تبليغاتX
غول رسانه ای
غول رسانه ای
     
 

امپراطوری رسانه ای رابرت مرداک صهیونیست

پنجشنبه سی ام فروردین 1386

امپراطوری رسانه ای رابرت مرداک صهیونیست

کیهان 8/5/1385

از رابرت مورداك چه مي دانيد ؟ امپراتوري تباهي و فساد

همه افرادي كه با عملكردهاي واقعي و كيفيت انواع رسانه هاي نوشتاري، ديداري و شنيداري درعرصه بين الملل آشنا هستند، روپرت مورداك را شناخته و با روشهاي كاري او دراين زمينه آشنا هستند. اين شهرت او بيشتر از آنجا نشأت مي گيرد كه او در روند كار خود براي كسب موفقيت از هر طريقي وارد و به هركاري دست يازيده و اين روش او به قدري به مذاق برخي خوش و شيرين آمده است كه قصد دارند براي رسيدن به موفقيت از آن بهره برده و حتي آن را ترويج نمايند.
سؤالي كه مطرح است اينكه آيا شخص مورداك و روشهاي اختصاصي وي براي كسب و كار و موفقيت از مقبوليت لازم برخوردارند و يا صرف موفقيت تجاري او، ما را به نشان دادن عكس العمل واداشته است؟ و مهمتر اينكه هدف مورداك چيست كه دستيابي به آن را به عنوان يك موفقيت مطرح مي نمائيم؟
به هرحال عده اي هم روش و هم اهداف او را مي پسندند. پيش از آنكه بخواهيم در اين مورد اظهارنظري بنمائيم، از اثري پيرامون روپرت مورداك ذكري ولو مختصر به ميان مي آوريم كه حاكي از مقبوليت و شايد مشروعيت روش و هدف مورداك و شايد به گونه اي حتي درصدد ترويج موقعيت او نيز مي باشد.
«كسب و كار به شيوه مورداك» عنوان كتابي است كه درسال 1380 توسط مؤسسه ايزايران منتشر شده و در آن به تشريح 10 راز موفقيت بزرگترين معامله گر جهان پرداخته است. 10 رازي كه به ترتيب عبارتند از:
1- جريان را همراهي كنيد.
2- دلرحمي را كنار بگذاريد.
3- شرط بندي كنيد.
4- در رهبري پيشقدم باشيد.
5- بر جزئيات و ريزه كاري ها اشراف داشته باشيد.
6- بازاريابي يك مسئله ژنتيك است.
7- براي بردن عجله كنيد.
8- از امروز به فكر فردا باشيد.
9- افزون طلبي نهايتي ندارد.
10- در شركت حركت و شوق بوجود آوريد.
صرف نظر از چند راز مثبت اين دستورالعمل، مي توان به شيوه اجرايي و درعين حال غيراخلاقي مورداك در رسيدن به موفقيت پي برد و اگر با اندكي درنگ درصدد تطبيق اين شيوه با اصول صحيح مديريت كه منطبق بر علم حقيقي و اخلاق سالم است برآئيم، نتيجه ويرانگر خواهدبود. البته مخرب بودن اين فرايند، براي ما معني پيدا مي كند، و نه مورداكي كه برهمين اساس رشد كرده و امپراتوري رسانه اي خود را بنا نهاده است. و عده اي نيز در ايران آن را مي ستايند.
¤¤¤
حال چگونه بايد با روش ها و اهداف مورداك در استقرار امپراتوري رسانه اي اش در دنياي امروز آشنا شد؟
شايد بتوان پاسخ اين سؤال را در متن كتاب ويليام شاوكراس نويسنده شهير بريتانيايي، تحت عنوان «امپراطوري رسانه اي روپرت مورداك» يافت كه توسط آقاي اميرحسين بابالار ترجمه و در انتشارات نشر ساقي منتشر شده است. البته پيش از تهيه و مطالعه اين اثر بايد به چند نكته توجه خاص داشت. چرا كه در صورت عدم توجه به اين موارد امكان دستيابي به اهداف ناشي از انتشار كتاب بسيار مشكل خواهدبود.
1- متن اصلي كتاب مزبور درسال 1993 و حدود 13 سال پيش از انتشار ترجمه آن در ايران، در انتشارات
Pan Book منتشر گرديده است. پرواضح است كه اين امپراتوري رسانه اي ظرف مدت 13 سال گذشته دستخوش تحولات بسياري از حيث گستردگي قلمرو و يا ثروت و دارايي خود شده است. در واقع هرچند مترجم محترم تلاش كرده است با الحاق بخشي به نام «سخن پاياني» محصول تحقيقات خود را براي پركردن اين فاصله در اختيار خواننده ايراني قرار دهد اما در هرصورت بسياري از فعاليتهاي مورداك درطول اين 13 سال به طور كامل به چشم نمي آيد.
درحال حاضر بنابر اطلاعاتي كه در سايت رسمي شركت تحت اختيار جناب مورداك وجود دارد يعني سايت
wwwnewscorpcom داراييهاي مورداك در امپراتوري رسانه اي اش دربرگيرنده موارد ذيل مي باشد:
شبكه هاي تلويزيوني

