تبليغاتX
غول رسانه ای
غول رسانه ای
     
 

افت 2.5 درصدي تيراژ مطبوعات آمريكا

جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385

 
images/20060513/newspapers.jpg
 
جام جم آنلاين: وضعيت نشر روزنامه در آمريكا با اعلام خبر افت 2.5 درصدي تيراژ مطبوعات در شش ماهه اول سال 2006 ، به روزهاي بحراني نزديك مي شود.
افت تيراژ مطبوعات آمريكا به طور محسوس از سال 2002 آغاز شد و آن زماني بود كه پديده روزنامه نگاري آنلاين خود را به عنوان يك رقيب واقعي در برابر صنعت چاپ روزنامه به همگان معرفي كرد.

در همين سال رشد قارچ گونه وبلاگ ها و پس از آن ظهور روزنامه نگاري شهروندي سبب شد تا حس تنوع طلبي ، مخاطبان خبر را به سمت سايت هاي آنلاين بكشاند.
به گزارش يوروپين جورناليسم ، بر اساس تحقيقي كه بر روي 700 روزنامه در سراسر آمريكا بعمل آمده مشخص شده است كه تا پايان ماه مارس 2006 مطبوعات آمريكا در مقايسه با مدت مشابه در سال گذشته ، به طور ميانگين با 2.5 درصد افت تيراژ مواجه بوده اند.
اين در حالي است كه مطبوعات آمريكا در شش ماهه قبل از اين دوره نيز با افت تيراژ 2.6 درصدي روبرو شده بود.

