزي از آنها حمايت مي کردند.

                               
مقابل صهيونيسم ، در جامعه يهوديان اروپا جريان عمده اي قرار داشت که متاثر ازجنبش روشنفکري يهودي يا Haskala بود. اين جنبش که در قرن 17و 18شکل گرفته بود مي کوشيد يهوديان را که به طور سنتي از جامعه وفرهنگ اروپايي منزوي بودند با فرهنگ وتمدن غربي آشنا کند و زمينه ادغام آنان را در فرهنگ وجامعه اروپايي فراهم آورد.
به همين دليل اين جريان در مسائل غير فردي ، آموزش هاي غير ديني وفرهنگ سکولار را ميان يهوديان ترويج مي کرد. هدف اين گروه به طور کلي ايجاد يک فرهنگ گسترده يهودي با تاکيد بر فرهنگ مدرن و ويژگي هاي فرهنگي يهوديت بود.
هرتزل اگر چه اقدام يهوديان را در جامعه اروپايي مطلوب مي دانست ، ولي معتقد بود با توجه به احساسات ضد يهودي موجود در اروپا ، امکان تحقق آن وجود ندارد. صهيونيست ها باوجود تعداد اندک ،از ساز ماندهي قوي وحمايت مالي گسترده برخورداربودند. روزنامه هاي آنان به بسياري از زبان هاي جهاني منتشر مي شد.

                  
تبليغات وسيع و زيرکانه از شگردهاي صهيونيست ها و از عوامل عمده موفقيت آنها محسوب مي شود. هرتزل براي تحقق آرزوي صهيونيست ابتدا به سلطان عثماني پيشنهاد کرد خود مختاري فلسطين را اعلام کند و زمينه را براي مهاجرت يهوديان به آن منطقه فراهم آورد ؛ اما سلطان عثماني پيشنهاد وي را نپذيرفت و او به انگلستان متوسل شد. انگليس ها پيشنهاد کردند منطقه غير مسکوني در اوگاندا را به يهوديان واگذارند.
اقليتي از صهيونيست ها از اين پيشنهاد استقبال کردند ، اما هرتزل واکثريت يهوديان خواهان سرزمين فلسطين بودند. سال 1905کنگره صهيونيست ها ايجاد دولت يهود در غير فلسطين را مردود شمرد. سر انجام سال 1917بالفور، وزير خارجه انگليس اعلاميه اي صادر کرد و در آن قول دادکه دولت انگليس از يهوديان براي ايجاد دولت يهودي در فلسطين حمايت خواهد کرد.

                  
با اين اعلاميه که به (اعلاميه بالفور) مشهور است ، اولين نطفه هاي کشوري به نام اسرائيل بسته شد. جنگ عثماني ها وانگليسي ها در واقع به نفع يهوديان صهيونيست تمام شد.
پس از جنگ ، امپراتوري عثماني از هم پاشيد و قيمو ميت فلسطين به انگليس واگذار شد و به اين ترتيب زمان براي تحقق وعده بالفور بتدريج فرا مي رسيد. از سويي ديگر، در فلسطين يهوديان مهاجر همچنان شهرها وروستاهاي خود را بر پا مي کردند و سازمان هاي مستقل ونهاد هاي آموزشي يهودي را آزادانه تشکيل مي دادند.
1925جمعيت يهود در فلسطين حدود 108هزار نفر بود و سال 1933به 238هزار نفر رسيد که حدود 20درصد کل جمعيت فلسطين را شامل مي شد. طي جنگ دوم ، صهيونيسم طرفداران بيشتري يافت ، بخصوص يهوديان ثروتمند امريکايي حمايت مالي گسترده اي از آن به عمل آوردند و از آن به بعد به يکي از عمده ترين حاميان صهيونيسم بدل شدند.
صهيونيست ها با تشکيل يک سازمان تروريستي به نام هاگانا جو پر آشوب و فتنه را در فلسطين به وجود آوردند تا اين که پس از جنگ دوم جهاني که اختلافات مسلمين و يهوديان به اوج خود رسيده بود، دولت بريتانيا مساله فلسطين را به سازمان ملل واگذاشت و پيشنهاد کرد 2دولت عربي ويهودي در اين سرزمين تشکيل و بيت المقدس به عنوان شهري بين المللي انتخاب شود.

