تبليغاتX
غول رسانه ای
غول رسانه ای
     
 

شبكه خبري ITV انگليس جمعه خاموش مي‌شود

دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384

images/20051219/itv.jpg
 
جام جم آنلاين: شبكه خبري ITV انگلستان، ITV News ، جمعه جاري، يعني يك ماه زودتر از آنچه پيشتر از سوي مسوولان آن اعلام شده بود به كار خود پايان مي‌دهد.
به گزارش بي‌بي‌سي، شبكه تلويزيون خبري ITV كه هفته پيش اعلام كرده بود در ماه ژانويه و يا اوايل فوريه سال آينده به پخش برنامه خود پايان خواهد داد، نظر خود را عوض كرده و گفته است لزومي ندارد كارمندان اين تلويزيون در ايام كريسمس سركار بيايند.
كلايو جونز مدير اجرايي شبكه خبري ITV در اين باره مي‌گويد: «وقتي قرار است اين تلويزيون به كار خود پايان دهد بهتر است اين اتفاق پيش از سال نو بيفتد تا كارمندان آن مجبور نباشند ايام تعطيلات را سر كار بيايند.»
ITV كه در واقع پنج سال بيشتر از عمر آن نمي‌گذرد و در ابتدا متعلق به شبكه ITN بود به شدت در رقابت با شبكه‌هاي خبري بي‌بي‌سي و اسكاي نيوز شكست خورده و بيش از نيمي از مخاطبان خود را از دست داده است.
جونز درباره كارمندان شبكه تلويزيون خبري ITV گفت: «با تعطيلي اين تلويزيون قرار است 2 ميليون پوند در بخش‌هاي ديگر ITV سرمايه‌گذاري شود كه در اين صورت سعي مي‌شود از حداكثر كارمندان شبكه خبري ITV در اين بخش‌ها مجددا استفاده شود.»

 

 
  لینک مطلب

مرگ روزنامه‌نگار افشاگر واترگیت

دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384

Jack Anderson

Jack AndersonAKA Jackson Northman Anderson

Born: 19-Oct-1922
Birthplace: Long Beach, CA
Died: 17-Dec-2005
Location of death: Bethesda, MD
Cause of death: Illness

Gender: Male
Religion: Mormon
Ethnicity: White
Sexual orientation: Straight
Occupation: Columnist

Nationality: United States
Executive summary: Uncovered CIA plot to kill Fidel Castro

Military service: US Army (1945)

Wife: Olivia Farley Anderson (known as Libby, m. 1949, 9 children)
Son: Kevin Anderson
Daughter: Cheri Loveless
Daughter: Tanya Neider
Son: Randy Anderson
Daughter: Laurie Anderson-Bruch

    University: University of Utah

    The Washington Post 1947 with Drew Pearson
    Stars and Stripes Shanghai Edition
    The Salt Lake Tribune
    Pulitzer Prize for National Reporting 1972
    Nixon's Enemies List

Author of books:
The Anderson Tapes (1973, nonfiction)
Confessions of a Muckraker (1979, memoir)
The Washington Money-Go-Round (1997, nonfiction)
Peace, War and Politics: An Eyewitness Account (1999, nonfiction)


جك اندرسون»، روزنامه‌‏نگار پژوهشی برنده جایزه پولیتزر، در سن 83 سالگی درگذشت.
به گزارش ایلنا، «لری اندرسون براچ»، یكی از دختران این روزنامه‌‏نگار مشهور آمریكایی، گفت كه پدرش در خانه خود در «مریلند» حوالی واشینگتن به دلیل ابتلا به بیماری پاركینسون شدید درگذشت.
آسوشیتدپرس گزارش داد: «بیماری پاركینسون آندرسون را در سن 81 سالگی و در جولای سال 2004 به ترك نوشتن ستون‌‏های سیاسی مجبور كرد. ستون‌‏های وی كه در بیش از یك هزار روزنامه شماره منتشر می‌‏شد، بسیاری از جنجال‌‏های سیاسی در آمریكا را برانگیخت.»
اندرسون از پدران علم روزنامه‌‏نگاری پژوهشی، به تهاجمی بودن و تأثیرگذاری بركشور مشهور است. اندرسون جایزه پولتزر را در سال 1972 به خاطر افشای این مطلب كه دولت نیكسون مخفیانه از پاكستان در جنگ با هند حمایت كرده است، از آن خود كرد.
وی همچنین اطلاعاتی در مورد «واترگیت» منتشر كرده است. این جنجال در سال 1972 با دستگیری برخی از افرادی كه سعی داشته از حزب دموكرات در هتل واترگیت واشینگتن جاسوسی كنند، آغاز شد. این موضوع در سال 1974 به استعفای «ریچارد نیكسون» رئیس‌‏جمهوری وقت آمریكا انجامید و این موضوع باعث شد كه وی جایگاهی را در فهرست دشمنان نیكسون از آن خود كند. «گردون لیدی» از توطئه‌‏كنندگان واترگیت گفته بود كه وی و دیگر همكاران نیكسون درصدد قتل اندرسون بوده‌‏اند و این مورد تا زمانی كه كاخ‌‏سفید این ایده را وتو كرد، ادامه داشت. اندرسون توسط مافیا تهدید شد و همچنین از سوی سازمان‌‏های دولتی مورد تحقیق قرار گرفت تا منابع اطلاعاتی وی را شناسایی كنند. همچنین اندرسون بیش از 12 كتاب به رشته تحریر درآورده‌‏است.
اضافه می‌‏شود كه سال، 1986 از ابتلا وی به پاركینسون خبر دادند. وی درباره لرزش‌‏های بدنش می‌‏گفت: «پزشك گفت كه این پاركینسون است، من مظنونم كه علت آن، 52 سال زندگی در واشنگتن باشد.»

جام جم آنلاين : جك آندرسون روزنامه نگار معروف كه قلب سياستمداران فاسد يا پنهانكار را سرشار از وحشت مي كرد و عوامل نيكسون رئيس جمهور وقت امريكا را وادار كرد نقشه قتل او را بكشند روز شنبه در 83 سالگي چشم از جهان فرو بست.
به گزارش اسوشيتدپرس ، لوري ، يكي از دختران او گفت آندرسون در خانه اش به علت عوارض بيماري پاركينسون از دنيا رفت.
او تا ژوئيه 2004 در 81 سالگي همچنان مي نوشت تا اين كه بيماري او را از كار انداخت.
او در سالهاي پر ثمر فعاليتش روابط پشت پرده بسياري از سياستمداران فاسد، از رشوه خواري يكي از همكاران نزديك آيزنهاور رئيس جمهور امريكا در سال 1985 تا معاملات پنهاني دولت رونالد ريگان را افشا كرد.
ستوني را كه او مي نوشت در اوج فعاليت او در مورد هزار روزنامه چاپ مي شد.
او روزنامه نگاري را يك رسالت مي دانست و يكي از بنيانگذاران روزنامه نگاري تحقيقاتي در جهان به شمار مي رود.
او به خاطر سرسختي و پايمردي ، روشهاي تهاجمي و نفوذش در پايتخت امريكا معروف بود.
مارك فلد اشتين ، استاد روزنامه نگاري در دانشگاه جورج واشنگتن و نويسنده شرح حال او گفت آندرسون پلي براي روزنامه نويسان رسواكننده يك قرن پيش و انبوه روزنامه نگاراني بود كه پس از ماجراي واتر گيت به صحنه آمدند.
او در عصري كه روزنامه نگاران احترام بسياري به قدرتمندان مي گذاشتند سياستمداران را مسوول و پاسخگو مي خواست.
آندرسون در سال 1972 براي افشاي گرايش پنهاني دولت ريچارد نيكسون نسبت به پاكستان در جنگ اين كشور با هند ، جايزه پوليتزر گرفت.
او ستون محرمانه هيات منصفه تحقيق ماجراي واتر گيت را نيز منتشر كرد. چنين كارهايي باعث شد نام او در «فهرست دشمنان» ريچارد نيكسون قرار داده شود.
گوردون ليدي ، از توطئه گران واتر گيت گفت او و ساير عوامل سياسي نيكسون در صدد يافتن راههاي ساكت كردن هميشگي آندرسون بودند. مثلا او را با ماده مخدر ال.اس.دي يا سقوط هواپيما از بين ببريم.
مافيا در طول سالهاي بارها او را تهديد كرد و سازمان هاي گوناگون دولتي براي پي بردن به منابع خبرهايش از او بازجويي كردند.
پليس در سال 1989 براي بردن قاچاقي سلاح گرم به ساختمان كنگره امريكا براي نشان دادن ضعفهاي امنيتي كنگره از او بازجويي كرد.
او اگر چه در پيگيري خبرهاي خلافكاران مشهود بود اما براي كمك به خانواده هاي اين افراد نيز شهرت داشت.
پسرش گفت : وقتي براثر گزارش هاي آندرسون عده اي در ماجراي واترگيت زنداني شدند ، او به خانواده هاي آنان كمك مالي داد.
آندرسون در سال 1972 گفت من نمي خواهم به مردم لطمه بزنم. او در 12 سالگي نوشتن را شروع كرد

 
  لینک مطلب

كمدين مشهور آمريكايي، تصور كاخ سفيد از مسلمانان را فيلم مي‌كند

دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384

فيلم «جستجو براي كمدي در جهان اسلام»، جهل آمريكايي‌ها نسبت به اسلام را به سخره گرفته است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، اين فيلم كه با حضور «آلبرت بروكس»، كمدين معروف آمريكايي، ساخته شده و آمريكايي‌ها را به خاطر دانش اندكشان نسبت به اسلام و جهان مسلمانان، مورد تمسخر قرار داده، براي نخستين بار در اين هفته در دبي به نمايش درآمده است.