 
  لینک مطلب

امپراطوري رسانه اي ، در قبضه كمپاني هاي اسلحه سازي

جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385

رهبر انقلاب تبيين كردند امپراطوري رسانه اي ، در قبضه كمپاني هاي اسلحه سازي

سه شنبه ۲۶اردیبهشت تعدادي از سردبيران و برنامه سازان راديويي از كشورهاي مختلف جهان به همراه رئيس سازمان صداوسيما با رهبر معظم انقلاب ديدار و گفت وگو كردند.
آنچه در پي مي آيد متن كامل بيانات رهبري در اين ديدار است.
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
به ميهمانان عزيز - كه در اينجا هستند و در جشنواره حضور داشتند - خوش آمد عرض مي كنيم.
معتقدم كه اين گردهماييها و نشستها - به خصوص در شرايط كنوني دنيا - مي تواند به سود بشريت تمام بشود. مطالبي را به دوستان عرض مي كنم و اميدوارم كه پاسخ به اين دو، سه تا سؤالي كه از طرف بعضي از حضار شد، در خلال اين حرفها داده شود. راديو - كه شما گردهمايي تان بر محور آن است - همچنان رسانه ي مهمي است؛ يعني با وجود پديد آمدن رسانه هاي بعدي، نقش راديو همچنان نقش مهم، اثرگذار و بسيار گسترده اي است و اين به خاطر امتيازاتي است كه اين رسانه دارد. اهميت تأثيرگذاري هر رسانه اي، وظيفه ي برنامه سازان آن رسانه را سنگين تر مي كند. من مي خواهم روي اين مسئله ي سنگيني وظايف شما مديران و برنامه سازان رسانه ي راديو، قدري تأكيد كنم.
امروز رسانه ها در دنيا فكر، فرهنگ، رفتار و در حقيقت هويت فرهنگي انسانها را القاء مي كنند و تعيين كننده هستند. رسانه ها مي توانند در بهبود وضعيت زندگي انسان مؤثر باشند؛ مي توانند در گسترش صلح و امنيت جهاني مؤثر باشند؛ مي توانند در ارتقاي اخلاق و معنويت در ميان انسانها مؤثر باشند و مي توانند انسانها را خوشبخت تر كنند؛ متقابلاً مي توانند وسيله ي برافروختن جنگهاي خانمان سوز باشند؛ مي توانند عادات و آداب و رفتارهاي مضر را در ميان مردم رايج كنند؛ مي توانند ملتهايي را از هويت انساني خودشان و هويت ملي شان تهي كنند و مي توانند احساس تبعيض را در انسانها زنده كنند. رسانه ها امروز نقش شان خيلي زياد است. اگر در سطح بين المللي مديريت و برنامه سازي رسانه اي بر اساس معيارهاي اخلاق، فضيلت، برابري و تكيه ي بر مفاهيم واقعي انساني باشد، ملتها سود خواهند برد. اگر رسانه ها برنامه سازي و مديريتشان بر اساس منافع كمپانيهاي اقتصادي، ثروتمندان بين المللي، قدرتمندان تماميت خواه و انحصارطلب باشد، يقيناً بشر زيان خواهد كرد.
رسانه ها مي توانند زمينه ساز گفتگوي آزاد و دوجانبه و چندجانبه ي بين ملتها باشند. اين يكي از بزرگ ترين امتيازات رسانه هاي عمومي و فراگير است. رسانه ها مي توانند به صورت اخلاقي و استدلالي، مفاهيم ملتها را ميان يكديگر تبادل كنند و دادوستد معنوي و اخلاقي و فرهنگي كنند؛ اين مسئله ي بسيار ارزشمندي است. مي توانند سطح آگاهي و معرفت مردم را ارتقاء دهند. اگر رسانه ها در دنيا عادلانه اداره شوند، جاده ي رسانه اي، يك جاده ي يك طرفه نباشد، ملتها به معناي حقيقي كلمه، حرف يكديگر را گوش كنند و مفاهيم محترم در نزد يكديگر را بشناسند، اين به نزديكي ملتها كمك خواهد كرد.
همان طور كه در بيانات چند نفر از شما دوستان، به اشاره يا تصريح بيان شد، بسياري از دشمني هاي موجود ميان ملتها - كه از اين دشمني ها صاحبان قدرت و ثروت سوءاستفاده مي كنند - ناشي از عدم تفاهم و سوءتفاهم است. حرف يكديگر را نمي دانند. من اگر يك نگاهي به وضع رسانه اي دنيا بكنم، نگاه من به وضع كنوني رسانه در دنيا، يك نگاه خوش بينانه اي نيست؛ اين را بايد به شما مديران و برنامه سازان بگويم. آنچه را كه رئيس محترم اين اتحاديه از لحاظ پيشرفتها و اينها بيان كردند، اينها را من رد نمي كنم، وجود دارد؛ ليكن نگاه به وضع رسانه اي در دنيا، يك نگاه اميدواركننده، دلگرم كننده و راضي كننده نيست. امروز جاده ي رسانه اي و ارتباطات، يك جاده ي دوجانبه و چندجانبه نيست؛ يك جاده ي يك طرفه است؛ يعني بايد گفت آنچه را كه صاحبان قدرت رسانه اي و امپراطوري رسانه اي مي پسندند، با استفاده از علم و فناوري پيشرفته، به زواياي دنيا منتشر و منعكس مي كنند. آنچه آنها مي پسندند، چيست؟ آن مفاهيمي كه آنها مي خواهند منتشر كنند، چيست؟ آيا يك مفاهيم انساني است؟ آيا برخاسته ي از حس فضيلت طلبي است؟ آيا واقعاً در آن، عدالت انساني وجود دارد؟ چنين چيزي را ما مطلقاً احساس نمي كنيم. امروز امپراطوري خبري و رسانه اي دنيا، تقريباً به طور كامل و نزديك كامل، در انحصار كساني است كه آنها براي دنيا فضيلت اخلاقي، دين، ايمان، معنويت و صلح را نمي خواهند. همان كساني بيشترين تسلط را بر رسانه هاي دنيا دارند كه بزرگ ترين كارخانه هاي اسلحه سازي را دارا هستند؛ منهدم كننده ترين و ويران گرترين بمبهاي اتمي در اختيار آنهاست يا مرتبط با آنهاست؛ سياستهاي سلطه جويانه جزو كارهاي روزمرّه و دائمي آنهاست. رسانه ها بيشتر در اختيار اينهاست.
البته امروز با پنجاه سال و بيست سال پيش تفاوت كرده است؛ ملتها و كشورهاي مستقل، به رسانه هايي دسترسي پيدا كرده اند؛ تا حدودي كار خودشان را مي كنند؛ اما همچنان بين آن چيزي كه هست و آن چيزي كه بايد باشد، فاصله ي زيادي هست؛ يعني همان جاده ي دوطرفه و چندطرفه كه بتواند باطن ملتها و مفاهيم محترم در چشم ملتها را به درستي به يكديگر منتقل كند.
امروز شما سياستهاي رسانه اي مسلط دنيا را ملاحظه كنيد. مصلحت آنها اقتضاء مي كند كه اسلام را با تروريست مساوي بدانند. اين كار با سرعت هر چه بيشتر و با استفاده هر چه بيشتر از فناوريهاي پيشرفته انجام مي گيرد. مصلح آنها اقتضاء مي كند كه متقابلاً امريكا را مظهر حقوق بشر و دمكراسي به حساب آورند. اين كار به راحتي و با شيوه هاي پيچيده و بسيار پيشرفته ي رسانه اي در دنيا انجام مي گيرد. دروغهاي بزرگ مثل حقيقت در امواج راديويي، تلويزيوني، اينترنتي و غيره منعكس مي شود. همان طور كه بعضي از دوستان اشاره كرديد، ناگهان در سطح دنيا مسئله ي اول مي شود آنفولانزاي مرغي؛ كه شايد تلفاتش در همه ي دنيا به هزار نفر هم نمي رسد. در همان حال صدوبيست هزار شهروند عراقي غير مسلح كه به وسيله ي امريكاييها يا مرتبطين تروريستشان از بين مي روند، مسكوت مي ماند؛ ناگهان دنيا پر مي شود از اينكه ايران به دنبال ساختن سلاح هسته اي است. خود آن كساني كه اين سياست تبليغاتي را اتخاذ مي كنند و آن را ترويج مي كنند، به وضوح مي دانند كه اين يك دروغ است؛ ليكن مصلحت مديريت امپراطوري رسانه اي و خبري اين را اقتضاء مي كند، پس بايد گفته شود و گفته مي شود. از اينكه يك ملتي با تلاش خود به يك فناوري پيشرفته اي دست پيدا كرده كه آن را وام دار هيچ كس نيست و مي خواهد از آن استفاده ي صلح آميز بكند، از اين اسمي در رسانه هاي دنيا برده نمي شود! در قضيه ي فلسطين اگر يك انفجار در يك منطقه اي از فلسطين اتفاق بيفتد كه عده اي صهيونيست در آن زخمي شوند، به عنوان يك فاجعه ي بزرگ در دنيا منعكس مي شود؛ اما متقابلاً كشتار هر روزه ي فلسطينيها - هر روزه ي بدون مبالغه - به وسيله ي سربازان و اعلام رسمي ترور فعالان فلسطيني از سوي رهبران دولت اسرائيل، اين مسكوت مي ماند و منعكس نمي شود، بعد به ذهنها نمي رسد. اين، آن مشكلات و بيماريهاي مزمن و دردهاي بزرگ مسئله ي رسانه ي عمومي و امواج رسانه اي در دنياست. اساس قضيه اينهاست.