                                
سازمان ملل اين پيشنهاد را پذيرفت و قطعنامه اي در تاييد آن صادر کرد. اعلام کشور اسرائيل بسرعت پس از صدور قطعنامه سازمان ملل انجام گرفت (1948)، و در پي آن اولين مرحله از جنگهاي اعراب واسرائيل شروع شد.
اسرائيلي ها در جنگ بيش از آنچه طبق قطعنامه به آنان تعلق مي گرفت سرزمين هاي عربي را اشغال کردند و 800هزار فلسطيني را آواره کردند وسر انجام دولت اسرائيل 50سال بعد از تشکيل اولين کنگره صهيونيست ها ايجاد شد. جنبش صهيونيسم به طور کلي براي رسيدن به هدف خود از خشونت ، ترور و تبليغات گسترده استفاده مي کرد.
سازمان هاي تروريستي از همان بدو شکل گيري صهيونيسم در فلسطين به ترور مسلمانان دست مي زدند و خشونت و ارعاب گسترده اي براي ترساندن و فراري دادن فلسطيني ها به کار مي گرفتند، دولت اسرائيل نيز عملا از همين شيوه پيروي کرده است ، در حالي که خارج از مرزها با استفاده از تبليغات رسانه اي ، تا سالها دولت اسرائيل محق جلوه داده شد.
اين اتفاق تنها با توسل به ابزارهاي رسانه اي محقق شد که درسلطه صهيونيزم قرار گرفته بود. صهيونيست ها با به کارگيري گسترده فناوري اطلاع رساني، آنچنان افکار و اصول خود را ترويج و روي آن تاکيد کرده اند که بسياري از اين عقايد به اصولي در اين حرفه تبديل شده است.
درحالي که بسياري از رسانه ها نيز به انقياد کامل صهيونيزم بين الملل در آمده است. سيطره صهيونيسم بر رسانه هاي فراگير جهان ، امروزه ديگر امري انکار ناپذير است.
اهدافي را که راشورون ، خاخام يهودي در سال 1869در سخنراني خود در شهر پراگ مبني بر الزام سيطره کامل يهود بر رسانه هاي جمعي اعلام کرده بود، اکنون محقق شده است. راشورون معتقد بود پس از طلا، دستگاه هاي خبر رساني بويژه مطبوعات - که در آن زمان مهمترين ابزار اطلاع رساني در دنيا محسوب مي شد - دومين ابزار صهيونيسم براي استيلا بر جهان است ؛ بنابراين از همان آغاز با برنامه ريزي هاي دقيق ، حساب شده و صرف هزينه هاي کلان ، تلاش بي وقفه را براي به دست گرفتن جريان هاي اصلي خبررساني و مطبوعاتي در سرتاسر دنيا آغاز کردند.

           
وابستگي بزرگترين رسانه هاي خبري دنيا، همچون : خبرگزاري رويترز، آسوشيتدپرس ، يونايتدپرس ، شبکه هاي A.B.C, N.B.C, C.B.S و نشريات معتبري همچون: نيويورک تايمز، واشنگتن پست ، تايمز، ديلي اکسپرس و صدها عنوان نشريه ديگر به لابي صهيونيست ها، حاصل همان تلاشهاي پيگيرانه قوم يهود است.
واقعيت اين است که درحال حاضرچاپخانه هاي امريکا روزانه 1759روزنامه منتشر مي کنند که 61ميليون امريکايي آنها را روي دست مي برند. بر اين تعداد 668نشريه هفتگي را نيز بايد افزود.
بر توزيع چنين رقم حيرت انگيزي از مطبوعات حدود 1700شرکت توزيع ، اشراف و نظارت مي کنند که صهيونيسم بر نيمي از آنها سيطره کامل و بر نصف ديگر آنها نيز تسلطي کمتر دارد.
صهيونيسم به صورت کامل بر روزنامه هاي بسياري چون ديلي نيوزو نيويورک پست و همچنين استارليجر و سان تايم سيطره دارد درحالي که تيراژ مجله "نيوزويک " که انتشار آن از سال 1933ميلادي آغاز شد، در سال 1981به سه ميليون نسخه در هفته بالغ شد و صهيونيست ها موفق شدند که در سال 1937بر آن سلطه کامل پيدا کنند. اين درحالي است که بسياري از نشريات اروپا از جمله انگلستان نيز درانقياد صهيونيسم قرار دارد.

