تبليغاتX
غول رسانه ای
غول رسانه ای
     
 

ايران و رسانه هاي خبري بريتانيا

شنبه یکم اردیبهشت 1386

images/20070421/rasane.jpg :تقريبا هر 50 سال ، بخشي از اسناد موجود در مرکز مطالعات و اسناد تاريخي انگلستان از درجه محرمانه خارج و در معرض ديد عموم پرده برداري مي شود.
آنچه مي خوانيد فصلي از تاريخ رابطه ايران و عملکرد رسانه هاي بريتانيايي است که از وبلاگ دکتر مجيد تفرشي انتخاب شده است.
يکي از موارد مورد اختلاف حکومت هاي ايران و بريتانيا مقالات انتقادي بود که هر از چندگاهي در نشريات بريتانيايي منتشر و يا در بخش فارسي سرويس جهاني بي بي سي عليه حکومت ايران ارائه مي شد. توقع حکومت شاه اين بود که به دليل دوستي راهبردي بين 2 کشور، دولت بريتانيا بايد مانع انتشار هرگونه مطلب انتقادي عليه هيات حاکمه ايران شود. اين اعتراض ، نسبت به نشريات امريکايي و فرانسوي هم بود، ولي ظاهرا برخورد با رسانه هاي بريتانيايي شديدتر بود. اعتراض ايران به اين موضوع ، بارها به اطلاع مقامات سفارت بريتانيا رسيده بود. براي نمونه ، روز دوم سپتامبر (11شهريور) «کريم پاشا بهادري» معاون وزارت دربار با احضار آنتوني پارسونز سفير بريتانيا مراتب انتقاد شديد و اعتراض دولت متبوع خود را نسبت به مندرجات چند نشريه انگليسي از جمله مقاله اخير «ديويد هوسه گو» روزنامه نگار مشهور در هفته نامه اکونوميست چاپ لندن در مورد آينده سلطنت در ايران پس از شاه ابراز داشت.
به نوشته پارسونز، وي سعي کرد تا ضمن تاکيد بر سنت ديرينه استقلال رويه روزنامه ها و نشريات خبري کشورش با ذکر نمونه هايي نشان دهد که همه نوشته هاي آنها درباره ايران منفي نيستند، ولي معاون وزير دربار ايران تاکيد داشت که برخي روزنامه نگاران از جمله تعدادي از نويسندگان روزنامه تايمز لندن با حکومت ايران عناد دارند. پارسونز در يک گزارش ديگر عنوان کرد که هويدا به او گفته که از مدتها قبل در تلاش است تا به شاه و علم بقبولاند تا از موضعگيري منفي در برابر مطالب انتقادي روزنامه هاي خارجي دست بکشد. چرا که اين برخورد، نتيجه معکوس خواهد داد و نشان مي دهد که حکومت ايران تاب انتقاد از خود را ندارد. هويدا به پارسونز گفته بود که در اين مورد هنوز نتوانسته شاه را نسبت به پذيرش نظر خود متقاعد سازد، ولي واقعيت اين است که حساسيت مقامات ايراني نسبت به انتقادات رسانه هاي غربي ، کمتر از گذشته شده است.
پارسونز در گزارش خود تاکيد کرده بود که به دليل آن که سالانه بيش از 30 درصد از جنگ افزارهاي بريتانيا به ايران صادر مي شود و دولت بريتانيا حدود يک ميليارد و 200 ميليون دلار از ايران وام گرفته ، بهتر است در جهت حفظ منافع ملي بريتانيا راهي براي کاهش انتقادهاي رسانه هاي آن کشور عليه حکومت ايران انديشيده شود.
پارسونز در اين گزارش توصيه کرد که با تدارک سفرهاي ويژه وي آي پي براي روزنامه نگاران بريتانيايي جهت بازديد از تهران و پذيرايي شايان ، ديدگاه آنان نسبت به حکومت شاه را تعديل کنند.
سواي روزنامه هاي بريتانيايي ، برخي گزارش ها و اخبار بخش فارسي سرويس جهاني بي بي سي نيز مورد اعتراض مقامات ايراني قرار داشتند.