بروكس مي‌گويد: يكي از ظريف‌ترين مفاهيم اين فيلم، آن است كه دولت آمريكا، حقيقتا هيچ تمايزي بين مسلمانان عرب و مسلمانان آسياي جنوبي، قايل نشده است. متأسفانه، براي ايالات متحده، همه مسلمانان يكي هستند؛ هنگامي كه حادثه 11 سپتامبر رخ داد، آنان از همه مسلمانان ترسيدند.

در فيلم «جستجو براي كمدي در جهان اسلام» بروكس در نقش كمديني است كه از سوي وزارت خارجه آمريكا به هند و پاكستان فرستاده شده است كه كشف كند چه چيزي مسلمانان را به خنده وامي‌دارد تا از اين راه، درك بهتري نسبت به آنان پيدا كند. اما او در مأموريت خود، با شكست روبه‌رو مي‌شود چراكه در درك و فهم فرهنگ اجتماعي و بومي مسلمانان ناتوان است. حال آن‌كه اساس خنده و طنز در سراسر جهان همين است.

مخاطبان اين فيلم در دبي، واكنش‌هاي گوناگوني نسبت به آن از خود نشان داده‌اند، اما مورد استقبال بيشتر آنان قرار گرفته و معتقد بودند، ديدن يك فيلم سينمايي آمريكايي كه مسلمانان را بدنام نكرده است، تجربه خوبي بود. يكي از مخاطبان هجده ساله اماراتي به نام «زينب» مي‌گويد: اين فيلم، متفاوت از ديگر فيلم‌هاي معمول آمريكايي است.

البته برخي ديگر از مخاطبان هم بر اين باورند كه فيلم يك بعد از اسلام را نشان داده و منحصر به هند و پاكستان بوده است و گمان مي‌كنند يك فرد آمريكايي، كه هيچ اطلاعي از اسلام و جهان عرب ندارد، چيزي در مورد مسلمانان از اين فيلم درنمي‌يابد.

بروكسل اين فيلم را آغاز خوبي براي اين موضوع مهم مي‌داند. او معتقد است: وقتي در دنيا تنش وجود دارد، بهترين چيز اين است كه مردم بتوانند با آن به خنده درآيند؛ اين بهترين يخ‌شكني است كه در مورد ما انسان‌ها وجود دارد.

هرچند اين فيلم هيچ بحثي در مورد مذهب نداشته و به طرز ملايمي ايالات متحده را مورد انتقاد قرار داده است، بروكسل براي روي پرده سينما رفتن اين فيلم‌، با مشكلات زيادي روبه‌رو شد. او مي‌گويد: شركت «سوني» به خاطر نام اين فيلم كه كلمه «مسلمان» را در خود داشت، وحشت‌زده شده بود.

بروكس مي‌گويد: من از استوديوهاي بزرگ هاليوود، توقع ندارم كاري كنند كه ممكن است، نظم كاري‌شان را به هم بزند. نكته مهم اين فيلم آن است كه شما مي‌خواهيد، سايه ترسناكي را كه به باور هاليوودي‌ها روي هر چيزي كه به مسلمانان ربط دارد، افتاده، كنار بزنيد.

فيلم بروكس در ماه ژانويه توسط گروه هنري غيروابسته «برادران وارنر» براي پخش در سينماهاي آمريكا، به نمايش درخواهد آمد

 
  لینک مطلب

رابرت فيسك در گفتگو با بي‌بي‌سي: تلويزيون‌ها دروغ مي‌گويند؛ وضعيت عراق مصيبت‌بار است

سه شنبه پانزدهم آذر 1384

images/20051206/fisk.jpg جام جم آنلاین: سايت اينترنتي بي‌بي‌سي به تازگي با رابرت فيسك يكي از پرآوازه‌ترين روزنامه‌نگاران انگليسي حاضر در عراق مصاحبه كرده است.
فيسك كه 25 سال از زندگي خود را در خطرناك‌ترين نقاط پرآشوب خاورميانه گذرانده است و بدون شك به اعتراف همگان بزرگترين گزارشگر خاورميانه است با بي‌بي‌سي از شرايط بسيار خطرناك روزنامه‌نگاران و مردم بينوا در عراق سخن گفته است.
او كه تنها روزنامه‌نگار غربي جهان است كه توانسته 3 بار با اسامه بن لادن در افغانستان ديدار و گفتگو كند شرايط عراق را بسيار مصيبت‌بار خوانده و سازمان‌هاي خبري انگليس و امريكا را متهم به قلب واقعيات كرده است.
او مي‌گويد وقتي در عراق هستي اوج بحران و هرج و مرج را مي‌بيني و لمس مي‌كني، اما همين كه از عراق خارج مي‌شوي و به تلويزيون‌هاي امريكايي و انگليسي نگاه مي‌كني متقاعد مي‌شوي كه همه چيز در عراق روبه راه است.
آنچه مي‌خوانيد ترجمه بخش اول گفتگوي بي‌بي‌سي با روزنامه‌نگار با سابقه انگليسي است كه در روزنامه اينديپندنت قلم مي‌زند
.


بي‌بي سي: شما گفته‌ايد كه ممكن است ديدار بعدي‌تان از عراق آخرين آن باشد؛ چرا؟
فيسك: عراق آنقدر براي روزنامه‌نگاران خطرناك شده است كه من و همكارانم از يكديگر مي‌پرسيم آيا تهيه خبر به خطر آن مي‌ارزد يا نه؟
من به شخصه در هيچ ماموريتي كه به اندازه عراق خطرناك باشد حضور نداشته‌ام. ما هم اكنون در عراق به شرايطي رسيده‌ايم كه دسترسي به منابع حقيقي خبر – نه امريكايي ها، نه انگليسي‌ها و نه حتي دولت عراق بلكه مردم عراق – آنقدر محدود شده است كه ما به ندرت مي‌توانيم كار خود را انجام دهيم
.

شما پيشتر به جرياني كه از آن با عنوان «گزارشگري از داخل هتل» ياد كرده بوديد حمله كرديد و آن را مورد انتقاد قرار داديد، به نظر شما سازمان‌هاي خبري چه كاري بايد انجام بدهند كه نمي‌دهند؟
فيسك: اولين چيزي كه آنها بايد انجام دهند اين است كه به خوانندگان يا بينندگان خود بگويند كه در هتل‌هاي خود محبوس و محدود شده‌اند و نمي‌توانند آنجا را براي تهيه گزارشگري خياباني ترك كنند.
آنها در حالي كه از منابع خبري بغداد استفاده مي‌كنند، اين گونه وانمود مي‌كنند كه مي‌توانند درستي اخبار را تاييد كنند، حال آنكه نمي‌توانند.
از اين رو مثلا وقتي امريكايي‌ها ادعا مي‌كنند 142 تروريست را در تلعفر كشته‌اند، وانمود مي‌شود كه مي‌توانند درستي خبر را تاييد كنند، اما آنها نمي‌توانند، چون اصلا نمي‌توانند به آنجا بروند.
حقيقت اين است كه آنها فقط اتاق اكوي چندين سخنگو و مقام دولتي مختلف شده‌اند. هيچ اشكالي ندارد اما لااقل در انتهاي خبر، شرايط گزارشگري خود را براي خواننده‌ها بگوييد
.

آيا فكر مي‌كنيد تصويب قانون اساسي در عراق از طريق رفراندوم تاثيري در پايين آمدن سطح خشونت در اين كشور خواهد داشت؟
حقيقتا نه. بيشتر عراقي‌ها فقط سعي مي‌كنند زنده بمانند. آنها برق ندارند و پول كمي براي خريد سوخت در اختيار دارند. آنها مجبورند به هر قيمت شده از زنان و بچه‌ها و خانواده خود در برابر آدم‌رباياني كه براي پول آنها را مي‌دزدند محافظت كنند.
آنها به شدت از حملات انتحاري كه برخي مواقع 5 تا 6 بار در روز اتفاق مي‌افتد ترسيده‌اند. هم اكنون هرج و مرج سراسر عراق را از موصل تا جنوب بصره فرا گرفته است.
نيم مايل دورتر از منطقه سبز درست همان جايي كه سفارت‌هاي امريكا و انگليس قرار دارند شورشيان مسلح در همه خيابان‌هاي بغداد حضور دارند.
پروژه امريكايي‌ها در عراق به طور كامل زمين‌گير شده و از بين رفته است. مادامي كه آنجا هستي اين موضوع را تشخيص مي‌دهي اما همين كه از اين حباب هرج و مرج بيرون مي‌آيي و تلويزيون‌هاي امريكا يا انگليس را تماشا مي‌كني متقاعد مي‌شوي كه همه چيز به خوبي پيش مي‌روداما اوضاع خوب نيست. همه چيز مصيبت‌بار است
.

آيا مي‌توانيد احساس خود را از ملاقاتي كه با اسامه بن لادن داشتيد بيان كنيد؟
او مردي خشك و خشن و خودباور بود كه با گذشت زمان روز به روز مغرورتر و خودبزرگ‌بين‌تر شد – اما در عين حال مردي است كه پيش از صحبت كردن به خوبي فكر مي‌كند.
بن‌لادن تكيه مي‌دهد و در حالي كه با يك خلال دندان چوبي دندان‌هايش را تميز مي‌كند و به جوابي كه بايد به سوال شما بدهد فكر مي‌كند.
انگيزه‌هاي او با گذشت زمان تغيير كرده‌اند. وقتي اولين بار او را در سال 1993 ملاقات كردم لذت پيروزي خود و مجاهدين بر ارتش شوروي سابق همه ذهن او را فرا گرفته بود.
در سال 1996 آنچه ذهن او را انباشته كرده و از آن سخن مي‌گفت فساد خاندان سلطنتي آل سعود بود.
در سال 1997 به شدت درگير حضور امريكايي‌ها در سرزمين‌هاي جهان عرب بود. به احتمال زياد همين موضوع ذهن او را در روز يازدهم سپتامبر سال 2001 به خود مشغول كرده بود اما من ديگر او را از آن زمان به بعد نديده‌ام.
او مرد خودباور و بسيار متكي به نفسي بود كه آرزوي شديد و بي‌پاياني براي حكومت يا عضويت در يك خلافت اسلامي را داشت
.