دانشي كه اين رسانه هاي روان و آسان و سريع را در اختيار بشر گذاشته، بايد بتواند بشر را خوشبخت كند. اين خوشبختي به اين صورت انجام مي گيرد كه ملتها بتوانند به روشني از مفاهيم موردنظر يكديگر مطلع شوند؛ بتوانند حرف و درد يكديگر را بفهمند؛ انگيزه هاي يكديگر را بفهمند و تشخيص دهند. شما ببينيد اگر امروز مثلاً ملت امريكا نظر ملت ايران را در مورد مسائل مهم مطرح امروز جهاني بدانند، چه اتفاقي مي افتد؛ در مورد مسئله ي حقوق بشر، مسئله ي مردم سالاري ديني - كه شعار ماست - حرف ايران در زمينه ي مردم سالاري ديني، حرف ملت ايران در زمينه ي نقش دين در زندگي مردم و تأثيري كه دين مي تواند بگذارد، نقش زن در زندگي اجتماعي و نگاه اسلام به زن؛ فرض كنيد ملت امريكا يا ملتهاي اروپايي، اينها را از زبان خود ملت ايران بشنوند - كه اينها را گمان مي كنم شماها هم كه اصحاب رسانه هستيد، نشنيده ايد، چه برسد شهروندان معمولي كشورهاي غربي - در آن صورت، اتفاقات مهمي در دنيا رخ خواهد داد؛ بسياري از سوءتفاهمها از بين خواهد رفت؛ بسياري از گره هاي ملتها باز خواهد شد و گستره ي تصميم گيريهاي سياستمداران و قدرتمندان بر اساس منافع امپراطوريهاي پولي و مالي در دنيا محدود خواهد شد. امروز سياستمداران و قدرتمندان دنيا از ناآگاهي ملتهاي خودشان استفاده مي كنند و بسياري از حرفها و كارها را در سطح دنيا به نام ملتها انجام مي دهند. ممكن است اگر حقيقت را ملتها بدانند، به اين كارها راضي نباشند و به اين همكاريها تن ندهند و اين دولتها را قبول نكنند. رسانه ها مي توانند چنين نقشي داشته باشند و مي توانند به معناي حقيقي كلمه، به خوشبختي انسانها كمك كنند.
اگر در مديريت و برنامه سازي رسانه اي، دين، اخلاق و فضيلت حاكم باشد، يقيناً رسانه ها وضع بهتري خواهند داشت و وضع بشريت از آنچه كه امروز هست، بهتر خواهد شد. من توصيه مي كنم در اين طور گردهماييها لااقل به همان اندازه اي كه در زمينه هاي فني و كاري تبادل نظر مي شود، در زمينه ي آرمانهاي انساني و چگونگي به كار گرفتن اين فضيلتها و آرمانها مذاكره و فكر بشود؛ براي اينكه معنويت و اخلاق وارد جريان رسانه اي دنيا بشود و اين پيشرفت و حركت علمي بسيار باارزشي كه در دنيا انجام گرفته و رسانه ها را اين طور ارتقاء بخشيده، در خدمت بشريت قرار بگيرد. اين، آن مطلبي است كه من به دوستان عرض مي كنم.
اميدوارم كه اين دو، سه نفر دوستي كه سؤال كردند، پاسخ سؤالات خودشان را در آنچه كه ما گفتيم، يافته باشند.
من از مديران صدا و سيماي جمهوري اسلامي هم به خاطر اينكه اين اجتماع را به راه انداختند و اين برنامه را ترتيب دادند و از شما ميهمانان عزيز دعوت كردند، تشكر مي كنم و اميدوارم كه در اين چند روز به شما خوش گذشته باشد و ان شاءاللّه با خاطرات خوب ايران را ترك كنيد.
در اين ديدار آقاي ضرغامي رئيس سازمان صداوسيما در سخناني با اشاره به نقش رسانه ها در شكل دهي فرهنگ و افكار عمومي گفت: برغم تهاجم رسانه اي تحميلي از جانب صاحبان قدرت، رسانه هاي مستقل همكاريهاي خود را گسترش داده اند و از اين تهديد به عنوان يك فرصت براي ايجاد احساس همبستگي و تقويت هويت ملي در رسانه هاي خود استفاده مي كنند. وي همچنين با اشاره به نگاه ويژه به راديو در افق رسانه افزود: شبكه هاي مختلف راديويي تلاش دارند تا با نگرشي تخصصي، ضمن حفظ كاركرد اصلي خود، آن را ارتقاء نيز بخشند.
آقاي ديويد استلي دبيركل اتحاديه راديو و تلويزيون هاي آسيا و اقيانوسيه (ABU) نيز در سخناني با اشاره به عضويت يكصد راديو و تلويزيون در اين اتحاديه، از نقش فعال صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران در (ABU) قدرداني كرد و گفت: با توجه به ورود تكنولوژي ديجيتال در راديو، اين رسانه قديمي و تاثيرگذار بار ديگر در حال بازيافت جايگاه برجسته خود است.
همچنين تعدادي از مديران و برنامه سازان راديو از آفريقاي جنوبي، فرانسه، عربستان و هلند به بيان ديدگاههاي خود درباره نقش رسانه ها در جهان پرداختند.