1
Fox Broadcasting Company
2
Fox Sports Australia
3
Fox Televison Station
4
Foxtel
5
Star
خبرگزاريهاي ماهواره اي

1
Bsky B
2
Directv
3
Foxtel
4
Sky Italia

شبكه هاي كابلي

1
Fox Movie Channel
2
Fox News Channel
3
Fox College Sport
4
Fox Sports Enterprises
5
Fox Sports en Spanol
6
Fox Sport Net
7
Fox Soccer Channel
8
Fox Reality
9
Fuel tv
01
Fx
11
National Geographic Channel
21
Speed
31
Stats Inc
41
Sun Sports
51
Tuner South

روزنامه هادر استراليا:

1
Daily Telegraph
2
Fiji Times
3
Gold Coast Bulletin
4
herald sun
5
Newsphotos
6
Newspix
7
Newstext
8
NT News
9
Post-courier
01
Sunday Herald Sun
11
Sunday Mail
21
Sunday Tusmania
31
Sunday Territorian
41
Sunday Times
51
The Australian
61
The Advertiser
71
The Courier Mail
81
The Mercury
91
The Sunday Mail
02
Weekly Times

در انگلستان:

1
News International
2
News of the World
3
The Sun
4
The Sunday Times
5
The Times
6
Times Literary Supplement

در ايالات متحده آمريكا:

1
New York Post

شركتهاي انتشاراتي:

1
harper Collins Publishers
Australia
Canada
Childrenصs Books
United States
United kingdom
2
Regan Books
3
Zondervan
مجلات:

1
Big League
2
Inside Out
3
donna hay
4
ALPHA
5
News American Marketing
6
Smart Source
7
The Weekly Standard
8
Gem Star-tv Guid International Inc

شركتهاي فيلمسازي:

1 02
th Century FOX
2 02
th Century FOX Spanol
3 02
th Century FOX Entertainment
4 02
th Century FOX International
5 02
th Century FOX Television
6
Blue Sky Studios
7
FOX Searchlight Picture
8
FOX studios Sustralia
9
FOX Studios baja
01
FOXStudios La
11
FOX Television Studios
آنچه در فهرست بالا آمد دارائيهاي مورداك است كه در سايت رسمي شركت عظيم او ذكر شده اند. اطلاعات موجود درباره نوع عملكرد، ثروت كنوني و حتي وضعيت خانوادگي مورداك تا حدي ضد و نقيض بوده و عمدتا در پرده اي از ابهام قرار دارند. براي نمونه درحاليكه مورداك در رديف ثروتمندترين مردان جهان قرار دارد، اعداد و ارقامي كه از ميزان ثروت وي ذكر مي شوند كاملاً متفاوت است. چراكه عده اي ميزان سهام او در هر يك از شركتهاي مطرح را در افت و خيز دائمي مي دانند كه البته خود اين نيز مي تواند از شگردهاي حرفه اي او باشد و يا اطلاعات واصله از آخرين تحولات زندگي شخصي مورداك حاكي از ازدواج سوم او با زني از آسياي دور است كه تعجب بسياري را برانگيخته است و اينكه او حتي در سنين كهولت داراي دو فرزند از همسر جديد خود شده است.
2- تأسف از به روز نبودن كتاب مذكور زماني براي خوانندگان و علاقمندان فزوني مي يابد كه بدانيم (چنانچه مترجم محترم نيز با زباني گلايه آميز در مقدمه خود بدان اشاره نموده است)، بيش از نيمي از اثر ويليام شاوكراس درعين اينكه ترجمه نيز شده است توسط ناشر و بدليل تنگناهاي تجاري موجود در عرصه نشر حذف شده و كتابي كه پيش روي خواننده قرار مي گيرد درواقع خلاصه اي از يك مجموعه با دوبرابر حجم موجود است.
شايد ناشر محترم اين اثر دلايلي براي اين اقدام خود داشته، اما حتي خود آنها نيز برا ين مهم كه از ارزش كيفي كار كاسته اند معترفند. و مخاطب را از مطالعه بسياري از نكات تأثيرگذار اثر شاوكراس محروم كرده اند، بويژه اينكه آن نكات بطرز چشمگيري ما را در شناخت يك امپراتور بلامنازع رسانه اي كه شديدترين اقدامات را عليه جهان اسلام و حتي ايران اسلامي داشته، كمك مي كردند.
3- ويليام شاوكراس كه در ايران با كتاب «آخرين سفر شاه» شناخته مي شود در اين اثر بجز چند كد بسيار ظريف، كوچكترين اشاره اي به يهودي بودن مورداك نكرده و حتي براي او اصل و نسبي مسيحي درست كرده است.
دقيقاً نمي دانيم شاوكراس به چه دليلي از يهودي بودن مورداك طفره رفته و از آن سخن نمي گويد، حال آنكه عموماً به يهودي بودن شهرت دارد و بسياري از منابع نيز بر آن صحه گذارده اند و حتي حمايتهاي بي دريغ و سخاوتمندانه وي از صهيونيسم جهاني بر همگان آشكار است.
شايد اگر ناشر محترم نسبت به انجام تحقيقي گسترده در همين خصوص وجهه همت مي گمارد و آن را در ابتدا و يا انتهاي كتاب درج مي نمود به هدف واقعي از نشر چنين كتابي كمك شايان توجهي مي شد. ولي متأسفانه اين ضرورت مهم در عين تذكرات مكرر بي پاسخ ماند. شايد دوستان ما در اين انتشارات، ذكر روشهاي ضداخلاقي مورداك را براي نشان دادن تصوير زشت او در اين اثر كافي دانسته اند و ديگر نخواسته اند با اثبات ادله اي مبني بر صهيونيست بودن او، نكته منفي ديگري بر اين چهره زشت بيافزايند. و شايد هم اصراري بر اين نداشته اند كه حتماً مورداك يك يهودي معرفي شود و شايد هم حجيم شدن كتاب، دليل اصلي آنها بوده كه در اين صورت تأسف افزون تر مي گردد.
به هر دليل به نظر مي رسد لازم باشد در اين كتاب با اين حجم كه براي نخستين بار در ايران و درمورد يك شخصيت معروف رسانه اي، منتشر گرديده است، برخي نكات مبهم پاسخي بيابند. و اينكه اين امپراتوري عظيم رسانه اي از چه طريق و با چه ارتباطاتي ميان مورداك و محافل پنهان و آشكار يهودي و صهيونيستي برپا شده و همچنان اداره مي شود. آيا دستي در كار است تا مورداك يهودي تصوير نشود؟ و يا اينكه اساساً مورداك يك يهودي نيست؟ ديدگاه خود او در اين مورد چيست؟ آيا از يهودي بودن خود دفاع كرده، بدان مي بالد و يا به دلايل معلوم و نامعلوم از انتساب به اين وجه احتراز كرده، منكر آن مي شود؟
پيش از ارائه پاسخي به سؤالات فوق شايد مرور و بررسي چند واژه كليدي و بازخواني معاني و تعابير مرتبط با آنها در اين مقال خالي از فايده نباشد.
1- آنوسيم، واژه اي از فرهنگ و آداب رايج در يهوديت است كه براساس آن به يك فرد يهودي اجازه داده مي شود تا درعين پذيرفتن اجباري يك دين ديگر همچون اسلام و مسيحيت، همچنان در خفا بر دين خود باقي بماند. مارانوها در اسپانياي مسيحي، دونمه ها در تركيه و عثماني گذشته، جديدالاسلام ها در ايران و اشكال ديگر در جاي جاي جهان از واقعيات انكارناپذير وضعيت فعلي آنوسها در جوامع غيريهودي است.
2- پروتستان، شاخه اي از دين مسيحيت است كه عمدتاً با قيام كالون و مارتين لوتر عليه دستگاه مسيحيت و زماني كه شاخه اي ديگر از مسيحيت يعني كاتوليك ها در اروپاي مسيحي حاكم بودند، شكل گرفت و اساساً باعث ايجاد بدعتهاي نامقبولي در مسيحيت گرديد و آنگونه كه عده اي بر آن اذعان دارند، شباهتهاي عجيبي با يهوديت دارد. بويژه تشابه آنها در زمينه هاي پولي و مالي همچون ربا، بسيار سؤال برانگيز و تعجب آور است. اين بدعتها در مسيحيت همچنان ادامه داشته و دارد و طبيعي است كه اعترافات مارتين لوتر كه حاكي از تأثيرپذيري از يهوديت است را در اين راستا ارزيابي نمائيم تا مفري از اين فضا براي ادامه حيات خود بويژه در قرون وسطي بيابد.
3- يهوديت؛ قوميت يا دين؟
آنچه از رويه فعلي يهوديت مي توان دريافت اين است كه تا كسي از والدين يهودي متولد نشود، نمي تواند پيرو حقيقي دين يهود باشد. درواقع يهوديت تنها براي يهوديان معنا دارد. گرچه طرح واژه اي همچون «گرصدق» براي يهوديان توجيهي فراهم نموده است كه براساس آن مي توان به يهوديت گرايش داشت ولي خود نيز مي دانند كه اين توجيه تنها يك واژه بدون كاربرد است. با اين اوصاف اگر يهوديت در وضعيت فعلي را بعنوان يك قوم بدانيم تا دين، چندان به خطا نرفته ايم.