شاه در يکي از ديدارهاي معمول خود با پارسونز، در واکنشي توام با تعجب و ناراحتي نسبت به اخبار و گزارش هاي بخش فارسي بي بي سي گفت: «از نظر مردم ، جهان نسبت به دوره جنگ جلو رفته است.» شاه در ادامه پرسيد: «هدف از پخش برنامه راديويي براي کشورهاي دوست چيست؟ اين راديو بايد به بهبود روابط کمک کند نه اين که آن را برهم بزند.»
پارسونز در گزارشي محرمانه به تاريخ اول آگوست (10 مرداد) به لندن درباره بخش فارسي بي بي سي در نقطه نظري نامعمول ضمن اعلام اين که افراد کمي به بخش فارسي بي بي سي توجه دارند چنين نوشت: «من سي سال است که درگير مسائل خاورميانه ام و مي توانم صادقانه بگويم که نه پيشداوري عليه بي بي سي دارم و نه ضد اطلاع رساني هستم.
...من از موضع فوري مصلحت انديشي سياسي به موضوع نگاه نمي کنم.
...بگذاريد 25 سال به عقب برگرديم و به آينده بنگريم ، مي توانيم قسم بخوريم که در يک دوره 25 ساله ، سرويس عربي و فارسي بي بي سي کساني را که در اين دوره دولتهاي آلترناتيو طرفدار غرب در خاورميانه تشکيل داده و يا بخشي از آن حاکميت شده اند، تحت تاثير خود قرار داده است...
واقعيت اين است که در اين دوره ، رژيمهاي پوشالي و چينش کنوني خاورميانه در دوره پس از جنگ جهاني دوم خودکامه تر و مستبدتر [از رژيمهاي قبلي] هستند».
پاسخ لندن به ديدگاه نامعمول سرآنتوني پارسونز نيز تا حدي نامعمول بود. «نيکلاس برينگتون» ديپلمات جوان و 23 ساله «بخش ارشاد و سياست اطلاعاتي» وزارت خارجه بريتانيا در پاسخ خود به پارسونز کهنه کار، نظرات وي درباره سرويس جهاني بي بي سي را «تند و يکسويه» خطاب کرد. برينگتون ضمن دفاع از سرويس جهاني بي بي سي از پارسونز پرسيد: «اگر بي بي سي محبوبيت ندارد چرا شاه اينقدر نسبت به مطالب آن حساسيت نشان مي دهد؟».
گفتني است که برينگتون بعدها در سلسله مراتب ديپلماتيک کشورش مقامهاي بالايي يافت و ضمن خدمت در تهران و دريافت لقب شواليه (سر)، در سال 1987 به سفارت (کميسارياي عالي) کشورش در پاکستان نيز منصوب شد و 2 سال در اين سمت باقي ماند. وي يک بار نيز در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي براي تصدي سفارت بريتانيا در تهران معرفي شد که اعتبارنامه وي از سوي جمهوري اسلامي ايران مورد تاييد قرار نگرفت و از عزيمت به تهران بازماند.
يکي از مواردي که رسانه هاي خبري بريتانيا بخصوص بخش فارسي بي بي سي بشدت مورد انتقاد شاه و وزير دربار واقع شدند، مربوط به سفر جنجالي اشرف پهلوي خواهر توامان شاه به بريتانيا بود که با مخالفت شديد گروههاي اپوزيسيون و برخي فعالان سياسي داخل بريتانيا مواجه شد.

 
  لینک مطلب

 

آرشیو وبلاگ
مهر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384

پیوندها
بانوی بهشتی
تروریست حقیقی
فیلم پژوه
صهیون پژوه
مسیحیت یهودی
سینما و صهیونیسم
استاد عبدالله شهبازی
باشگاه مطالعاتی و تحقیقاتی صهیونیسم
سایت علمی پژوهشی یهود اومانیسم
مجمع مهدوی
آموزش وبلاگ نويسي و موزيک وطنز
اهدا عضو
صهيونيزم و اديان
پورتال جوانان ایرانی
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::


  RSS  
پرشین وبلاگ