 
  لینک مطلب

بازداشت مدير دفتر الجزيره در قاهره

جمعه هشتم اردیبهشت 1385

images/20060427/abdolghani.jpg جام جم آنلاين: حسين عبدالغني ، مدير دفتر الجزيره در قاهره به اتهام انتشار اخبار دروغ درباره انفجارهاي سيناء و ايجاد ناامني در اين كشور ، به وسيله نيروهاي امنيتي مصر بازداشت شد.
به گزارش پايگاه اينترنتي الجزيره ، وي به منظور پاسخ گفتن به پاره اي سوالات ، صبح روز پنجشنبه بازداشت و تا انجام كامل بازجويي ها در بازداشت خواهد بود.
سه نيروي امنيتي با لباس شخصي ، مدير دفتر الجزيره را از هتلي در شهر دهب بازداشت و به همراه خود بردند.
وي در گزارش هاي خود گفته بود دولت مصر مي خواهد اطلاعات فقط از مجراي رسمي به مردم ارائه شود.

 
  لینک مطلب

ايستگاه مطبوعاتي صهيونيسم

جمعه هشتم اردیبهشت 1385

 
images/20060418/005.jpg
 

حضور مرئي و نامرئي صهيونيست ها در مطبوعات امريکا بيش از جاهاي ديگر مشهود است. با وجود اين که انجمن مطبوعاتي امريکا 800عضو دارد و تنها 20نفر آنها يهودي هستند؛ اما تمامي شاه کليدهاي مطبوعاتي امريکا در دست اين 20نفر است.
اين تعداد محدود توانسته اند با هدايت مطبوعات به سمت سياست هاي جهاني صهيونيسم ، خوراک فکري و خبري ميليون ها امريکايي را تهيه کنند.
نخستين نشريه اي که در امريکا به نام صهيونيست ها منتشر شد، روزنامه برج مراقبت صهيونيسم نام داشت که آن را يک تاجر يهودي به نام شارل تارزسل تاسيس کرد.
آغاز قرن بيستم ، شاهد جهشي وسيع در انتشار مطبوعات امريکايي بود، به طوري که در سال 1914تعداد نشريات روزانه و هفتگي به 15000روزنامه رسيد. اما اين تعداد به هنگام جنگ جهاني اول و سپس جنگ جهاني دوم رو به کاهش گذاشت.
برخي از روزنامه هاي امريکايي به دليل وسعت انتشار، روي افکار عمومي غرب بويژه افکار عمومي امريکا تاثير بسزايي دارند. روزنامه وال استريت ژورنال در سال 1981در راس مطبوعات امريکا قرار گرفت.
تيراژ روزانه اين روزنامه در آن سال به يک ميليون و 950هزار نسخه مي رسيد و در سال 1982نيز با همين تيراژ منتشر مي شد. روزنامه ديلي نيوز با تيراژ يک ميليون و 600هزار نسخه در روز در مرتبه دوم قرار گرفت. صهيونيست ها با وجود اين که اين 2روزنامه به صهيونيسم روي خوش نشان مي دادند، همواره سعي داشتند بر آنها سيطره پيدا کنند.
شرکت برادران وارنر که در تملک خاندان يهودي وارنر است ، بارها تلاش کرده است نام سهام ديلي نيوز را خريداري کند. در حال حاضر، در امريکا هر صبح 339نشريه از چاپخانه خارج مي شود.
در نيمروز نيز 17نشريه ديگر و غروب هر روز يک هزار و 403نشريه به دست خوانندگان امريکايي مي رسد. به عبارتي ، روزانه چاپخانه هاي امريکا تعداد 1759روزنامه منتشر مي کنند. علاوه بر اين تعداد، هر يکشنبه 688نشريه ديگر در 52ميليون نسخه چاپ مي شود و در نواحي مختلف امريکا توزيع مي گردد.
تعداد مجلات هفتگي امريکا نيز به حدود 800مجله مي رسد و افزون بر اين تعداد، حدود 22هزار نشريه ديگر به صورت فصلي يا گاهنامه به چاپ مي رسد.
در ابتدا به نظر مي رسد اين تنوع گسترده در چاپ نسخه هاي مطبوعاتي (روزانه بالغ بر 60ميليون نسخه) نشان دهنده آزادي مطبوعات و عدم انحصار آنها در امريکاست. اما کنترل مستقيم يا غيرمستقيم صهيونيست ها بر موسسه هاي انتشاراتي و مطبوعاتي اين فرضيه را ابطال مي کند.
روزنامه هاي مخصوص صهيونيست ها که در امريکا تاکنون منتشر شده ، بالغ بر 244روزنامه است که 158روزنامه آن به زبان انگليسي منتشر مي شود.
تيراژ اين روزنامه ها به طور تقريبي به بيش از 4ميليون نسخه مي رسد. علاوه بر آن که مجلات صهيونيستي ديگري نيز وجود دارد که از نام آنها وابستگي شان به صهيونيسم معلوم است ، مانند: زادسا، جويش پرس ، نشنال جويش.