آيا در آخرين ملاقات‌تان با بن‌لادن احساس نكرديد كه اين سازمان قادر به انجام حملات يازده سپتامبر باشد؟
نه اما او به من تاكيد كرد كه دعا مي‌كند خداوند به القاعده اجازه دهد تا امريكا را به جايگاه اوليه خودش بازگرداند.
من ابتدا فكر مي‌كردم كه او گزاف مي‌گويد اما وقتي تصاوير موحش مربوط به حوادث يازدهم سپتامبر را عصرگاه همان روز ديدم، به گمانم رسيد كه نيويورك واقعا به وضعيت اسف‌باري مبتلا شده است.

در كتاب اخيرتان گفته‌ايد كه بن‌لادن از شما خواسته بود تا براي القاعده كار كنيد اما شما دست رد به سينه او زديد. فكر مي‌كنيد او از شما چه مي‌خواست؟
نمي‌دانم. در سومين ملاقات بود كه وقتي وارد چادر او شدم با لبخندي كه هيچ وقت از آن خوشم نمي‌آمد به استقبالم آمد و گفت: «يكي از برادرانمان خواب ديده كه شما سوار بر اسب و در حالي كه درست مانند يك مسلمان لباس پوشيده و دستار بر سر گذاشته‌اي خواهي آمد و اين را حمل بر اين كردم كه تو يك مسلمان واقعي هستي.»
اين موضوع را كه او مي‌خواست مرا جذب خودش كند از همان لحظه‌اي كه وارد شدم فهميدم و شايد دليلش اين بود كه من گزارشگر منصفي بودم كه او مي‌توانست مرا به سمت خودش بكشاند.
من به شدت ترسيده بودم و تلاش مي‌كردم پاسخ مناسبي براي او پيدا كنم چون به هر حال در ميان جماعت القاعده بودم.
چيزي كه گفتم اين بود: «من مسلمان نيستم. من يك روزنامه‌نگارم و همه تلاشم اين است كه حقيقت را بگويم.»
او فهميد كه من پيشنهاد او را رد كرده‌ام و پاسخ داد: «اما اين درست شبيه همان است كه يك مسلمان خوب باشي.»و من نفس راحتي از اعماق وجودم كشيدم.
پايان قسمت اول

مترجم: محمدرضا نوروزپور
noroozpour@jamejamonline.ir

 
  لینک مطلب

توقيف موقت دو روزنامه در تانزانيا

سه شنبه پانزدهم آذر 1384

جام جم آنلاین: دو روزنامه تانزانيايي به دليل نشر انتقادات بسيار تند عليه دولت از 3 تا 28 روز توقيف موقت شدند.
به گزارش رويترز دولت تانزانيا در آستانه انتخابات اين كشور دو روزنامه را كه يكي از آنها متعلق به يك نامزد انتخاباتي مخالف دولت است، توقيف موقت كرد.
دفتر "فردريك سومايه" نخست وزير تانزانيا اعلام كرد: روزنامه تندروي "تانزانيا دايما" براي سه روز توقيف موقت و روزنامه "اماني" نيز براي مدت ‪ ۲۸‬روز توقيف شده است ، جرم اين روزنامه‌ها نقض قانون اعلام شد.
روزنامه"تانزانيا دايما" توسط شركت "فري مديا" منتشر مي‌شود كه مالكيت آن را "فريمن امبوئه" نامزد انتخابات رياست جمهوري از حزب مخالف "دمكراسي و پيشرفت" تانزانيا بر عهده دارد.
انتخابات تانزانيا روز ‪ ۱۴‬دسامبر (‪ ۲۳‬آذر) برگزار مي شود

 
  لینک مطلب

رشوه ارتش امريكا براي انتشار مقالات مثبت در روزنامه‌هاي عراق

سه شنبه پانزدهم آذر 1384

جام‌جم آنلاين: ارتش امريكا مخفيانه به روزنامه‌هاي عراقي پول مي‌داده تا برخلاف حقيقت مقالات مثبتي در رابطه با تلاش‌ها براي بازسازي عراق را منتشر كنند.

روزنامه لس‌آنجلس تايمز در شماره روز چهارشنبه 30 نوامبر فاش كرد ارتش امريكا براي انتشار مقالات مثبت در رابطه با تلاش‌ها براي بازسازي عراق، عمليات موفقيت آميز نيروهاي امريكايي در عراق به روزنامه‌هاي عراقي پول مي‌داده است.

لس آنجلس تايمز افزوده است، بسياري از اين مقاله‌ها را نظاميان امريكايي مي‌نوشته و دراختيار روزنامه عراقي قرار مي‌دادند.

به نوشته اين روزنامه، پنتاگون يك قرارداد را با موسسه لينكلن گروپ امضا كرده است. موسسه لينكلن گروپ مستقر در واشنگتن مقاله‌هاي نظاميان امريكايي را به عربي ترجمه كرده و اين مقاله‌ها را براي انتشار در اختيار روزنامه‌هاي عراقي قرار مي‌داده است.
در عين حال، يك گروه كاري در رابطه با عمليات اطلاع‌رساني كه جزو يك واحد نظامي مستقر در بغداد است يك روزنامه عراقي را خريداري كرده و كنترل يك ايستگاه راديويي را در دست دارد كه فقط اخبار و گزارش‌هاي مثبت در رابطه با امريكا را منتشر مي‌كنند.
لس‌آنجلس تايمز نوشته است مساله پرداخت رشوه به روزنامه‌هاي عراقي خشم برخي از مقامات عاليرتبه نظامي امريكايي مستقر در عراق و نيز در پنتاگون را برانگيخته است، زيرا آنها براي به خطر افتادن اعتبار ارتش ايالات متحده در جهان بيم دارند
 
  لینک مطلب

وزير كشور سابق انگلستان ستون نويس روزنامه سان مي‌شود

سه شنبه پانزدهم آذر 1384

جام‌جم آنلاين: ديويد بلانكت، وزير كشور سابق انگلستان و يكي از متحدان كليدي توني بلر كه نقش مهمي در پيروزي‌هاي متوالي او در انتخابات گذشته اين كشور داشته است از اين پس به عنوان ستون‌نويس روزنامه سان مشغول به كار خواهد شد.

بلانكت
به گزارش ديلي‌تلگراف، بلانكت كه تا همين اواخر نوامبر در خانه شماره ده داونينگ استريت و در خدمت توني بلر بود به دليل برخي اخبار كه درباره معاملات بازرگاني او در رسانه‌ها منتشر شد از سمت خود كناره‌گيري كرد.
او حالا به روزنامه سان كه پرفروش‌ترين روزنامه انگلستان است رفته تا در آنجا مطالبي را درباره سياست و اقتصاد انگلستان به رشته تحرير درآورد.


بلانكت به روزنامه تلگراف گفته است: «تنها سياسي نخواهم نوشت. دوست دارم درباره فرهنگ و زندگي امروزي مردم انگليس هم مطالبي بنويسم.»

 
  لینک مطلب

شبكه تلويزيوني تمام خبري فرانسه از راه رسيد

سه شنبه پانزدهم آذر 1384

جام‌جم آنلاين: شبكه تلويزيوني تمام خبري فرانسه بالاخره پس از تلاش‌هاي زياد و پيگيري‌هاي ژاك شيراك رئيس جمهور اين كشور وارد ميدان رقابت با تلويزيون‌هاي خبري جهان شد.
به گزارش يوروپين جورناليسم پس از سي‌ان‌ان، بي‌بي‌سي و الجزيره مردم جهان شاهد ظهور يك شبكه خبري 24 ساعته قدرتمند ديگر، اين بار متعلق به فرانسه خواهند بود.
روزنامه‌هاي فرانسوي با اعلام خبر افتتاح شبكه خبري 24 ساعته فرانسه نوشتند از اين پس پاريس نيز مي‌تواند اخبار را از زاويه ديد خود و با رويكرد نشأت گرفته از كاخ اليزه براي مردم جهان پخش كند.
نام اين شبكه تلويزيوني طوري انتخاب شده تا همانند سي‌ان‌ان و بي‌بي‌سي به راحتي در ذهن بماند و مردم بتوانند آن را دهان به دهان به يكديگر معرفي كنند. سي‌اف‌آي آي (CFII) نام انتخاب شده براي اين شبكه است كه مخفف شبكه اطلاعات بين‌المللي فرانسه است.


اگرچه بخش اجرايي اين شبكه تلويزيوني از ديروز آغاز شده است اما پخش اصلي برنامه‌هاي شبكه در آينده‌اي نزديك آغاز خواهد شد.
از اين رو منابع خبري آغاز به كار عملي اين شبكه جديد خبري را پس از روي كار آمدن شبكه خبري عربي‌زبان بي‌بي‌سي و شبكه خبري انگليسي زبان الجزيره در اوايل سال آينده اعلام كرده‌اند.

 
  لینک مطلب

گزارش بي‌بي‌سي ، راديو نپال را به تعطيلي كشاند!