           


روزنامه تايمز به عنوان يکي از مشهور ترين روز نامه هاي انگليس در اين مسير گام برمي دارد. اين روز نامه نخستين بار در سال 1778ميلادي منتشر شد و صهيونيسم جهاني در راس آن يهودي انگليسي روتشيلد سرمايه گزافي را هزينه کرند تا اين روزنامه را تحت نفوذ وتسلط خويش در آورند ، حال آن که اينک مرداخ آن را مي چرخاند.
رابرت مردوخ ، ميليونر يهودي استراليايي الاصل درحال حاضرآن را خريداري کرده است و علاوه بر اين روزنامه ، 3مجله ديگر بريتانيا را نيز مالک شد:
1-مجله "سان"
2-مجله "نيوز آو د ورد" اخبار جهاني
3-مجله سيتي مگزين.
فعاليت تبليغي مردوخ در انگليس صرفا منحصر به اين کشور نمي شود، بلکه او مالک تعداد ديگري از روزنامه ها و مجلات در استراليا، کانادا و ايالات متحده امريکا نيز مي شود. در کنار اين اقدامات ، صهيونيسم بر تعداد ديگري از روزنامه ها و مجلات انگليسي نيز سيطره مي يابد که از آن جمله مي توان به نمونه هاي ديگري چون: ديلي اکسپرس ، نيوز کرونيکل ، ديلي ميل ، ديلي هرالد، منچستر گاردين ، جان بول ، يورکشاير پست ، اوينينگ استاندارد، اوينينگ نيوز، آبزرور، ساني ريوري ، ساندي اکسپرس ، ساندي کرونيکل ، ساندي بايبل ، ساندي دسپاچ ، سفير، گرافيک اشاره کرد.
از آنجا که امپراتوري هاي مطبوعات چند مليتي اروپا در دست صهيونيسم است ، ردپاي اين امپراتوري ، در آلمان هم مشاهده مي شود ، چنان که موسسه اشپينگر که 30درصد بازار آلمان را مالک است و نشريه بيل زايتگونگ با 5/5ميليون نسخه و تعداد 8روزنامه کثيرالانتشار آلمان را در اختيار دارد.
اين اتفاق به آساني در ساير کشورهاي اروپايي و بخصوص در فرانسه نيز قابل رصد است. از مشهورترين مجلات يهودي در فرانسه مجله نوفوکاييه و مجله دفاتر جديد است. همچنين نفوذ صهيونيسم بر مطبوعات فرانسوي در 2روزنامه فيگارو و لوکوتيدين نيز بروشني نمودار است.
مجله اکسپرس نيز از مجلات مشهور فرانسه و تحت سيطره صهيونيسم است با اين که روساي جمهوري فرانسه خود نيز متمايل به صهيونيسم هستند و از پايه گذاران حکومت اسرائيل به حساب مي آيند.
هنگامي که در کشورهايي نظير امريکا، انگليس و فرانسه که پايتخت خبري عالم محسوب مي شوند، يهوديان بر رسانه ها تسلط کامل دارند، بديهي است که در سرزمين هاي ديگر غرب نيز اين سلطه وجود دارد.
چنان که آثار اين سلطه در اسپانيا ، پرتغال ، ايتاليا، واتيکان ، سوئد، نروژ و هلند و ديگر کشورهاي اروپايي بخوبي مشاهده مي شود.مشهورترين وقوي ترين خبرگزاري هاي جهان نيز اينک در انقياد کامل صهيونيسم بين الملل قرار دارد، به گونه اي که رويترز به عنوان معتبرترين خبرگزاري جهان مبدا و مقصدي صهيوني داشته است.
بنيانگذار اين خبرگزاري يعني جوليوس پاول رويتر متولد 12ژوئيه 1816در شهر کاسل آلمان ، يهودي بود و تا سال 1844اسرائيل بيير جوزف ناميده مي شد.

              

                 
رويتر زندگي خود را با کارمندي در يک بانک ، در شهر روتنگن آلمان شروع کرد. او به اين فکر افتاد که با تاسيس يک بنگاه خبر پراکني خبرهاي بانکها و فعاليت هاي اقتصادي را بسرعت و به شکل منظم منتشر کند. حوزه فعاليت هاي اين بنگاه همه شهرهاي آلمان را در بر مي گرفت و تا بروکسل ، پايتخت بلژيک نيز مي رسيد.
سپس مرکز فعاليت اين بنگاه در پاريس مستقر شد. اما در سال 1851به دليل سختگيري هاي قوانين سران فعاليت هاي اين بنگاه در شهر لندن متمرکز شد. بعد از اختراع سيستم مخابرات پيشرفته در آن زمان رويتر زمينه کاري خود را توسعه داد و خبرهاي سياسي و اجتماعي را نيز وارد حوزه فعاليت خود کرد.
از آن پس مطبوعات انگليس براي کسب خبرهاي خود به خبرگزاري رويترز اعتماد کلي يافت. اين خبرگزاري بابهره گيري از اين اعتماد عميق اينک نيمي از اخبار جهان را مخابره وجالب اين که حتي کشورهاي مسلمان همسايه نيز اخبار مرتبط خود را به نقل از رويترز نقل مي کنند.