جرايد و مجلات امريکايي به گونه اي که اسرائيل به خاورميانه نگاه مي کند، به اين منطقه مي نگرند. همچنان که انتشار آنها از نظر کمي و موضوعي تماما در جهت منافع صهيونيستي و بر ضد مسلمانان مبارز است.
يکي از نشريات که نقش عمده اي در انحراف افکار عمومي جهان به نفع صهيونيست ها دارد، نشريه کانن (Canon)است. اين نشريه نتيجه برنامه ريزي مبلغان صهيونيستي است و هدف آن نابود کردن مقاومت مسلمانان در برابر رژيم صهيونيستي است.
برخي از مهمترين روزنامه هايي که تحت نفوذ، کنترل و سيطره صهيونيسم در جامعه امريکا قرار دارند، به شرح زير مي باشد:

نيويورک تايمز
يکي از مشهورترين روزنامه هايي که سيطره صهيونيست ها بر آن سابقه ديرينه دارد، روزنامه نيويورک تايمز (NewYork Times) است.
اين روزنامه که بزرگ ترين روزنامه در ايالات متحده و حتي در جهان است ، تقريبا در امريکا به تمام منازل ، موسسه ها و اداره هاي دولتي وارد مي شود و مرجع اطلاعات گرفته شده از ايستگاه هاي راديو و تلويزيوني است. نام اصلي آن نيويورک ديلي تايمز است.
در سال 1841، توسط هنري جي رانموند (1820-1869) و شريکش جورج جونز (1811-1891) تاسيس شد؛ اما به دليل بحران مالي که بر اين روزنامه حاکم شد، در سال 1896توسط آدولف اوش ، يهودي روسي الاصل خريداري شد.
پس از خريد اين روزنامه توسط اين يهودي ، به دليل افزايش شديد آگهي هاي تجاري آن ، بار ديگر شکوفايي خود را به دست آورد.
نيويورک تايمز در روزهاي نخست تاسيس خود ديدگاه صهيونيست ها را درباره فلسطين ترويج مي کرد. اين روزنامه از آغاز به نظريات صهيونيست ها روي خوش نشان مي داد. به عنوان نمونه ، حييم وايزمن که بعدها رئيس جمهور اسرائيل شد، در شماره 2/4/1923 اين روزنامه مقاله اي نوشت.
در اين مقاله آمده بود که خبرهاي ناآرامي ميان اعراب و يهوديان در فلسطين مبالغه آميز است و اصل ماجرا مشاجراتي بي اهميت بوده است.
او با اين مقاله مي خواست تلويحا بگويد که اغلب اعراب فلسطين با مهاجرت يهودي ها به کشورشان و سکونت در آن مخالفتي ندارند. سيطره صهيونيست ها بر نيويورک تايمز تا امروز ادامه دارد.
هم اکنون خانواده هاي يهودي سولز برگر که از اقوام و نزديکان آدولف اوش (يهودي روسي الاصل) هستند مالکيت اين روزنامه را در اختيار دارند. مهمتر از همه اين که شرکت نيويورک تايمز اخبار بيش از 500موسسه مطبوعاتي و خبري را پخش مي کند. در حال حاضر، آرتور اوش سولز برگر، نوه دختري اوش و شريک يهودي الاصلش ، موليوس آدلر انحصارات نشريات نيويورک تايمز را در اختيار دارند.
طبق آمار اي.بي.سي در سال 1978تيراژ اين روزنامه 878هزار و 714نسخه بود که در سال 1981به 930هزار نسخه افزايش يافت. در حال حاضر تيراژ آن بيش از يک ميليون نسخه است.