سه شنبه پانزدهم آذر 1384

images/20051128/pic.jpg جام‌جم آنلاين: پليس نپال يك ايستگاه راديويي را كه قصد داشت مصاحبه راديو بي‌بي‌سي با رهبر شورشيان مائوئيست را مجددا پخش كند ، تعطيل كرد و پنج نفر را در اين ارتباط دستگير كرد.
در مصاحبه‌اي كه راديو بي‌بي‌سي با پاراچاندا به عمل آورده و پخش كرده بود، رهبر شورشيان مائوئيست نپال گفته آنها حاضرند در مخالفت خود با نظام سلطنتي در اين كشور تجديدنظر كنند، به شرط آن كه پادشاه اجازه برگزاري يك انتخابات آزاد و فراگير را بدهد.
پاراچاندا معتقد است كه بايد براي تشكيل مجلس قانون اساسي در نپال يك انتخابات آزاد برگزار شود اما پادشاه نپال با اين كار مخالف است و از اين رو به شدت با موافقان اين طرح مبارزه مي‌كند.


به گزارش بي‌بي‌سي ايستگاه راديويي ساگارماتا در شرف پخش مصاحبه پاراچاندا بود كه دفتر مركزي آنها در كاتماندو مورد حمله پليس قرار گرفت و پخش مصاحبه متوقف شد.
پليس پنج روزنامه‌نگار و متصدي پخش راديويي را به اتهام اقدام تروريستي دستگير كرد كه با اعتراض شديد فدراسيون بين‌المللي روزنامه‌نگاران مواجه شده است.

 
  لینک مطلب

«هارولد پینتر» در بیمارستان

سه شنبه پانزدهم آذر 1384

pinter harold

هارولد پینتر» ، نمایشنامه‌نویس انگلیسی و برنده جایزه نوبل ادبیات امسال در حالی در بیمارستان لندن بستری شده كه وضعیت سلامتی او چندان رضایت بخش نیست. 
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، «جودی دایش» ، سخنگوی «هارولد پینتر» در مصاحبه با این خبرگزاری گفت: مدتی بود كه وضعیت سلامت هارولد چندان تعریفی نداشت، بنابراین او بار دیگر به بیمارستان بازگشت.
پزشكان «پینتر» او را از سفر به استكهلم در هفته جاری برای دریافت جایزه‌ نوبل منع كرده‌اند.

 هارولد پینتر
علی‌رغم حال نه چندان مساعد «پینتر» ، سخنگوی او گفت: وضعیت جسمانی «هارولد» روز یكشنبه آنقدر خوب بود كه بتواند نوار سخنرانی خود كه قرار است 7 دسامبر (16 آذر) در مراسم اعطای جایزه نوبل پخش شود، را ضبط كند.
وی از بازگو كردن زمان و علت بستری شدن «پینتر» خودداری كرد. او همچنین نام بیمارستان را فاش نكرد و تنها به گفتن این مطلب كه «هارولد» در لندن بستری شده است اكتفا كرد.
«هارولد پینتر» كه بیماریش در دسامبر 2002 سرطان حنجره تشخیص داده شد، در خانواده‌ای یهودی در «هانكی» واقع در شرق لندن متولد شد.پدر او خیاط لباس‌های زنانه بود.
پینتر در سراسر جهان شهرتی فراگیر دارد. او از نزدیك پنجاه سال پیش به عنوان بازیگر، كارگردان و نمایشنامه نویس در تئاتر بریتانیا حضور داشته است.
پینتر نمایشنامه نویسی است صاحب سبك كه بیان فشرده و گیرای او، با مكث‌ها ‌و سكوت‌های عمیق و مؤثر معروفیت دارد.

   هارولد پینتر در جواني
آثار اولیه هارولد پینتر تحت عنوان «تئاتر پوچ» رده بندی می‏شدند، اما با برجسته شدن رگه‌های ‌سیاسی و اجتماعی تعهدآمیز در آثارش، آثار او امروزه بیشتر در رده «تئاتر معترض» جای می‏گیرند. برخی از نمایشنامه‌های او مستقیما اختناق و دیكتاتوری را زیر حمله می‏برند.
پینتر در دفاع از حقوق بشر نیز همواره حضوری فعال داشته است.
هارولد پینتر بیش از سی نمایشنامه، چند داستان و حدود ده فیلمنامه نوشته است. از فیلمنامه‌های ‌او به ویژه «زن ستوان فرانسوی» (1981) معروفیت زیادی دارد.
به نظر می‏رسد كه اعطای جایزه نوبل به نویسندگان بزرگ تئاتر، به سنتی تازه در آكادمی نوبل بدل شده است. در سال‌های گذشته داریو فو ایتالیایی و الفریده یلینك اتریشی این جایزه را برنده شدند، كه هر دو اساسا نمایشنامه‌نویس هستند.
هارولد پینتر نیز داستان‌ها و مقالات بسیاری نوشته، اما شهرت و اهمیت او به خاطر آثار تئاتری اوست.
هارولد پینتر هفتاد و پنج سال دارد و در لندن زندگی می‌كند

سايت هارولد پينتر

 
  لینک مطلب

گاردين: ايران مهد سينماي اسلام است

سه شنبه پانزدهم آذر 1384


 


با انتخاب نخستين دولت سكولار در پاكستان، زنان به حضور در مطالعات و جستجوي كار تشويق شدند، اما نه بر اساس قوانين اسلامي بلكه به دليل مخالفت با كشور همسايه؛ يعني هند، نمايش بوسه ممنوع و بدن زنان بايد كاملا پوشيده بود، حتي در هنگام شنا در سواحل و پس از آن، كليه صحنه‌‌هاي اين‌گونه از فيلم‌ها برداشته شد كه البته باعث خالي شدن سينماها شد.

 

 

«گاردين»، يكي از مشهورترين روزنامه‌هاي بريتانيا، در گزارش مشروحي با بررسي صنعت سينما در كشورهاي اسلامي به ويژه مصر، تركيه، پاكستان، اندونزي و تاجيكستان، ايران را به عنوان نخستين كشور اسلامي كه به توليد آثار برجسته متأثر از انديشه ديني مي‌پردازد، معرفي كرده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، در اين مقاله كه به قلم «طريق علي» در «گاردين» منتشر شده، آمده است: تقسيم‌بندي سينما به سينماي اسلامي، همچون تقسيم آن به سينماي مسيحي، يهودي يا بودايي كاري مشكل است. زبان سينما، هميشه جهاني بوده است. تفسيرها متفاوت است. مثلا سانسور اولويت‌هاي متفاوتي دارد: در دهه 1950 و در هاليوود، يك زوج نمي‌توانستند روي دو تخت بخوابند و بايد هميشه كاملا پوشيده باشند و در جنوب آسيا، قيچي‌هاي سانسور، صحنه بوسه‌ها را قطع مي‌كند. اما فيلم‌هاي تجاري و هنري مدت زمان زيادي را به اين محدوديت‌ها پايبند نبودند.

برادران لومير براي نخستين بار در سال 1896 و در پاريس، تصاوير متحرك را به نمايش درآوردند. يك سال پس از آن، نمايش خصوصي براي نخستين بار در كاخ «ايلديز» استانبول اجرا شد. تماشاگران آن خليفه عثماني (رهبر مادي و معنوي اهل سنت) و عده‌ كمي از درباريان بودند. در سال 1898 به مردم عثماني به طور سري اجازه داده شد تا در ميدان «گالاتاساري» و سالن نمايشي كه در آنجا تأسيس شده بود، به تماشاي فيلم بپردازند و به اين ترتيب، در طول دهه بعد از آن، شيوع قارچ‌‌گونه سالن‌هاي سينما، باعث هجوم هزاران نفر در شهرهاي استانبول و اسميرنا براي ديدن فيلم شد.

موانع فرهنگي از سال 1919 و پس از جنگ جهاني اول، سريعا وارد اين عرصه شد. فيلم «احمد فهيم» از سوي مقامات انگليسي اشغالگر عثماني از نظر سياسي «محرك» خوانده و توقيف شد. اما با تولد تركيه پس از عثماني، اين صنعت يك حامي مهم پيدا كرد؛ «لطيفه اوساكليگي»، همسر «كمال آتاتورك» ـ ازدواج آنان تنها دو سال طول كشيد (1923ـ 1925) ـ در اين زمان استانبول پيشتاز صنعت سينما بود و قاهره در رده دوم قرار داشت. بمبئي هم فاصله چنداني با آنها نداشت. مسلمانان ستاره‌هاي بي‌چون‌وچراي سال‌هاي اوليه باليوود بودند؛ درست مانند يهوديان در هاليوود و بيشر آنان با تغيير نام خود، سعي در جذب مردم هند داشتند مانند «يوسف‌خان» كه «ديليپ كومار» شد و «مها جابين» كه «مينا كومار» شد.

پس از جدا شدن پاكستان از هند در سال 1947 ستاره‌هاي مسلمان به اين كشور جديد راه يافته و صنايع فيلمسازي لاهور را تأسيس كردند، اما موفقيت باليوود را نداشتند؛ بنابراين، دولت پاكستان تصميم گرفت با ممنوعيت ورود فيلم‌هاي هندي از سينماي خود حمايت كند. نتيجه يك فاجعه بود. تجارت، خلاقيت را خفه كرد. از آنجايي كه كسي فيلم‌هاي پاكستاني را نگاه نمي‌كرد، توليدكنندگان به دزدي فيلم‌ها از اصل هندي آنها روي آوردند. با انتقال حكومت به دست نظاميان در دهه‌هاي 50 و 60 هاليوود باز هم حاكم بر سينماي پاكستان شد.