          
تلويزيون نيز به عنوان رسانه اي بسيار تاثيرگذار هرروز عميق تر به زندگي مردم وارد مي شود. در ايالت متحده امريکا که بيشترين شبکه هاي تلويزيوني پراکنده شده اند، به تناسب تراکم شهرها و شرايط مختلف بين 700تا 1100شبکه دست اندرکار پخش برنامه هاي گوناگون هستند.
در ميان اين شبکه ها 3شبکه A.B.C و. C.B.S و N.B.Cدر حکم شبکه مادر مي باشند و ديگر کانال ها اخبار و گزارش هاي خبري و اقتصادي خود را از اين 3شبکه اخذ مي کنند و اين 3شبکه مشهور و مهم تحت سلطه نفوذ صهيونيسم هستند.
شبکه تلويزيوني A.B.C کاملا در جهت اهداف يهوديان کار مي کند و مدير عامل آن لئوناردگلدن سان يک يهودي متنفذ است که 2يهودي ميليونر ديگر به نامهاي اولئون هيس و اورت اورليک با او همکاري دارند.

     


شبکه تلويزيوني C.B.S از سوي ويليام ،اس ،پالي ،رئيس هيات مديره و مدير عامل آن اداره مي شود. مدير مسوول اين کمپاني جيمز روزنفيلد و معاون او ديويد فوش است.

      


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شبکه تلويزيوني N.B.C شاخه اي از کمپاني بزرگ R.C.Aاست که رياست آن بين سالهاي 1947-1970به عهده ديويد سارانوف يهودي ، ثروتمند مهاجر روسي بود و سپس مديريت به روبرگ سارانوف پسر وي منتقل شد و به سال 1975مديريت آن به يک هيات مديره منتقل شد که حق تصميم گيري و آوردن اخبار و انتخاب تيترها و لحن خبر و زمان پخش آن از سوي چند صهيونيست است.

مهدي جدي نيا
 

 
  لینک مطلب

پنجشنبه پنجم آبان 1384

کريستوفر بولين ، روزنامه نگاري پژوهشگر است که درباره وقايع 11 سپتامبر 2001 به تفصيل مطالبي را به رشته تحرير درآورده است.
او درباره ابعاد مختلف حملات 11 سپتامبر و حقايق افشاشده اي تحقيق کرده که نتايج آن تفسير رسمي رويدادها را زير سوال برده و به چالش مي کشد.
شبکه خبري فاکس که از اسرائيل حمايت مي کند، به شدت تلاش کرده است تا با زدن برچسب ضديهودي به بولين ، او را بي اعتبار کرده و از اهميت کارش بکاهد.
در راس شبکه خبري فاکس ، يک استراليايي الاصل به نام کيت روپرت مرداك قرار دارد. مرداك آشکارا در تلاش است بولين و ديگر پژوهشگران مستقل مانند او را که با استفاده از اطلاعات و حقايق ، تفسير نادرست دولت از حادثه 11 سپتامبر را به چالش کشيده و زير سوال مي برند، به حاشيه براند.
سوال اين است: چرا و به چه دليل؟


آيا روپرت مرداك از حملات 11 سپتامبر از قبل آگاه بود؟
يکسال قبل از 11 سپتامبر، روپرت مرداك ، سلطان وسايل ارتباط جمعي ، برنامه اي تلويزيوني تهيه کرد که در آن يک هواپيماي مسافربري با کنترل از راه دور، ربوده شده و به سمت مرکز تجارت جهاني هدايت مي شود.
گفته مي شود که روپرت مرداك ، «قدرتمندترين مرد تلويزيون در جهان است که توانايي جذب بيش از 110 ميليون بيننده در سراسر 4 قاره را دارد.