واشنگتن پست
اين روزنامه به لحاظ گستردگي ، تيراژ و تمکين در برابر سيطره صهيونيسم در امريکا پس از نيويورک تايمز در مرتبه دوم قرار دارد. اين روزنامه به دليل استقرار دفتر روزنامه نگاري آن در پايتخت امريکا از يک سو و انتشارش در درون محافل و دستگاه هاي حکومتي امريکا از اهميت قابل توجهي برخوردار است.
اين روزنامه در سال 1877از سوي استيسون هات چيز پايه گذاري شد و در سال 1905جان.مک.لين آن را خريداري کرد. پس از ورشکسته شدن روزنامه در سال 1933، يک سرمايه دار يهودي به نام يورگن ماير از فرصت بحران مالي جان.مک.لين صاحب اين روزنامه استفاده کرد و آن را به مبلغ ناچيزي خريد.
وي روزنامه تايمز هرالد واشنگتن را نيز که با بحران مالي روبه رو بوده ، خريداري کرد. ذکر اين نکته خالي از فايده نيست که عمليات روزنامه هاي نيويورک تايمز، واشنگتن پست و تايمز لندن حالتي مشابه داشته است.
به اين شکل که اين روزنامه ها محاصره تبليغاتي مي شدند و وقتي در مرز ورشکستگي قرار مي گرفتند، صهيونيست ها آن را با بهاي نازل خريداري مي کردند.
در حال حاضر، در کنار کاترين که سهامدار اصلي و رئيس هيات مديره اين روزنامه است ، لاري.ج.اسرائيل يهودي به عنوان مدير اجرايي انجام وظيفه مي کند.
واشنگتن پست به يک نويسنده امريکايي به نام ژوزف کرافت که به گرايش هاي صهيونيستي اشتهار کامل دارد، مجال زيادي براي نوشتن داده است.
درونمايه مقالات اين نويسنده اصولا ضديت با دين اسلام و هويت اعراب است. وي در يکي از اين مقالات نوشت : اسلام دين عقب ماندگي و رکود است و همين باعث شده که جامعه اسلامي نتواند چرخ خود را به جامعه متمدن غرب برساند.


در سال 1981تيراژ اين روزنامه به 620هزار نسخه در روز رسيد. اين موسسه در حال حاضر مجله نيوزويک (Newsweek)را نيز به اضافه چند روزنامه و ايستگاه هاي فرعي تلويزيوني در ايالت هاي ميشيگان ، فلوريدا و کنتاکي در اختيار دارد.
همچنين با همکاري موسسه نيويورک تايمز روزانه براي بيش از 40کشور جهان مجله و روزنامه آماده پخش دارد.

ناصر علاقبندان

 
  لینک مطلب

رسانه هاي ويژه صهيونيسم

جمعه هشتم اردیبهشت 1385

 
images/20060423/005.jpg
 
تحليل گفتمان تبليغي ابررسانه هاي غرب مانند خبرگزاري هاي بزرگ، شبکه هاي تلويزيوني مطرح و روزنامه هاي پرتيراژ در امريکا، انگليس، فرانسه و آلمان نشان مي دهد ميان وابستگي مالي و سياسي کارتل هاي رسانه اي در غرب و نوع برنامه سازي ها عليه ايران رابطه معناداري وجود دارد.
صهيونيست ها با گذشت مدت زمان کوتاهي چنان بر مجامع ژورناليستي جهان چيره شدند که اينک کمتر مجله يا روزنامه اي را مي يابيم که صهيونيست ها از درون ، آن را هدايت نکنند.
آنها همچنين در تکميل طرح تسلط بر قدرت نرم خود (soft power) در سطح جهاني تلاش کرده اند بر سينما، تلويزيون ، تئاتر و ديگر رسانه هاي هنري چيره شوند.
شايد از اين حيث بتوان از عنوان هژموني پنهان در توضيح و تفسير اين روابط پنهاني قدرت بهره جست. به طور کلي ، صهيونيسم پديده اي است که از زمان تاسيس آن در فلسطين اشغالي ، سلطه خود را بر منابع مالي ، تجاري ، فرهنگي و تبليغاتي جهان گسترش داده است و در حال حاضر، بيش از 90درصد از دستگاه هاي تبليغاتي غرب اعم از راديوها، تلويزيون ها، روزنامه ها، مجلات ، خبرگزاري ها و ديگر وسايل ارتباط جمعي در اختيار و يا لااقل در جهت اهداف صهيونيسم جهاني قرار دارد.