در ادامه بايد به اين اصل توجه داد كه ارث بردن يهوديت از والدين با محوريت مادر اصالت بيشتري دارد و عده اي از خاخامها براي اينكه فردي را يهودي بنامند، تنها به پدر يهودي فرد اكتفا نكرده و آن را شرط لازم مي دانند و نه شرط كافي كه زاده شدن از مادري يهودي است.
با مرور اين تعاريف در فرهنگ و آداب يهود مي توان چند حدس و گمان را بر يهودي بودن مورداك وارد دانست.
1- ممكن است كه او يك آنوسي باشد كه به ظاهر خود و يا والدينش از يهودي خواندن خود امتناع ورزيده، مايل بوده و هستند كه حداقل مسيحي تصوير شوند.
2- ممكن است پيرو مذهبي از شاخه هاي مسيحيت باشد كه قرابت نزديكي با يهوديت دارد. و يا حداقل از يهوديان كاتوليك دور است، آنچنان كه شاوكراس بر وابستگي جد مورداك به كليساي ايونجليك اسكاتلند و استراليا كه با شيوخ كليساي اروپا مشكلات و اختلافاتي دارد تأكيد مي كند.
3- ممكن است كه مورداك داراي مادري يهودي و پدري غيريهودي باشد. چنانكه عده اي همچون كريستوفر بولين در مقاله اي برا ين حقيقت اذعان مي كنند كه اليزابت مادر بسيار قدرتمند1 و الهام بخش مورداك يك يهودي بوده است. بولين در
1- تأثيرپذيري مورداك از مادر يهودي اش آن چنان برجسته و چشمگير است كه حتي شاوكراس نمونه هايي از آن را به ويژه در دوران قدرت مداري مورداك ذكر مي كند. شاوكراس معتقد مقاله خود كه در سايت
www rumormillnewscom در مورخ 13 اكتبر سال 2003 درج گرديده است مي گويد: «به گفته ريچارد اچ. كيورتس، سردبير نشريه واشينگتن ريپورت درباره مسائل خاورميانه، مردوخ (مورداك) به دلايل تجاري، تبعه ايالات متحده امريكا شد. كيث روپرت در 11 مارس سال 1931 در ملبورن استراليا به دنيا آمد. كيورتس مي نويسد پدر روپرت، سركيث مردوخ (مورداك)، ناشر روزنامه و مادرش يك يهودي ارتدكس بود. اما مردوخ (مورداك) هيچ وقت چنين مطالبي را در داستان زندگي خود ابراز نكرد. پدر او با اليزابت جوي گرين، دختر روپرت گرين در سال 1928 ازدواج كرد كه حاصل آن يك پسر بنام كيث روپرت و 3 دختر بود. كيث روپرت بعدها تصميم مي گيرد كه از نام اول پدربزرگ مادري اش كه يهودي بود استفاده كند.» 2
بولين در ادامه مي افزايد در سال 1984 مجله كندور خاطر نشان مي سازد كه سركيث مردوخ (مورداك)، پدر روپرت از طريق ازدواج با ميمنت خود با دختر يك خانواده يهودي ثروتمند يعني نئي اليزابت جوي گرين، شهرت و اعتبار زيادي را در جامعه استراليايي كسب كرد.
و اين در حالي است كه شاوكراس در مورد روپرت گرين، پدر اليزابت به گونه اي اين چنين سخن مي گويد:«او در دوران جواني آدم لاابالي و بي هدفي به نظر مي رسيد وچندان هم نتوانسته بود در مدرسه به تحصيل بپردازد، او به اداره استقراضات نيوزلند و به آژانس مرسنتايل كه كارش صدور پشم بود راه يافت و در آنجا مورد علاقه بسيار زياد همكارانش قرار گرفت. در زندگي شخصي اش متهور و بي باك و آدمي قمارباز و ولخرج و هميشه بدهكار بود. او با خانم مري دولانسي فورث ازدواج كرد. مري زني باكلاس، متين و فهميده بود. بدهي هايي كه روپرت گرين بر سر قمار و شرط بندي بالا مي آورد، گاهي آنقدر زياد بود كه همسرش مجبور مي شد خانه را اجاره داده و بچه ها را دربدر كند.»
در حاليكه در نوشته شاوكراس حول شخصيت و جايگاه خانواده مادري روپرت مورداك از بزرگي و شان يك خانواده متمول ردپايي نمي بينيم. از سوي ديگر شاوكراس نحوه ازدواج پدر و مادر مورداك را به گونه اي بيان مي كند كه اختلاف خانواده هاي طرفين و يا عدم موافقت خانواده مادر مورداك در ازدواج با پدر او، تنها وجود سني زياد بين آنها بوده است. به گونه اي كه اليزابت 18 ساله مي بايست با مردي 47 ساله ازدواج نمايد.
شاوكراس به نقل از خود اليزابت در اين باره مي افزايد:«نامزدي او با روزنامه نگاري ميانسال سر و صداي زيادي به پا خواهد كرد.» 3 و البته شايد علت به پا شدن سر و صدا در اين مورد را به ازدواج يك مسيحي با يك زن يهودي نسبت داد!
علاوه بر مطالب ديگر حول يهودي بودن مورداك و ابهام هايي كه در اين خصوص عده اي هر چند محدود مطرح مي كنند، حقايقي از صهيونيست بودن مورداك وجود دارد كه انكار آن براحتي انكار يهودي بودن او نيست4.
جورج پتاكي، فرماندار نيويورك، يكبار گفته است هيچ روزنامه اي در ايالات متحده بيش از نيويورك پست (متعلق به مورداك) حامي و پشتيبان اسراييل نيست5. در جاي ديگر مي خوانيم كه مردوخ (مورداك) عضو فعال بسياري از سازمان هاي صهيونيستي از جمله ليگ ضد افترا، اتحاديه استيناف يهودي و موزه يهود در نيويورك، مركز يادبود كوره هاي آدمسوزي است .6 و حتي در برخي از آنها همچون اتحاديه استيناف يهود موفق به كسب جايزه بشردوست سال از دست افرادي مثل هنري كيسينجر يهودي شده است.
به هر حال ضمن ابراز خوشنودي ازانتشار چنين آثاري، لزوم معرفي و شناخت دقيق تر شخصيت هايي نظير مورداك بيشتر احساس مي شود چرا كه وسايل و ابزارهايي كه توسط آنها عليه بشريت بكار مي رود بسيار خطرناك و اهداف مستتر در پس آنها بسيار هولناك تر است.
پي نوشت ها:
1-تأثيرپذيري مورداك از مادر يهودي اش آن چنان برجسته و چشمگير است كه حتي شاوكراس نمونه هايي از آن را به ويژه در دوران قدرت مداري مورداك ذكر مي كند. شاوكراس معتقداست كه مادر مورداك به عنوان يكي از مهمترين چهره هايي كه در مورداك تاثير بسيار زيادي داشته است مطرح است. تا جايي كه حتي از ترس مادرش دست به اعمالي نمي زند كه او را خوش نيايد.
2- روزنامه جام جم، 26/9/82، ص .9
3- ترجمه فارسي كتاب «امپراتوري رسانه اي مورداك»، ص .16
4- در خبري از روزنامه شرق مورخ 5/4/85 آمده است كه خوزه ماريا ازنار نخست وزير سابق اسپانيا، عضو هيئت مديره شركت مورداك به عنوان يك صهيونيست مشهور شده است.
5- روزنامه جام جم، مورخ 26/9/82، ص .9
6- همان.