مرداك در رائس نيوز کورپ (News Corp)، کمپاني اصلي شبکه خبري فاکس قرار داشته و بخش عظيمي از رسانه هاي گروهي در امريکا، از جمله نيويورک پست ، کمپاني سينمايي فاکس و شبکه هاي تلويزيوني را کنترل مي کند.
شبکه رسانه اي بين المللي متعلق به مرداك در 3 قاره ، صاحب بيش از 175 روزنامه و مجله است که 40 ميليون نشريه در هفته منتشر کرده و بازار روزنامه در بريتانيا، استراليا و نيوزيلند را تحت کنترل خود دارد.
مرداك که خود يکي از دوستان نزديک آريل شارون ، نخست وزير و جنايتکار جنگي اسرائيلي است صاحب شبکه اي رسانه اي است که به خاطر حمايت از حزب جناح راستگراي ليکود اسرائيل و مبارزه «جنگ عليه تروريسم» شناخته شده و معروف است.
برنامه تلويزيوني اي که مرداك ، درباره يک حمله تروريستي به مرکز تجارت جهاني ساخت ، بطور دقيق حمله اي شبيه به آنچه در 11 سپتامبر روي داد را پيش بيني کرد.
او همچنين با افرادي در تماس است که برج هاي مرکز تجارت جهاني را ابتدا اجاره نموده و سپس ساختمان ها و درآمدهاي آينده آنها را دقيقا در برابر چنين حمله اي بيمه کردند.
اين روابط و موقعيت ها حاکي از اين است که مرداك از حمله به مرکز تجارت جهاني تا حدزيادي آگاهي داشته است.

مرد مسلح تنها

در 4 مارس 2001 ، شبکه تلويزيوني فاکس ، يکي از شعبات امپراتوري رسانه اي مرداك ، پيش پرده اي از يک مجموعه تلويزيوني را پخش کرد که براساس شخصيت هاي «پرونده هاي ايکس» ساخته شده بود؛ اين مجموعه کوتاه مدت ، «مرد مسلح تنها» نام داشت.
شرکت متعلق به مرداك با نام شرکت کانادايي ميلنيوم (که نيوز کورپ مالک 83 درصد آن است )، قسمت هاي کوتاهي از فيلم «مرد مسلح تنها» در ونکوور کانادا و نيويورک سيتي (از 20 مارس تا 7آوريل2000) را ساخته بود.
عنوان «مرد مسلح تنها» به يک هفته نامه دولتي چاپ واشنگتن که وظيفه اش مراقبت و نظارت است ، اشاره دارد نه به نشريه توقيف شده اسپات لايت و امريکن فري پرس.
شخصيت هاي اصلي فيلم ، خبرنگاران پژوهشگري هستند که در روزنامه کار مي کنند.
پيش پرده فيلم «مرد مسلح تنها»، ربودن يک هواپيما توسط يک هاکر کامپيوتري مهاجم را به تصوير مي کشد که کنترل سيستم پرواز کامپيوتري هواپيما را بدست گرفته و او را به سمت يکي از برج هاي مرکز تجارت جهاني هدايت مي کند.
در مهيج ترين صحنه فيلم ، هواپيما مستقيما به سمت يکي از برج هاي دوقلو مي رود اما در نتيجه تلاش هاي تيم پرواز و با استفاده از تراشه کامپيوتري «اکتيوم»، خلبان ها موفق مي شوند در ثانيه هاي آخر دوباره کنترل هواپيما را در دست گرفته و از برخورد هواپيما به ساختمان جلوگيري کنند.
اين صحنه اينگونه به تصوير کشيده مي شود که هواپيما، برج ها را دور نمي زند بلکه با حرکتي سريع اوج مي گيرد و در صحنه اي به يادماندني و دلهره آور، خلبان ها با تلاش زياد مانع برخورد هواپيما به برج مي شوند.
علي رغم شباهت هاي مرموز بين فيلممرداك و واقعيت هولناک 11 سپتامبر، به جاي بحث و تبادل نظر درباره پيش پرده مجموعه «مرد مسلح تنها» در رسانه ها به عنوان يک هشدار پيشگويانه از احتمال وقوع چنين حمله اي ، به نظر مي آيد که چنين شباهتي به تدريج و آهسته آهسته به دست فراموشي سپرده شده است.