مطبوعات ويژه صهيونيستي
هرتزل که در سال 1981 م. سردبيري روزنامه نيوفري پرس (New Free Press) و روزنامه رسمي وين را به عهده داشت در سال 1897براي دفاع از عقايدش روزنامه جهاني دي ولت (Die Welt) را تاسيس کرد.
پس از تشکيل رژيم صهيونيستي در سال 1948مطبوعات بيشتري از سوي صهيونيستها منتشر شد. بويژه در فلسطين اشغالي که نسبت به ديگر مطبوعات با کثرت و تعدد بيشتري چاپ مي شود. با اين حال در آنجا با توجه به جمعيت محدود آن بيش از چند صد نشريه از قبيل روزنامه و مجله در چارچوب اهداف و مقاصد صهيونيسم به فعاليت مشغولند.
براساس برخي آمار، بيش از 250روزنامه وجود دارد که 9روزنامه به زبان هاي غيرعبري و 7روزنامه ديگر به زبان هاي روسي ، انگليسي و عربي منتشر مي شوند. تعداد مجلات و نشريه هاي تخصصي که سالانه در فلسطين اشغالي منتشر مي گردد به هزار مجله و نشريه بالغ مي شود.
مهمترين مطبوعات صهيونيستي داخل فلسطين اشغالي عبارتند از:

روزنامه هاي کثيرالانتشار
اين روزنامه عبارتند از: روزنامه جروزالم پست (روزنامه صبح): جزو نخستين روزنامه هاي صهيونيستي منتشر شده به زبان انگليسي است. اين روزنامه در سال 1932با نام فلسطين پست بنياد نهاده شد.
با تشکيل رژيم صهيونيستي در سال 1948به نام کنوني تغيير نام يافت.
روزنامه «يديعوت آحارنوت»: اين روزنامه از سال 1943منتشر مي شود. شمارگان روزانه آن 100هزار نسخه است و حدود 40درصد خوانندگان فلسطين اشغالي آن را مي خوانند.
روزنامه معاريو (روزنامه عصر): در سال 1948بنياد نهاده شد و حدود 160هزار نسخه در روزهاي عادي هفته و 310هزار نسخه در روز شنبه منتشر مي کند و حدود 32درصد خوانندگان ساکن فلسطين اشغالي آن را مي خوانند.
روزنامه معاريو، روزنامه اي صهيونيستي و راستگرا است. از برجسته ترين نويسندگان آن تامرگولان است که داراي روابط استمراري با دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي اسرائيل است. همچنين اريه اونيري داراي انديشه هاي راستگرايانه است.
روزنامه هاآرتص (زمين): در سال 1949بنياد نهاده شد. شمارگان روزانه آن 77هزار نسخه است. اين روزنامه از آزادترين روزنامه هاي راستگرا به شمار مي رود.
روزنامه هلبونون: نخستين روزنامه يهودي است که پس از برپايي دولت صهيونيستي در سال 1957در فلسطين منتشر شده و تاکنون نيز منتشر مي شود.

مطبوعات عربي زبان اسراييل
روزنامه الانبا از سوي هستدورت ، يک يهودي الاصل منتشر مي شود و طرفدار اپوزيسيون است. اين روزنامه پس از جنگ 1967در قدس منتشر مي شود و رئيس هيات تحريريه آن يعقوب خزمي ، از يهوديان عراقي تبار است.
مهمترين اهداف اين روزنامه تاثير بر افکار عربها در فلسطين اشغالي و کرانه باختري و نوار غزه مي باشد تا مطيع تر شوند و اشغالگران را تاييد کنند.

ناصر علاقبندان
alaghbandan@jamejamonline.ir

 
  لینک مطلب

 

آرشیو وبلاگ
مهر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384

پیوندها
بانوی بهشتی
تروریست حقیقی
فیلم پژوه
صهیون پژوه
مسیحیت یهودی
سینما و صهیونیسم
استاد عبدالله شهبازی
باشگاه مطالعاتی و تحقیقاتی صهیونیسم
سایت علمی پژوهشی یهود اومانیسم
مجمع مهدوی
آموزش وبلاگ نويسي و موزيک وطنز
اهدا عضو
صهيونيزم و اديان
پورتال جوانان ایرانی
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::


  RSS  
پرشین وبلاگ