عليرضا سلطانشاهي

 

ملاحظات: یکی از روش های رژیم صهیونیستی این است که افرادی را انتخاب می کنند تا با بودجه صهیونیستها ولی به نام شخصی افراد رسانه های گروهی جهان را به زیر سیطره صهیونیسم بکشانند. رابرت مرداخ یکی از آنها است. جالب است رابرت مرداخ در دولت اصلاحات به طور مخفی به ایران آمد و با برخی مقامات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دوم خردادی ها ملاقات کرد. رشد ناگهانی روزنامه های دوم خردادی همواره این سوال را مطرح کرده است که این همه پول را از کجا آورده اند.

 
  لینک مطلب

شعری درباره این فیلم

پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386

اینم از آهنگ:

فرمت : Mp3 / کیفیت : 192Kbps

300

فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps

300

فرمت : Wma / کیفیت : 64Kbps

300

 
  لینک مطلب

خشایار لخت بوده؟ادعای خدایی کرده؟

پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386


Real:
linked-image

Movie:
linked-image

Xerxes toont zijn dankbaarheid


Xerxes Xerxes I was koning van het Perzische Rijk tussen 486 en 465 voor Christus. Gedurende zijn bewind voerde Xerxes diverse oorlogen tegen de Grieken. Bij zijn terugtocht uit Griekenland werd Xerxes met een Phoenicisch schip teruggebracht naar Klein Azie.

Onderweg kwam het schip terecht in een verwoestende storm. Het leek erop dat het schip zou zinken, mede omdat er aan boord veel Perzische soldaten waren. De koning vroeg aan de kapitein of er nog hoop was om veilig door de storm heen te komen.

De kapitein antwoordde aan Xerxes van niet. Hij voegde eraan toe dat ze alleen een kans zouden hebben gehad als het schip lichter was geweest.

Na deze woorden richtte Xerxes zich tot de Perzische soldaten aan boord. "Jullie zijn verantwoordelijk voor mijn veiligheid. Het is in het belang van mijn veiligheid dat jullie nu overboord springen."

De soldaten gaven toe aan het gebod van Xerxes en sprongen overboord. Dit verminderde het gewicht van het schip aanzienlijk en Xerxes bereikte veilig en wel zijn thuishaven.

Daar verklaarde Xerxes dat de kapitein van het Phoeicische schip een gouden kroon moest krijgen omdat hij het schip veilig door de storm had geloodst. Xerxes verklaarde ook dat het hoofd van de kapitein hem op een schaal moest worden aangeboden, aangezien er zoveel Perzische soldaten waren omgekomen.


Bron: Bartlett's book of Anecdotes


 
  لینک مطلب

عکسش دیگه پیدا نمیشه

چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386

                                   رابرت مرداك

 
  لینک مطلب

مرداک و فروش سیصد

چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386

کمپانی پخش کننده فیلم سیصد اسپارتی فاکس قرن ۲۱ است.

و حتما می دانید این کمپانی از آن مرداک صهیونیست است.

به صفحه فروش دی وی دی آن توجه کنید.