يك دهه بعد و با انتخاب نخستين دولت سكولار در پاكستان، زنان به حضور در مطالعات و جستجوي كار تشويق شدند، اما هنوز در سينما راهي نداشتند. اما نه بر اساس قوانين اسلامي بلكه به دليل مخالفت با كشور همسايه؛ يعني هند، نمايش بوسه ممنوع و بدن زنان بايد كاملا پوشيده بود، حتي در هنگام شنا در سواحل و پس از آن، كليه صحنه‌‌هاي اين‌گونه از فيلم‌ها برداشته شد كه البته باعث خالي شدن سينماها شد.

فيلم‌هاي پاكستاني هنوز هم در اين شرايط ساخته مي‌شوند. يك نقطه‌ضعف ديگري در دهه 90 در اين سينما به وجود آمد و آن، حضور نظاميان بين‌الملل با نام «جهاد اسلامي» و حمله به سلمان رشدي بود. اين موج متمركز بر گروهي از نظاميان اسلامي پاكستان بود كه به محل نگهداري سلمان‌رشدي حمله مي‌كردند.

در اندونزي، پرجمعيت‌ترين كشور اسلامي، و به دنبال آن در تاجيكستان، اين‌گونه تحريمات سنگين، بدون هيچ‌گونه واكنشي از سوي روحانيون و... مورد استقبال قرار گرفت و در آنها فساد، مستي و رشوه‌خواري جامعه آن كشورها به ويژه در تاجيكستان به تصوير كشيده شد. اما امروزه قابل توجه‌ترين و لرزاننده‌ترين سينما، متعلق به ايران تحت حاكميت روحانيون است. موج جديد سينماي فرانسه تأثير بسياري بر بازار هنري سينماي اين كشور داشته است. بر اثر اجبار محيط فيلمسازان ايراني (مانند بلوك كمونيست اين كشور در دهه 60) آنان بر سمبل‌گرايي و تمثيل و ايجاد يك موج پركيفيت سينماي متفاوت متمركز شدند. يك دليل آن، سنت ديني معنوي غني ايران بود كه باعث برتري اين امر به دنياي حريص شاه و همچنين جماعت مذهبيون شد.

عباس كيارستمي، پدر موج جديد سينماي ايران، فارغ‌التحصيل دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، سينما را مانند نقاشي يا مجسمه‌سازي مي‌داند. زمينه و معماري آن درست مانند بازيگران مهم است. هر كدام از اين ديدگاه‌ها، بازگشاي دنيايي جديد بود. پايان‌ها، اغلب مبهم و معماوار و تفسيرهاي متفاوت، هميشه ممكن است.

در «طعم گيلاس» (1997) مردي مي‌خواهد خودكشي كند، اما به روشي آرام و بدون هيجان. كيارستمي در مورد اين فيلم گفت كه منظور تصميمات بسياري است كه ما در زندگي با آن روبه‌رو هستيم. تصميم به خودكشي، امري تصادفي بود، نه تفسير اصلي من از فيلم.

زبان سينمايي و تمايلات داخلي فيلمسازان ايران بسيار متفاوت است و با مقياسي گسترده مانند «روسليني» تا «فليني» «آكيرا كوروساوا» تا «هوسيائو هسين» اما با جرياني ثابت است. حتي فيلمسازي چون مخملباف و خانواده وي، خود را جزيي از جامعه مدني مي‌دانند.

همه درباره يكديگر نظر و پيشنهادي مي‌دهند و از نظر هنري و سياسي به هم كمك مي‌كنند. همكاري جعفر پناهي با كيارستمي در فيلمي مهم از قتل‌هاي انجام‌شده در يك طلافروشي در تهران، باعث خلق يك اثر هنري نئورئاليست شد كه چهارچوب‌ها برگرفته از واقعيات خام جامعه بود.

فيلم «مارمولك» ساخته كمال تبريزي نيز به نحوي مشابه فيلم‌هاي تارانتينو، استقبال بي‌نظيري را در ايران و خارج از آن داشت. مدرسه مستقل و غيرمقلد كارگردانان ايراني هم‌اكنون عليه سخنان دروغ و غيرعقلايي بودن سينماي غرب، كه هم‌اكنون رقيب ندارد، برخاسته است. و مذهب؟ مذهب در زمينه همه اين فيلم‌ها به شدت قابل رؤيت است، اما هيچ‌گاه محور اساسي و رسمي اين موج از سينماي جديد اسلامي نبوده است.

 
  لینک مطلب

رهبري روي اسكناس برايش نوشته بودند:كي مي‌تونه جز من و تو درد ما رو چاره كنه

سه شنبه پانزدهم آذر 1384

روزنامه «كيهان» در ستون «نسل سوم» خود در يادداشتي نوشت: يكي، دو هفته پيش براي ديدار با بنده‌خدايي رفتم دفتر راديو تهران (ميدان ارك)، توي يكي از استوديوهاي آنجا نشسته بودم و مغزم از فرط صداهاي بلند موسيقي كه وسط پلاتوي مجري پخش مي شد به حد انفجار رسيده بود. پا شدم و از توي استوديو آمدم بيرون.

يك چند دقيقه بعد توي راهروي سازمان چشمم افتاد به مردي كه لنگ لنگان به سمت استوديوي روبرويي‌ام مي‌آمد. جلوتر كه آمد ديدم خودش است؛«داريوش جم»!

هنرمندي كه ترانه «ياردبستاني» اش هنوز كه هنوزه پر از طراوت و تازگي و انرژي است وانگار كه كهنه بشو نيست كه نيست.

حالا مجري شبكه راديويي تهران است و ترجيح مي دهد كه درهمين به قول خودش «پاتوق گلوبندكي» بماند و سمت تلويزيون نرود. حالا ديگر حتي علاقه به خوانندگي هم ندارد. يا شايد هم دارد و...

يادش به خير، 7-8سال پيش به دعوت تهيه كننده برنامه راديويي «سرودها و نامه ها» چند بار آمدم توي استوديوي اين برنامه واز همانجا با داريوش جم (مجري برنامه) آشنا شدم.

خلاصه آن روزچند دقيقه اي فرصت كردم كه بنشينم كنارش ويك گپ 5-6 دقيقه اي با او بزنم. اول از همه به او پيشنهاد يك مصاحبه درست و حسابي دادم كه قبول نكرد و دليل قبول نكردنش را هم بي معرفتي برخي صدا و سيمايي ها در دست كاري مصاحبه هاي قبلي اش دانست.

بعد رفتيم سراغ «ياردبستاني من...»، مي گفت خودم هروقت اين آهنگ را گوش مي دهم تمام موهاي بدنم سيخ مي شوند، مي گفت حس مي كنم اين آهنگ را يكي آمده گذاشته درحنجره من ورفته، وگرنه من كجا و همچين آهنگي كجا!

از جم درمورد دفترتحكيم وحدت و اينكه اين آهنگ شده سرود ملي آنها پرسيدم و پرسيدم كه آيا خودش از اين ماجرا راضي هست يا نه؟

آه كشيد وگفت خيلي با اين ماجرا درگير بودم كه به اينها ثابت كنم اين آهنگ ملي است نه متعلق به يك تشكل يا گروه، ضمن اينكه قانوناً هم اشكال دارد. هرچند اين آهنگ اينقدر اصيل است كه به هر كسي پا نمي دهد!

تازه گپ وگفت خودماني‌مان دور گرفته بود كه چراغ استوديو سبز شد و تهيه كننده برنامه آمد سراغ مجري برنامه‌اش و جمع ما را به هم زد.

موقع خداحافظي وقتي داشت شماره تلفنم را يادداشت مي كرد، از او پرسيدم قشنگ ترين يادگاري كه تا حالا گرفتي چه بوده؟! شماره را كه نوشت، دست كرد توي جيبش و يك اسكناس 100توماني كه داخل يك كيف پلاستيكي بود را درآورد و گفت اين!

گفتم ماجرا دارد؟ گفت آره، 3-4 سال پيش وقتي رهبري آمدند صدا و سيما و به ما هم سرزدند، از ايشان پرسيدم اگر از شما يك يادگاري بخواهم چه چيزي به من مي دهيد؟! آقاي خامنه اي هم دست كردند درجيب شان و اين اسكناس را درآوردند و گفتند اين!
مي‌گفت اين اسكناس را هميشه همراه خودم دارم.حسابي برايم بركت آورده!

روزنامه «كيهان» در ستون «نسل سوم» خود در يادداشتي نوشت: يكي، دو هفته پيش براي ديدار با بنده‌خدايي رفتم دفتر راديو تهران (ميدان ارك)، توي يكي از استوديوهاي آنجا نشسته بودم و مغزم از فرط صداهاي بلند موسيقي كه وسط پلاتوي مجري پخش مي شد به حد انفجار رسيده بود. پا شدم و از توي استوديو آمدم بيرون.

يك چند دقيقه بعد توي راهروي سازمان چشمم افتاد به مردي كه لنگ لنگان به سمت استوديوي روبرويي‌ام مي‌آمد. جلوتر كه آمد ديدم خودش است؛«داريوش جم»!

هنرمندي كه ترانه «ياردبستاني» اش هنوز كه هنوزه پر از طراوت و تازگي و انرژي است وانگار كه كهنه بشو نيست كه نيست.

حالا مجري شبكه راديويي تهران است و ترجيح مي دهد كه درهمين به قول خودش «پاتوق گلوبندكي» بماند و سمت تلويزيون نرود. حالا ديگر حتي علاقه به خوانندگي هم ندارد. يا شايد هم دارد و...