هيچکس متوجه نشد

فرانک اسپوتنيتز، يکي از 4 مديران توليد فيلم «مرد مسلح تنها» گفت: «روز يازدهم سپتامبر، وقتي از خواب بيدار شدم و صحنه حمله به برج ها را در تلويزيون ديدم ، فيلم «مرد مسلح تنها» اولين چيزي بود که به ذهنم خطور کرد اما هفته ها و ماهها پس از اين حادثه تقريبا هيچکس به ارتباط اين دو پي نبرد.»
فرانک اسپوتنيتز، جان شيبن ، ونس گيليگان و کريس کارتر، مديران توليدکننده فيلم «مرد مسلح تنها» هستند و شيبن علاوه بر توليد فيلم ، نويسنده و مبدع آن نيز بوده و ايده اين اثر متعلق به اوست.
اسپوتنيتز گفت: «آنچه که درباره اين موضوع مرا ناراحت مي کند، تجسم اين فکر است که چنانچه شما به عنوان يک نويسنده داستان هاي تخيلي مي توانيد چنين سناريويي را تصور کنيد، قطعا افراد صاحب منصب دولت که در مسند قدرتند نيز مي توانند تفکر سناريوهاي فجيع را در ذهن خود بپرورانند.»
رابرت مک لاچلان ، مدير عکاسي ، در 31 مارس 2001 به خاطر فيلمبرداري پيش پرده فوق الذکر از جامعه سينماتوگراف هاي کانادايي لوح افتخار دريافت مي کند.
مک لاچلان درباره شباهت هاي مرموز پيش پرده فيلم «مرد مسلح تنها» که او فيلمبرداري کرده بود و واقعيت هولناک 11 سپتامبر، به امريکن فري پرس گفت: «عجيب بود که هيچکس اشاره اي به اين موضوع نکرد. شما اولين کسي هستيد که اين موضوع را مطرح مي کنيد.»
او گفت: «به دنبال اين حادثه هيچکدام از مطبوعات متذکر نشدند که حملات 11 سپتامبر چيزهايي را بازگو کرد که قبلا ديده شده بود.»

ريشه هاي يهودي مرداك

به گفته ريچارد اچ.کيورتيس ، سردبير نشريه واشنگتن ريپورت درباره مسايل خاورميانه ، «مرداك به دلايل تجاري ، تبعه امريکا شد.» کيت روپرت در 11مارس 1931در ملبورن استراليا به دنيا آمد.
کيورتيس نوشت: «پدر روپرت ، سر کيت مرداك ، ناشر روزنامه و مادرش يک يهودي ارتدکس بود اما مرداك هيچ وقت چنين مطالبي را در داستان زندگي خود ابراز نکرد.»

پدر مرداك با اليزابت جوي گرين ، دختر روپرت گرين ، در سال 1928 ازدواج کرد که حاصل آن يک پسر، کيت روپرت و 3دختر بود. کيت روپرت بعدها تصميم مي گيرد که از نام اول پدربزرگ مادري اش که يهودي بود، استفاده کند.
در سال 1984 مجله کندور نوشت: «سر کيت مرداك ، پدر روپرت از طريق ازدواج با ميمنت خود با دختر يک خانواده يهودي ثروتمند، نئي اليزابت جوي گرين ، شهرت و اعتبار زيادي را در جامعه استراليايي کسب کرد.
در پي اين ازدواج ، کيت مرداك از طريق خويشاوندان همسرش ، در کار خود از گزارشگري به مديريت روزنامه اي انگليسي ، ارتقاء مقام پيدا کرد.
از آن زمان به بعد او به قدر کافي پول در اختيار داشت که با آن اقتدار و سلطنت يک شواليه را براي خود در حيطه زير نفوذ انگلستان بخرد: دو روزنامه در آدليد در جنوب استراليا و يک ايستگاه راديويي در يک شهر معدني دورافتاده

به دلايلي ، مرداك هميشه سعي داشته اين حقيقت را که مادر مومن و معتقدش او را همچون يک يهودي پرورش داد، پنهان کند.»
اگرچه ممکن است مرداك تلاش کرده باشد که ريشه هاي يهودي خود را پنهان کند اما درباره حمايت صريح خود از صهيونيست هاي افراطي جناح راست مانند بنجامين نتانياهو و آريل شارون چيزي را پنهان نکرده است.
نتانياهو نويسنده کتاب «جنگ عليه ترور: چگونه غرب مي تواند در سال 1986 پيروز شود»، مفسر ثابت فاکس نيوز هست که متعلق به مرداك است.