300 Spartans

Based on actual events occurring in 480 B.C. Greece, this scintillating drama stars Richard Egan as the Greek soldier Leonidas, who led 300 Spartan soldiers against an overwhelming Persian army in the Battle of Thermopylae. Unable to recruit the soldiers he needs to defend a critical Greek mountain pass against Persia’s King Xerxes, Leonidas nonetheless prepares for battle. When warned that the number of arrows his tiny army faces will “blot out the sun,” Leonidas replies that his army will “fight in the shade.” With its superb cinematography, realism and musical score, this story of courage and self-sacrifice is inspired filmmaking at its best.

Richard Egan

Ralph Richardson

Diane Baker

Barry Coe

 
  لینک مطلب

300

چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386

www.IRAN-BOOTER.BLOGFA.com

این روز ها بحث در مورد فیلم 300 بالا گرفته است و در وبلاگستان دامنه اعتراضات همچنان ادامه دارد بسیاری هنوز این فیلم را مشاهده نکرده اند و برای همین نسبت به اعتراض علیه این فیلم بی تفاوت هستند. در اینجا فیلم 300 را با بهترین کیفیت برای دانلود قرار داده ایم تا شما ابتدا فیلم را مشاهده کرده و سپس به صورت آگاهانه نسبت به اعتراض علیه آن اقدام کنید.

قبل از دانلود فیلم 300 نقد آن را برگفته از
سایت زیر نویس میخوانیم:

نام: سیصد (300)
کارگردان:  زک اسنایدر (Zack Snyder)
تهیه کننده:  جیانی نوناری (Giani Nunnari)
فیلم نامه نویس:  زک اسنایدر (Zack Snyder) کرت یانستاد (Kurt Johnstad)
بازیگران:  ژرارد باتلر (Gerard Butler) در نقش پادشاه لئونادیس ، لنا هیدی (Lena Heady) در نقش ملکه گورگو ،  روریگو سانتورو (Rodrigo Santoro) در نقش خشایار شاه ، دیوید ونهام (David Wenham) در نقش دیلیدوس : راوی ،  دومینیک وست (Dominic West) در نقش ترون 
موسیقی:  تایلر بیتس (Tyler Bates)
فیلم بردار:  لری فونگ (Larry Fong) 
ادیتور:  ویلیام هوی (William Hoy) 
شرکت پخش کننده:  برادران وارنر (Warner Bros) 
تاریخ انتشار:  9 مارس 2007 در آمریکا 
زمان فیلم:  117 دقیقه 
بودجه فیلم:  60 میلیون دلار 
فروش فیلم:  70 میلیون دلار (در پایان تعطیلات آخر هفته اول)


درباره فیلم:
300 فیلمی تاریخی و تخیلی بر گرفته از رمان کمیک با همین عنوان ، نوشته "فرانک میلر" (نویسنده داستان شهر گناه) می باشد. این فیلم توسط "زک اسنایدر" (Zack Snyder) کارگردانی شده است. اکثر صحنه های این فیلم در استودیو و با پرده آبی فیلم برداری و سپس با جلوه های ویژه کامپیوتری بازسازی شده تا با اصل کتاب مطابقت کند. این برای انتشار در نهم مارس 2007 آماده می شود. موضوع فیلم حمله خشایار شاه با ارتشی بالغ بر یک میلیون نفر به یونان باستان است که با مقاومت یک گروه سیصد نفری مواجه می شود. یکی از منتقدان این فیلم رو اینچنین توصیف کرده است: "یکی از نئشه کننده ترین فیلم های تاریخ! یک فیلم خسته کننده ، یک فیلم ساخته شده مثل غذای آماده از روی فیلم عالی ، با فیلم نامه بهتر ، بازیگری بهتر ، نبرد های جلوه کننده تر. 300 نفر برای آزادی خودشان جنگیدند ولی در آخر 300 نفر (یکیش خودم) دو ساعتشون وقت زندگیشون رو می خوان پس بگیرند. فیلم قطعا تحریک کننده برای پارس ها خواهد بود. چرا که به نمایش تخیلی از ارتش پارس ها پرداخته شده است. چیزی که تا به این لحظه این نوشته ای در هیچ مجله ای از آن چاپ نشده است.

نمایی از داستان:
فیلم 300 با وفاداری به کتاب کمیک ، نوشته "فرانک میلر" ساخته شده است که در آن کتاب پادشاه اسپارتی به نام "لئونیداس" با 300 سربازش در مقابل خشاریار شاه و ارتش یک میلیون نفری اش می جنگد. این حرکت "لئونیداس" یونانی ها را متحد می کند تا در مقابل ارتش پارس ها متحد شوند. داستان بدون هیچگونه وفاداری به اصل داستان بر اساس نبرد معروف "ترموپیلا" نوشته شده است. در سرتاسر فیلم پارس ها تمدنی بربرگونه ، بی فرهنگ و تشنه به خون نشان داده می شوند. همچنین شخصیت خشایار شاه همانند یک پادشاه هندی و یک پادشاه بی تمدن نمایش داده می شود.