يادش به خير، 7-8سال پيش به دعوت تهيه كننده برنامه راديويي «سرودها و نامه ها» چند بار آمدم توي استوديوي اين برنامه واز همانجا با داريوش جم (مجري برنامه) آشنا شدم.

خلاصه آن روزچند دقيقه اي فرصت كردم كه بنشينم كنارش ويك گپ 5-6 دقيقه اي با او بزنم. اول از همه به او پيشنهاد يك مصاحبه درست و حسابي دادم كه قبول نكرد و دليل قبول نكردنش را هم بي معرفتي برخي صدا و سيمايي ها در دست كاري مصاحبه هاي قبلي اش دانست.

بعد رفتيم سراغ «ياردبستاني من...»، مي گفت خودم هروقت اين آهنگ را گوش مي دهم تمام موهاي بدنم سيخ مي شوند، مي گفت حس مي كنم اين آهنگ را يكي آمده گذاشته درحنجره من ورفته، وگرنه من كجا و همچين آهنگي كجا!

از جم درمورد دفترتحكيم وحدت و اينكه اين آهنگ شده سرود ملي آنها پرسيدم و پرسيدم كه آيا خودش از اين ماجرا راضي هست يا نه؟

آه كشيد وگفت خيلي با اين ماجرا درگير بودم كه به اينها ثابت كنم اين آهنگ ملي است نه متعلق به يك تشكل يا گروه، ضمن اينكه قانوناً هم اشكال دارد. هرچند اين آهنگ اينقدر اصيل است كه به هر كسي پا نمي دهد!

تازه گپ وگفت خودماني‌مان دور گرفته بود كه چراغ استوديو سبز شد و تهيه كننده برنامه آمد سراغ مجري برنامه‌اش و جمع ما را به هم زد.

موقع خداحافظي وقتي داشت شماره تلفنم را يادداشت مي كرد، از او پرسيدم قشنگ ترين يادگاري كه تا حالا گرفتي چه بوده؟! شماره را كه نوشت، دست كرد توي جيبش و يك اسكناس 100توماني كه داخل يك كيف پلاستيكي بود را درآورد و گفت اين!

گفتم ماجرا دارد؟ گفت آره، 3-4 سال پيش وقتي رهبري آمدند صدا و سيما و به ما هم سرزدند، از ايشان پرسيدم اگر از شما يك يادگاري بخواهم چه چيزي به من مي دهيد؟! آقاي خامنه اي هم دست كردند درجيب شان و اين اسكناس را درآوردند و گفتند اين!
مي‌گفت اين اسكناس را هميشه همراه خودم دارم.حسابي برايم بركت آورده!

رهبري روي اسكناس برايش نوشته بودند:
«كي مي‌تونه جز من و تو درد ما رو چاره كنه».


 

 
  لینک مطلب

نمايش فیلم ایرانی ضدآمريكايي در آمريكا

چهارشنبه نهم آذر 1384

فيلم مستند ـ سينمايي «خداحافظ ارنستو» به کارگرداني يک فيلمساز ايراني تور نمايش خود را در آمريکا از ده روز پيش آغاز کرده است.

به گزارش مهر، به نقل از تهيه‌کننده فرانسوي فيلم، «خداحافظ ارنستو» مستند بلندي است پيرامون زندگي، افکار، انديشه‌ها و مرگ ارنستو چه‌گوارا قهرمان محبوب آمريکاي لاتين که در سال 2003 توسط پويان شاهرخي، فيلمسازجوان ايراني، در کوبا ساخته شده است.

پس از اکران موفق اين فيلم در شهرهاي مختلف اروپا، تور نمايش آن در آمريکا آغاز شد و با وجود مضمون کاملا آزادي‌خواهانه و ضدآمريکايي در اولين اکران آمريکايي خود در شهر واشينگتن مورد استقبال منتقدان و علاقمندان قرار گرفت.

اين در حالي است که پس از پايان فيلم عده اي از دانشجويان با شعارهايي نسبت به سياست‌هاي تجاوزکارانه آمريکا و دولت بوش اعتراض کردند که منجر به دخالت پليس محلي در محل نمايش فيلم شد.

«خداحافظ ارنستو» پس از واشينگتن در نمايش ويژه يک هفته‌اي خود در شهرهاي مختلف آمريکا روي پرده مي رود که اين برنامه‌ها عبارتند از 27 نوامبر در نيوجرسي، 3 دسامبر در شيکاگو، 9 دسامبر در دانشگاه UCLA، نيمه دسامبر در نيويورک، 21 دسامبر در لوس‌آنجلس و از 25 دسامبر در وست ويل.

همچنين «خداحافظ ارنستو» همزمان با مراسم آغاز سال نو ميلادي به مدت 10 روز در نوادا اکران خواهد شد. پس از تور آمريکا اين فيلم در کشورهاي مختلف آمريکاي جنوبي به اکران درمي‌آيد.

«خداحافظ ارنستو» در کشور ايران نيز به صورت VCD در شبکه فيلم‌هاي ويدئويي توزيع شده و در اختيار عموم قرار گرفته است.

 
  لینک مطلب

اعتصاب در روزنامه لیبراسیون فرانسه

پنجشنبه سوم آذر 1384

جام جم آنلاین: اعتصاب کارکنان روزنامه لیبراسیون روز سه شنبه 22 نوامبر وارد دومین روز خود شد.این مساله موجب می شود تا این روزنامه معتبر روز چهارشنبه برای دومین روز متوالی منتشر نشود.
به گزارش خبرگزاری فرانسه ، کارکنان روزنامه لیبراسیون روز دوشنبه 21 نوامبر پس از اعلام طرح مدیریت برای حذف 52 شغل در این روزنامه در جریان یک جلسه عمومی تصمیم به اعتصاب گرفتند.
روزنامه لیبراسیون روز سه شنبه منتشر نشد و سایت اینترنتی روزنامه نیز تعطیل شد.
در یک جلسه دیگر کارکنان در روز سه شنبه تصمیم گرفته شد اعتصاب 24 ساعت دیگر تمدید شود بنابراین روز چهارشنبه برای دومین روز متوالی لیبراسیون منتشر نمی شود که در تاریخ این روزنامه بی سابقه است.
ادوارد دوروچیلد در ماه آوریل با یک سرمایه گذاری 20 میلیون یورویی برای توسعه روزنامه 38.87 درصد سهام لیبراسیون را به دست آورد و سهامدار عمده این روزنامه شده است. کارکنان لیبراسیون 18.45 درصد سهام این روزنامه را در اختیار دارند.
روزنامه لیبراسیون در سال 1973 توسط سرژ ژولی تاسیس شد که هم اکنون ریاست این روزنامه که ارگان حزب سوسیالیست فرانسه است را به عهده دارد.
روزنامه لیبراسیون حدود 350 کارمند اعم از روزنامه نگار ، بخش فنی ، اداری و غیره دارد.

 
  لینک مطلب

تلويزيون مخصوص سياهپوستان در برزيل

پنجشنبه سوم آذر 1384

جام جم آنلاين: نخستين كانال تلويزيوني سياهپوستان از ديروز در برزيل فعاليت خود را آغاز كرد.
از ايجاد «تلويزيون ما» به عنوان گامي بزرگ در مسير مبارزه برزيل عليه تبعيض ستايش شده و به اين مناسبت سياستمداران، شخصيت‌ها و فعالان حقوق بشر در استوديو «كاساورده» در شمال سائوپائولو گردآمدند.
جيمز مرديت، 72 ساله، از فعالان قديمي حقوق بشر در امريكا به گاردين گفت اين مهمترين تحول در زمينه ارتباطات براي جوامع سياهپوستان سراسر جهان خواهد بود.


مرديت افزود: «برخلاف ايالات متحده و آفريقاي جنوبي، برزيل نظام برتري سفيدپوستان را داشت اما بدون نشانه‌هاي ظاهري آپارتايد يا تبعيض نژادي. تا وقتي كه مردم برزيل با اين واقعيت مقابله نكنند، ميراث برده‌داري در اين كشور ادامه خواهد يافت.
برزيليان آفريقايي‌تبار تقريبا نيمي از جمعيت 180 ميليوني برزيل را تشكيل مي‌دهند و 63 درصد از فقيرترين مردم اين كشور سياهپوست هستند.
آمار سال 2000 دولت برزيل نشان داد 7/62 درصد سياهان در مقابل 6/39 درصد سفيدپوستان به بهداشت دسترسي ندارند و گزارش تازه‌اي از سازمان ملل نشان مي‌دهد مردان سياهپوست برزيل به طور متوسط 50 درصد كمتر از مردان سفيدپوست براي انجام كارهاي مشابه حقوق مي‌گيرند.
مبارزان حقوق بشر تبعيض‌نژادي را از دلايل اصلي بالا بودن نسبت جنايت در برزيل مي‌دانند. اكثر قربانيان جنايات مردان سياه 15 تا 24 ساله هستند.

 
  لینک مطلب

اسرار كثیف هالیوود

سه شنبه یکم آذر 1384

اسرار كثیف هالیوود



 

نویسنده: برایان كورتیس

حقایق هالیوود همیشه به آسانی فاش نمی‌شود. درباره روابط عمیق میان پنتاگون و هالیوود به ندرت سخنی گفته می‌شود. روابطی كه نه تنها میلیون‌ها دلار درآمد به جیب فیلمسازان هالیوود سرازیر می‌كند و نیز ابزار تبلیغاتی مفیدی برای ارتش جهت جذب نیرو است، بلكه تاریخ را نیز در جهت اهداف واشینگتن تحریف می‌كند و در مجامع بین‌المللی چهره‌ای موجه از آن به نمایش می‌گذارد.
 