 جرج پاتاکي ، فرماندار نيويورک يک بار گفت: «هيچ روزنامه اي در ايالات متحده بيش از نيويورک پست (متعلق به مرداك)، حامي اسرائيل نيست.»
مرداك در تعدادي از مهمترين سازمان هاي صهيونيستي که براي او احترام خاصي قائلند، فعاليت دارد. اين سازمان ها که لري سيلوراستين ، فرانک لوي (کماندوي چکسلواکي الاصل سابق ارتش اسرائيل) و لوئيس ام.ايزنبرگ در آنها سمت هاي مهمي دارند، شامل ليگ ضدافترا، اتحاديه استينافيهودي و موزه يهود در نيويورک - مرکز يادبود قربانيان کوره هاي آدم سوزي - است.
50 روز قبل از حملات 11 سپتامبر، املاک سيلوراستين و آمريکن وست فيلد متعلق به لوي ، اجاره 99 ساله مرکز تجارت جهاني را بدست مي آورند.
در 24 جولاي 2001 ، پورت اوتوريتي نيويورک و نيوجرسي ، کنترل مرکز تجارت جهاني را به طور اختصاصي ، در اختيار سيلوراستين و لوي قرار داد.
پس از آن ، اين دو نفر کنترل مجتمع 312/3 ميليون مترمربعي را که شامل ساختمان هاي اداري برج هاي دوقلو و 2ساختمان اداري 9 طبقه اي مي شد را نيز به دست گرفته و تمامي ورودي هاي مرکز تجارت جهاني را تحت کنترل خود درآوردند.
لوي مرکز خريدي به نام مال (
Mall) را در مرکز تجارت جهاني اجاره کرد که حدود 130 هزارمترمربع مکان تجارتي را شامل مي شد.
6 هفته قبل از اين که برج هاي مرکز تجارت جهاني ويران شوند، پورت اوتوريتي مراحل اجاره دادن آنها را به مدت 99سال به لري سيلوراستين که 7 مرکز تجارت جهان را ساخته بود {که به طور مرموزي در ساعت 25/5 بعدازظهر روز 11سپتامبر با خاک يکسان شدند} تمام کرد

پل گلدبرگر، در نشريه نيويورکر در تاريخ 20 مي 2002نوشت: « امريکن وست فيلد بخش امريکايي يک شرکت استراليايي که يکي از بزرگترين گردانندگان مراکز خريد در امريکا و دنياست همزمان مکان تجاري را در قسمت پايين مجتمع اجاره کرد.»
اين نشريه نوشت: «چنانچه ساختمان ها تخريب شوند سيلوراستين و وست فيلد حق بازسازي مجدد بناها را دارند و وست فيلد اجازه دارد مساحت مکان تجاري را تا 30 درصد افزايش دهد.»
سيلوراستين به خاطر خسارت تخريب مرکز تجارت جهاني و درآمدهاي پيش بيني شده آن ، 2/7 ميليارد دلار از بيمه ادعاي خسارت مي کند.
اين خسارت به خاطر اموالي است که او با پيش پرداختي به مبلغ 100 ميليون دلار وجه قرضي، اجاره کرده بود؟!

دوستان صميمي

سام کلي ، روزنامه نگار کهنه کار امور خاورميانه در نشريه تايمز (يکي از اموال مطبوعاتي روپرت مرداك) درباره مرداك نوشته است: «مرداك ، دوست نزديک آريل شارون است.»
کلي ادامه داده است: «دوستي مرداك با نخست وزير اسرائيل موجب شده بود که کارمندان عالي رتبه در روزنامه ، شماره هاي مهم نشريه را بازنويسي کنند.
مديران اجرايي مرداك از اين که مبادا کاري کنند که باعث ناخشنودي او شود، وحشت دارند. يکبار موفق شدم با تعقيب و عکس برداشتن از واحد نظامي اسرائيلي که محمد الدوره ، پسر 12 ساله فلسطيني را به قتل رساند، خبر داغ کوتاهي تهيه کنم.
صحنه مرگ کودک 12 ساله در فيلم ثبت گرديده و به تصويري نمادين از درگيري ميان نظاميان اسرائيلي و فلسطيني ها تبديل شد اما از من در يک گفتگوي خصوصي خواسته شد که مطلب را بدون اشاره اي به مرگ کودک فلسطيني تهيه و ارايه کنم.
بعد از آن گفتگو، زبان در دهانم خشک شد و بناچار شغل خود را رها کردم.» در 15 اکتبر 1982، يک ماه پس از قتل عام هزاران فلسطيني آواره در اردوگاه هاي صبرا و شتيلا در شهر بيروت (جنايات جنگي اي که مستقيما به دستور شارون صورت گرفت) وزير دفاع اسرائيل با روپرت مرداك و ديگران جلسه اي تشکيل داد.
اينگونه که گزارش شده هدف از اين جلسه ، افزايش مستغلات تصرف شده او در کرانه باختري بوده است. ملاقات با شارون ، سفري را در يک تور مسافرتي براي ديدن مناطق ارتفاعات جولان ، کرانه باختري و آبادي هاي يهودي از فراز آسمان ، سوار بر هليکوپترهاي مسلح اسرائيلي ، براي مرداك و سردبيران او از نيويورک و لندن به همراه داشت.
مرداك در مراسم جمع آوري کمک مالي براي موزه يهود - مرکز يادبود قربانيان کوره هاي آدم سوزي 29آوريل - 2001گفت: «من هميشه به آينده اسرائيل معتقد بوده و از اهداف جامعه بين الملل يهود طرفداري کرده ام.»
به گفته مرداك ، نيوز کورپ که کمپاني رسانه اي جهاني اوست ، از آغاز «حامي و پشتيبان آرمان ملي يهود» بوده است. لري سيلوراستين که هنوز اجاره مرکز تجارت جهاني را بدست نياورده بود، مرداك را در جمع آوري کمک مالي همراهي کرد و درباره برنامه هاي رابرت مورگنتو (رئيس موزه يهود) براي توسعه موزه گفت : «من از شما حمايت خواهم کرد.... مادامي که آن را زير 110 طبقه اداره کنيد.»