نقد فیلم:
از زمان فیلم ارباب حلقه ها ، کارگردان افسانه ای ، سبکی جدید ایجاد شد. سبکی که بسیاری از فیلم ها با بودجه های میلیون دلاری سعی برای پیروی از آن کردند و آن سبک حماسی را به یک کلیشه کهنه تبدیل کردند. کلیشه ای که دیگر اثر نمی کند و برخلاف اشتیاق بیننده به تماشای جزئیات بیشتر ، جزئیات کمتری وجود دارد.
این فیلم که مثل "ماتریکس 2" فروش کرد و سعی کرد "ارباب حلقه ها" باشد و همانند "دلاور (Braveheart)" جلوه می کرد در نگاه اول چیز دیگری جلوه می نمود. اما ضرب مثل قدیمی پارسی می گوید: "آن تبل هیبت انگیز تهی است".

ارتش اسپارتاوقتی تیزر فیلم "سیصد" پخش شد بلا استثنا برای تمام بیننده ها بسیار جذاب و حیرت آور بود. این تیزر پیغام را به بیننده میداد که نبردی عظیم و با شکوه را در فیلم خواهند دید.

در اولین اکران فیلم 300 ، بینندگان برای 20 دقیقه منتظر آغاز نبرد با شکوه بودند و عالی هم شروع شد. تا به اینجای فیلم آنچه که در تیزر بود به بیننده عرضه می شود. این بخش از فیلم چیزی بود که انتظارش را داشتند ولی فیلم نشان دهنده چگونه شکل گیری دشمن (پارس ها) نبود و تنها به نشان دادن سمت "اسپارت ها" بسنده می کند و هیچ سر نخی نشان نمی دهد که بزرگترین ارتش چند میلیون نفری بشر در تاریخ باستان از کجا آمده بود؟ چه سازمانی این ارتش بزرگ را کنترل می کرد؟ چگونه برنامه می ریختند و چگونه حرکت می کردند؟ حتی "پیتر جکسون" هم زمانی را برای نمایش شکل گیری ارتش دشمن اش اختصاص داد و بلکه ذره ای از جرات را هم در دشمن خود نشان داد. چیزی که در ارتش پارس ها "صفر" نمایش داده شده بود. اما آیا یک نفر هم در بین آن دو میلیون و هفتصد هزار نفر (به نقل از هرودوتوس) نبود که ذره ای جرات داشته باشد؟ چگونه می شود مردم متمدن دنیای امروز این را از فیلم بپذیرند؟ آیا این فیلم هم یکی از آن فیلم های آشغال و خوش فروش است؟

هیولاهای تخیلی ، زائیده ذهن نویسنده
اما با این حال بیننده انتظار بیشتر از این را داشت ، می خواست بداند که فیلم در کنار آن تیزر با شکوه اش چه چیز دیگری را برای عرضه دارد. آن عبارت و تلفظ زیبا و با شکوه "اینجا اسپاراتاست" از کلام پادشاه اسپارتایی ، زیبا ترین تلفظ و کلام او بود که یک بار به بیننده قبل از فیلم در تیزر نمایش داده شده بود و مزۀ آن رفته بود. در واقع فیلم بارها زیباتر در تیزر جلوه داده شده بود.

در واقع "زک اسنایدر" هر آنچه در چنته داشت ، شاید به غیر از یک یا دو مورد- در تیزر نمایش داده بود و این عامل ، دلیل شاهکار فروش فیلم در گیشه شد. ولی آیا این فروش یک ماه دیگر هم دوام خواهد آورد؟

زمانی که این مقاله نوشته شده است ، فیلم حتی هفته اول را نگذارنده است ، ولی از الان زمزمه این می آید که این فیلم قسمت دوم همان فیلم "تروی" است که با ستاره ها و جلوه های ویژه کامپیوتری عرضه شده است.


سرباز های گارد سلطنتی در فیلم 300کلمه پارس ها بیشتر از صد بار در فیلم تکرار شده است و کلمه "خشایار" بیش از ده بار شنیده می شود. "خشایار" به حالت یک پادشاه اٌبنه ای لخت که صورتش را تیغ زده بود ، نمایش داده شده بود. اما این قرار بود که بر اساس یک کشور حقیقی و نبردی واقعی ساخته شود و قطعا هر تماشاچی انکار نمی کرد که این بر اساس نبرد "ترموپیلا" بود. اما اصولا باید وفادار به اصل ماجرا بود؟ آیا اصلا سعی کرده بود که وفادار باشد؟ جواب این است که اکثر فیلم تخیل نویسنده و کارگردان بود که هیچ یک حتی جرات نکردند قید کنند که این
فیلم دارای عوامل تخیلی است و عناصر بسیاری به اصل داستان اضافه شده است.


سرباز های گارد سلطتنی حک شده در پاسارگادواضح بود که در تکنیک های اسپارتایی ها در جنگیدن عناصری اضافه شده بود که در آن زمان شاید اصلا وجود نداشته بوده و فقط برای زیبا جلوه دادن فیلم اضافه شده بود.