 

وقتی هالیوود درگیر جنگ‌ها می‌شود، فیلم‌ها باید تاوان سنگینی بپردازند. قوانین هالیوود آشناست. حقیقت این است كه در هالیوود فقط آدم‌های خوب برنده هستند و هنگامی كه با فیلم‌های تولیدی آن سر و كار داشته باشیم، قطعاً «آدم‌های خوب» آمریكایی خواهند بود. وقایع تاریخی هرگز نمی‌توانند سد راه فیلم‌های پر فروش هالیوود قرار گیرند. برای مثال فیلم «نجات سرباز رایان» را در نظر گیرید. در این فیلم گویا فراموش شده است كه هفتادو دو هزار سرباز انگلیسی و كانادایی نیز در جنگ شركت داشته‌اند. هالیوود از ما می‌خواهد باور كنیم كه این نیروهای آمریكایی بودند كه با رمزگشایی یك دستگاه ارسال پیام‌های رمز غنیمت گرفته شده از یك زیردریایی آلمانی، توانستند مسیر جنگ را هدایت كنند و اصلاً مهم نیست كه نیروهای انگلیسی شش ماه قبل درگیر جنگ شده بودند.

اما حقایق هالیوود همیشه به این آسانی فاش نمی‌شود. برای مثال، درباره روابط عمیق میان پنتاگون (وزارت دفاع آمریكا) و هالیوود به ندرت سخنی گفته می‌شود. روابطی كه نه تنها میلیون‌ها دلار درآمد به جیب فیلمسازان هالیوود سرازیر می‌كند و نیز ابزار تبلیغاتی مفیدی برای ارتش جهت جذب نیرو است، بلكه تاریخ را نیز در جهت اهداف واشینگتن تحریف می‌كند و در مجامع بین‌المللی چهره‌ای موجه از آن به نمایش می‌گذارد.

در برنامه‌ای تلویزیونی به نام «عملیات هالیوود» كه از شبكه SBS پخش شد، امیلیو پاكال فیلمساز به همراه دیو راب، روزنامه‌نگار و كارشناس سینما به نقد و بررسی مشاوره و كمك‌هایی كه تهیه‌كنندگان فیلم‌ها از پنتاگون دریافت كرده‌اند، پرداختند.

راب كه قبلاً برای مجلات «ورایتی» و «هالیوود ریپورتر» فعالیت می‌كرده در این برنامه گفت طی تحقیقات خود با پی بردن به جزئیات دسترسی آسان تهیه كنندگان و فیلمسازان به كشتی، تانك، تجهیزات، اطلاعات، پایگاه‌های نظامی، و نیز نیروها و مناطقی كه جلوه‌ای بسیار واقعی به صحنه‌های فیلم‌ها می‌داد، حیرت زده شده است. گزارش او كه بررسی صفحه به صفحه فیلمنامه‌هایی است كه استودیوها به پنتاگون تحویل داده‌اند، به خوبی نشان دهنده نوعی تبانی براس سانسور و گنجاندن تبلیغات مورد نظر پنتاگون در فیلمنامه‌ها می‌باشد. پذیرش چنین سیستم نظارتی برای هالیوود به معنای برخورداری از كمك‌ها و همكاری پنتاگون است. و برای پنتاگون نیز به معنی نشان دادن چهره‌ای مطلوب از نیروهای خود و رفتار، دیدگاه‌ها و وطن دوستی آنها و در نتیجه توجیه وارد شدن به جنگ است.

با این حال چرا پنتاگون بودجه خود را صرف صلح طلبی یا بهبود جنبه‌های نامطلوب زندگی سربازان خود نمی‌كند؟ چرا باید به فیلم «گروهان» كمك كند در حالی كه فیلم «كلاه سبزها» خوشایندِ آنهاست؟
از جمله كسانی كه در برنامه «عملیات هالیوود» اظهار نظر كرده‌اند، فیل‌نویس، كارگردان استرالیایی؛ فیل استراب از وزارت دفاع آمریكا؛ لارنس سویید، مورخ؛ و جوترنتو، نویسنده و رئیس «مركز آموزش عمومی ضد جنگ» را می‌توان نام برد. همگی این افراد اتفاق نظر داشتند كه در فیلم‌های مورد تایید پنتاگون دیالوگ، طرح داستان و ملیت قهرمان‌ها تغییر داده می‌شود تا تهیه كنندگان بتوانند به جنگ افزارهای پنتاگون دسترسی پیدا كنند.

برای مثال در سال 1995 در فیلمنامه اصلی و اولیه فیلم جمیزباندی «چشم طلایی» یك ژنرال نیروی دریایی آمریكا اسرار نظامی را فاش می‌كند. اما در نسخه اصلاح شده فیلم می‌بینیم كه فرد خائن یك افسر نیروی دریایی فرانسه می‌باشد.

پاكال و راب به بررسی دقیق تغییرات صورت گرفته در فیلمنامه‌ها پرداخته‌اند. آنها فهرستی از اسامی فیلم‌ها و تهیه كنندگانی كه با پنتاگون همكاری كرده‌اند، تهیه كرده و نشان دادند كه ویراستاریان وزارت دفاع چگونه فیلمنامه‌ها را تغییر می‌دهند. جالب است كه در این گزارش از فیلمسازانی كه خود اقدام به سانسور فیلمنامه‌ها و همكاری با پنتاگون كرده‌اند، بیش از ویراستاران انتقاد شده است. به گفته راب او در مبارزه علیه این سیستم نظارتی دریافته است كه تاثیر چنین تحریف‌هایی بر نسل كنونی جوانان آمریكایی هنوز مشخص نیست. چه تعداد از سربازان آمریكایی كه در عراق كشته شدند، پس از تماشای این نوع فیلم‌ها تصمیم به حضور در جنگ گرفتند؟ چه تعداد از جوانان بر اثر تبلیغاتی كه برای جذب نیرو در این فیلم انجام شده، جان خود را از دست دادند؟

ظاهراً تنها كاری كه تهیه كنندگان برای برخوردار شدن از كمك‌های پنتاگون باید انجام دهند این است كه پنج نسخه از فیلمنامه را برای تایید به آنجا تحویل دهند و سپس كلیه تغییرات پیشنهادی پنتاگون را در فیلمنامه اعمال كنند. آنگاه دقیقاً مطابق با فیلمنامه شروع به ساخت فیلم كنند و محصول نهایی را قبل از نمایش عمومی آن در اختیار پنتاگون قرار دهند. به گفته راب بسیاری از فیلمسازان هالیوود از قبیل جری براك هایمر، تام گلدنبرگ، جان وو و سایر تهیه كنندگان و كارگردانان با كمال رغبت چنین همكاری را با پنتاگون دارند. «راز كثیف هالیوود» همین است.

اما فقط فیلم‌های سینمایی هدف این سیستم قرار ندارند. سریال‌های كارتونی كودكان نیز از سانسورها و تغییرات پنتاگون در امان نیستند. اخیراً صحنه‌ای از یك كارتون كه در آن هواپیمایی جنگی آتش می‌گیرد و سقوط می‌كند، پنتاگون را نگران كرده بود. از این رو خواستار تغییر فیلمنامه آن شد چرا كه آنها نمی‌خواهد كودكان- سربازان آینده- ببینند كه ارتش آمریكا جنگ افزارهای ناكارآمد تولید می‌كند.

جای تعجب نیست كه دولت آمریكا نیز از هر آنچه پیامی مثبت از آمریكا را نشان دهد پشتیبانی می‌كند و به فیلم‌هایی چون «طولانی‌ترین روز» ، «اسلحه برتر» یا «پرل هاربر» علاقه زیادی دارد. اما فیلم‌هایی از قبیل «اكنون آخر الزمان» ، «گروهان» یا «دكتر استرنج لاو» به مذاقش خوش نمی‌آید. همینطور فیلم‌هایی كه در آنها سربازان زخمی و مجروح، قربانیان جنگ، اردوگاه‌های اسرا یا تلفات غیر نظامیان به تصویر كشیده می‌شوند، ... این فیلم‌ها هیچ ارتباطی به آنها ندارد! اما كافیست فیلمساز با استفاده از قوه تخیل خود قهرمان فیلم را ژنرالی چهار ستاره قرار دهد. در آن صورت با مدال‌ها و جوایز متعدد بمباران خواهد شد.

برای پیمودن جاده شهرت و محبوبیت نزد سردمداران دولت آمریكا راه‌های ‌دیگری نیز وجود دارد. برای مثال نشان دادن واكنش‌های عاطفی پنتاگون در زمان جنگ برای آنها بسیار جالب خواهد بود (تلویزیون انگلیس از این شیوه بسیار استفاده می‌كند.) مثلاً پیام فیلم «جنگ فویل» حول محور فداكاری و تفاهم می‌چرخد. فویل، رئیس پلیس پیر وعاقلی است كه از تعقل، شكیبایی و بردباری خود برای مبارزه با خرابكاری و جنایت استفاده می‌كند. این فیلم به جای نمایش كشتار و خونریزی در میادین جنگ، ارزش‌های اصیلی را كه انسان‌ها برای حفظ آنها مبارزه می‌كنند، به نمایش می‌گذارد

 
  لینک مطلب

مذاکره بوش و بلر براي بمباران ساختمان شبکه «الجزيره» در قطر

سه شنبه یکم آذر 1384

 

يک روزنامه انگليسي فاش کرد که جرج بوش، رئيس‌جمهوري آمريکا، درصدد بود تا نيروي هوايي اين کشور ايستگاه تلوزيوني شبکه «الجزيره» را بمباران کند و در مذاکرات پنهاني با توني بلر، نخست‌وزير انگليس اين مسئله را بررسي کرده بود.