مرداك و ليگ ضدافترا

طبق گزارشي که اخيرا_ روزنامه نيويورک تايمز منتشر کرده است ،

هنري کيسينجر، روپرت مرداك و مور تايمر روکرمن ، اعضاي کميته ضيافت شام ليگ ضدافترا هستند.
در اين مراسم ، سيلويو برلوسکوني (نخست وزير جنجال برانگيز ايتاليايي) جايزه «دولتمردان برجسته ليگ ضدافترا» را دريافت کرد.
سيلوراستين و ايزنبرگ ، سمت هاي بلندپايه رهبري خود را در اتحاديه استيناف يهودي همچنان حفظ کرده اند. اتحاديه استيناف يهودي يک موسسه خيريه يک ميليارد دلاري صهيونيستي است که مرداك و لوي سخاوتمندانه به آن کمک مي کنند.
در سال 1997، هنري کيسينجر، جايزه اتحاديه استيناف يهودي را به عنوان «بشردوست سال» به مرداك اهدا کرد.
سيلوراستين ، رئيس سابق اتحاديه استيناف يهودي است. اين سازمان سالانه براي شبکه اي از آژانس هاي صهيونيست در ايالات متحده و اسرائيل ، صدها ميليون دلار جمع آوري مي کند.
ايزنبرگ که به سهم خود مهره اي کليدي در پورت اوتوريتي بود براي اجاره کردن 99 ساله برج ها براي سيلوراستين و فرانک لوي ، مالک امريکن وست فيلد، وارد معامله شد.
اين دو در واقع براي اجاره برج هاي 110 طبقه و مرکز تجاري ، پايين ترين قيمت را پيشنهاد داده بودند. مرداك و فرانک لوي ، که در اوايل دهه 50 به استراليا مهاجرت کرده بود، دوستي ديرينه اي با هم داشته اند.
مرداك در ضيافت شامي که به منظور جمع آوري اعانه در انجمن امريکايي -استراليايي به افتخار پيتر اس.لوي پسر فرانک لوي در 20 نوامبر 2002 در نيويورک برگزار شده بود، درباره دوستي خود با فرانک لوي گفتگو کرد.

بيمه شده در برابر حملات تروريستي

12 سپتامبر 2001، جروسلم پست گزارش داد: «فرانک لوي که در سال 1952 از اسرائيل به استراليا مهاجرت کرد، 141/600 مترمربع از مکان هاي تجاري مرکز تجارت جهاني ويران شده را به مدت 99 سال اجاره مي کند.... وست فيلد امروز گفت در برابر حملات تروريستي از پوشش بيمه برخوردار است و اين حملات بر درآمدهايش از لحاظ مادي تائثير نخواهد گذاشت.»
سيدني مورنينگ هرالد، لوي را «مردي خودساخته با احساسات قوي نسبت به مساله کوره هاي آدم سوزي يهوديان و سياست هاي اسرائيل» توصيف کرد.
چه کساني که از حملات 11 سپتامبر سود بردند: مرداك ، لوي و سيلوراستين.

كريستوفر بولين
مترجم: علي اكبر جعفري

 

 
  لینک مطلب

 

آرشیو وبلاگ
مهر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384

پیوندها
بانوی بهشتی
تروریست حقیقی
فیلم پژوه
صهیون پژوه
مسیحیت یهودی
سینما و صهیونیسم
استاد عبدالله شهبازی
باشگاه مطالعاتی و تحقیقاتی صهیونیسم
سایت علمی پژوهشی یهود اومانیسم
مجمع مهدوی
آموزش وبلاگ نويسي و موزيک وطنز
اهدا عضو
صهيونيزم و اديان
پورتال جوانان ایرانی
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::


  RSS  
پرشین وبلاگ