ژنرال های ارتش پارسی به هر چیزی به جز پارسی شبیه بودند. از هندی تا عرب و یا حتی چینی و حتی خود پادشاه پارس ها یک هندی تمام عیار با کلی گوشواره و جواهرات مرسوم هندی ها زینت داده شده بود.


نه نویسنده و نه کارگردان حتی یک جستجوی ساده در گوگل هم در تحقیق برای ساخت فیلم انجام نداده بودند. یک جستجوی ساده در بخش عکس سایت گوگل برای خشایار (Xerxes) شامل نتیجه های زیادی می شود که پیدا نکردن عکس اصلی خشایار شاه آن در صفحه اول غیر ممکن است. که خشایار با ریشی دراز با کلاهی سیلندری به سبک شرقی (که اغلب مشکی رنگ بوده اند) و لباسی که تمام بدن را پوشش می داده است و اصلا عریان هم نیست. عکس آن هم خود سندی است که بر دیوار های کاخ های پرسپولیس حکاکی شده است. به گفته یکی از دوستان چینی الاصل که فیلم را تماشا کرده بود: "خشایار شاه بسیار شبیه غول چراغ جادوی علی بابا بود."

عکس خشایار شاه در فیلم (راست) و پادشاه اسپارتا (چپ)
البته نمایش متضادظاهری خشایار شاه تنها بخش کوچکی از ایراد های فیلم است. متاسفانه نویسنده اینطور نوشته است که خشایار ادعای "پادشاه خداوند" را می کرده است و از پادشاه اسپارتایی می خواهد که به عنوان خداوند به او تعظیم کند که چنین چیزی در حقیقت وجود نداشته است. هخامنشی ها زرتشتی بوده اند و خدای یگانه را می پرستیند و هیچ نوشته و تاریخ نگاری ، حتی از جناح یونانی ها این چنین ننوشته است که خشایار شاه یا هیچ یک از پادشاهان هخامنشیان چنین ادعاهایی کرده باشند.

هیچ تکنیکی از ارتش پارس ها نشان نداده شد و فیلم مانند یک مشت دروغ هیچ صحبتی از عبور ارتش پارسها با ایجاد پل شناور بروی تنگه بسفور نمی کند که بزرگترین پل شناور تاریخ باستان را با کمک هزاران مهندس و متخصص آن زمان ساختند که ارتش چند میلیونی با اسب ها و فیل ها از روی آن عبور کنند (به نقل از ویلیام دورانت).

عکس واقعی خشایارشاه حک شده روی دیوارهای پرسپولیس

در فیلم بار ها و بار ها پارسی ها را به عنوان بربر خطاب کردند تا عمق تنفر اسپارتا و برتری آن ها را برای بیننده اثبات کنند.

ولی چرا هر چیزی از تاریخ آمریکایی نشان داده می شود؟ چرا آمریکایی ها همه چیز را آمریکایی وار نشان می دهند؟ آیا ارتش اسپارتا همانند ارتش آمریکایی ها بونند؟ و یا آیا ارتش آمریکا الهام گرفته شده از اسپارتا بوده است؟


شخصا به عنوان مترجم اثر قبلی "فرانک میلر" نا امید شدم ، مخصوصا با اثر زیبای "شهر گناه" و اعتقاد دارم او با این نمایش غلط یک سمت از ارتش (چه پیروز و چه شکست خورده) بدون در نظر گرفتن دیدگاه بی طرف از واقعه ای تاریخی ، حیثت نویسندگی اش را زیر سوال برده است.

آرزو داشتم 300 یک فیلم عالی و مستقل دیگر از "فرانک میلر" می بود ولی این چنین نبود.

امیدوارم به شخصه روزی در توان و قدرت داشته باشم که بتوانم حقیقت را درباره فرهنگ و تاریخ پارس ها نشان دهم.

سایر مطالب مرتبط با فیلم 300:

-
اکران فیلم 300: توهین به ایرانیان؟ (BBC)
- با سیصد چه کار کنیم؟
- پروژه 300 ( بمب گوگلی در اعتراض به فیلم 300 )
- حرف‌هایی دیگر در مورد فیلم 300
- 70 میلیون علیه 300
- صفحه ی ویکی پدیای فیلم 300
- مقاله E!online: هنر اعتراض کردن
- يونانی‌های خوش‌تيپ، ايرانی‌های وحشی!
- به فیلم ۳۰۰ در سایت سینمایی معتبر IMDB رای منفی دهید

 منبع:

 
  لینک مطلب

 

آرشیو وبلاگ
مهر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384

پیوندها
بانوی بهشتی
تروریست حقیقی
فیلم پژوه
صهیون پژوه
مسیحیت یهودی
سینما و صهیونیسم
استاد عبدالله شهبازی
باشگاه مطالعاتی و تحقیقاتی صهیونیسم
سایت علمی پژوهشی یهود اومانیسم
مجمع مهدوی
آموزش وبلاگ نويسي و موزيک وطنز
اهدا عضو
صهيونيزم و اديان
پورتال جوانان ایرانی
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::


  RSS  
پرشین وبلاگ