به گزارش مهر به نقل از روزنامه انگليسي «ديلي‌ميرور»، يک نسخه پنج‌صفحه‌اي از مذاکرات رئيس‌جمهوري آمريکا و نخست‌وزير انگليس نشان مي‌دهد که بلر و بوش، درباره يک حمله نظامي به ايستگاه تلويزيوني «الجزيره» در قطر با هم مذاکره کرده‌اند.

بر پايه اين گزارش، اين نسخه از مذاکرات دو طرف، در طول ديدار 16 آوريل 2004 بلر از واشنگتن، نشان مي‌دهد که بوش مي‌خواسته است که به مراکز شبکه ماهواره‌اي «الجزيره» حمله کند.

بلر تهديد کرده که قرار بوده اين حمله در «دوحه» ـ پايتخت قطر ـ که مقر شبکه «الجزيره» در آن واقع است، صورت گيرد.

ديدگاه‌هاي «الجزيره» در مورد جنگ در عراق از زمان آغاز حمله آمريکا به اين کشور در سال 2003 مورد انتقاد واشنگتن بوده است.

بنا بر اين گزارش، شبکه «الجزيره» پيام‌هايي را از اسامه بن‌لادن، رهبر شبکه تروريستي «القاعده» منتشر کرده و همچنين تصاويري را از سر بريدن گروگان‌هاي غربي توسط شورشيان در عراق و مرگ سربازان و غيرنظاميان عراقي که در جنگ کشته شده‌اند، به نمايش گذاشته است.

اين گزارش در ادامه آورده است: اين مسئله براي بوش غيرقابل‌تحمل و زيانبار بوده است.
بوش گفته است که مي‌خواسته مراکز شبکه «الجزيره» را در قطر و در جاهاي ديگر بمباران کند. بلر هم پاسخ داده است که اين امر مشکل بزرگي را پيش خواهد آورد. شکي وجود ندارد که بوش مي خواسته اين کار را بکند و بلر از او نخواسته که چنين اقدامي را انجام ندهد.

«ديلي‌ميرور» همچنين مي‌افزايد: در صورت وقوع چنين حمله‌اي، «تماشايي‌ترين حادثه سياست خارجي از زمان جنگ در عراق شکل مي‌گرفت».

اين خبر در حالي اعلام مي‌شود که گروه تروريستي ابومصعب الزرقاوي، رهبر القاعده در عراق، شبکه خبري «الجزيره» را به طرفداري از نيروهاي آمريکايي و هم‌پيمانان آنها در عراق متهم کرده است

 
  لینک مطلب

نيويورك‌تايمز، پربيننده‌ترين سايت خبري آمريكا

سه شنبه یکم آذر 1384

 

سايت آنلاين روزنامه «نيويورك‌تايمز» با 4/11 ميليون كاربر، پربيننده‌ترين سايت خبري آنلاين در ايالات متحده آمريكا شد.

«جام‌جم» نوشت: به گزارش روزنامه «نيويورك تايمز» و با استناد به آمار ارائه شده از سوي مؤسسه نظرسنحي و آمار «نيلسون»، اين سايت تنها در ماه اكتبر سال 2005 بالغ بر 4/11 ميليون كاربر اينترنتي داشته است كه مشتاق خواندن اخبار اين روزنامه به صورت آنلاين بوده‌اند.

پس از «نيويورك‌تايمز»، سايت خبري آنلاين روزنامه «واشنگتن‌پست» و «يو.اس.اي.تودي» هر كدام به ترتيب با تعداد 4/10 ميليون و 1/8 ميليون كاربر اينترنتي، در مكان دوم و سوم پربيننده‌ترين سايت‌هاي خبري آنلاين آمريكا قرار گرفتند.

هر سه سايت خبري آنلاين، داراي سرويس‌هاي مختلف وبلاگ، پادكست و دريافت فايل‌هاي خبري صوتي و تصويري هستند.

اين امكانات تعاملي جديد از سويي و تشنگي مخاطبان و خوانندگان خبر براي دريافت اخبار فوري سبب شده است تا تعداد كاربران اين سايت‌ها روزبه‌روز افزايش يابد.

 
  لینک مطلب

NNN، شبکه خبری نم

سه شنبه یکم آذر 1384

       

وزرای کشورهای عضو جنبش عدم تعهد (نم ) فردا برای گفتگو درباره پیشنهاد تاسیس یک شبکه اطلاع رسانی به منظور مقابله با گزارش‌های تبعیض آمیز و تحریف شده رسانه‌های ‌غربی در کوالالامپور گردهم خواهند آمد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل ازخبرگزاری فرانسه، احتمال راه اندازی شبکه خبری نم NNN مستقردرکوالالامپور که از سوی برناما Bernamaخبرگزاری ملی مالزی اداره خواهد شد، در راس دستورکار نشست دو روزه وزرای اطلاع رسانی جنبش عدم تعهد خواهد بود.

طبق پیش نویس سندی که توسط مقامات ارشد روزگذشته درباره آن بحث و گفتگو شد، NNN که تا سال 2007 راه اندازی و خروجی خبری آن اینترنتی خواهد بود از کمک خبرگزاریها و روزنامه‌های ‌منتخب کشورهای عضو استفاده خواهد کرد.

در این پیش نویس آمده است: در حالیکه کشورهای درحال توسعه از پیشینه سلطه رسانه‌های ‌غربی شکایت دارند، NNN جایگاهی برای بسیج قوای ما و عرضه دیدگاههای ما به جهان خواهد بود.

بنابراین گزارش، در پیش نویس این سند همچنین تاکید شده است که راهی برای رقابت خبرگزاریهای جهان درحال توسعه با همتایان غربی آنها وجود ندارد، تنها آنان می‏توانند به طور موثر با گزارشهایی منفی که درباره کشورشان ارائه می‏شود، مقابله کنند.

در این سند که درمیان مطبوعات توزیع شده، آمده است: NNN با توسعه تبعیض و اطلاعات تحریف شده از حوادثی که در کشورهای در حال توسعه روی می‏دهد، توسط سانه‌های ‌غربی مقابله می‏کند.

بنابراین گزارش، عبدالله احمد بداوی نخست وزیر مالزی فردا این کنفرانس را که نمایندگان بیش از 80 کشور عضو از جمله افغانستان، انذونزی، مالزی، کره شمالی و زیمبابوه شرکت خواهند داشت، افتتاح می‏کند.

همزمان با افتتاح این کنفرانس 250 پلیس وظیفه حفظ امنیت این رویداد را برعهده خواهند داشت.  

جنبش عدم تعهد که ریاست کنونی آن را مالزی بر عهده دارد، طی جنگ سرد با بیش از 100 کشور عمده در حال توسعه تشکیل شد تا گزینه دیگری در مقابل قدرتهای شرقی و غربی باشد.  

در سالهای اخیر این جنبش بیشترین توجه خود را به مسائل اجتماعی معطوف کرده است

 
  لینک مطلب

تغییر دیدگاه روزنامه ایتالیایی «دلاسرا» در باره ادواردو آنیلی

سه شنبه یکم آذر 1384

روزنامه ایتالیایی «دلاسرا» امروز یكشنبه با درج مقاله‌ای از زندگی ادواردو آنیلی به بررسی بخشی از ناگفته‌های زندگی وی پرداخت. 
به گزارش خبرگزاری فارس روزنامه پر تیراژ كوریور دلاسرا امروز با چاپ عكس بزرگی از حضور ادواردو آنیلی در صف اول نماز جمعه تهران در سال 1360 یك صفحه كامل را به موضوع مسلمان بودن ادواردو اختصاص داده است.
در این مقاله، متن كامل فیلم مستند ادواردو نقش قدیری ابیانه در پنج سال برای روشن نگهداشتن ماجرای ادواردو، درخواست برای بررسی علت مرگ او به عنوان یك قتل سیاسی و علاقه مردم ایران به این شخصیت ایتالیایی درج گردیده است.
روزنامه دلاسرا در مصاحبه با خانم آنا ماریا فونتانا یكی از تاجران مشهور ایتالیا و علاقمند به موضوع ادواردو كه با ایران معاملات تجاری دارد و با فضای فكری مردم ایران آشنا است از قول وی ذكر كرده كه این زن ایتالیایی به صورت جدی پیگیری موضوع ادواردو را در دستور كار خود قرار داده است.
فونتانا، همچنین علاقه خالصانه و صادقانه جوانان ایران به ادواردو به عنوان كسی كه به خاطر معنویت به امكانات مادی پشت پا زده یاد كرده است.
گفتنی است در شماره امروز روزنامه دلاسرا نویسنده مقاله و همچنین خانم فونتانا نحوه برخورد دولت ایتالیا با گروه فیلمبرداری فیلم مستند ادواردو، اتهامات وارده به آنها و اخراجشان را اقدامی غیرقابل توجیه خوانده‌اند و همچنین كشته شدن ادواردو بدست صهیونیسم بین‌المللی را اتهامی سنگین از سوی ملت ایران علیه اسرائیل دانستند

 
  لینک مطلب

 

آرشیو وبلاگ
مهر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384

پیوندها
بانوی بهشتی
تروریست حقیقی
فیلم پژوه
صهیون پژوه
مسیحیت یهودی
سینما و صهیونیسم
استاد عبدالله شهبازی
باشگاه مطالعاتی و تحقیقاتی صهیونیسم
سایت علمی پژوهشی یهود اومانیسم
مجمع مهدوی
آموزش وبلاگ نويسي و موزيک وطنز
اهدا عضو
صهيونيزم و اديان
پورتال جوانان ایرانی
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::


  RSS  
پرشین وبلاگ