تبليغاتX
غول رسانه ای
غول رسانه ای
     
 

مپراتوری مرداك در نیوزویك

یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386

 

در حالی كه روپرت مرداك بنیان گذار یكی از بزرگترین امپراتوری های خبری جهان كه در نیویورك قرار دارد، رفته رفته بازنشسته می شود و جای خود را به لاخلان مرداك، پسرش می دهد، نیوزویك بهانه ای به دست آورده تا به معرفی و موقعیت كنونی این خانواده بیلیونر و قدرتمند بپردازد.

در حالى كه روپرت مرداك بنيان گذار يكى از بزرگترين امپراتورى هاى خبرى جهان كه در نيويورك قرار دارد، رفته رفته بازنشسته مى شود و جاى خود را به لاخلان مرداك، پسرش مى دهد، نيوزويك بهانه اى به دست آورده تا به معرفى و موقعيت كنونى اين خانواده بيليونر و قدرتمند بپردازد. روپرت مرداك تاكنون سه بار ازدواج كرده، صاحب شش فرزند شده و اكنون تمايل دارد اداره امپراتورى رسانه اى خود را به وارثانش واگذار كند. اما در وضعيتى كه دختر بزرگ او از همسر اولش هرگز وارد فعاليت هاى خانواده نشده، تنها دختر او از همسر دومش چندى پيش از خانواده جدا شده و اكنون همسر يكى از نوادگان فرويد است و دو فرزند ديگرش از همسر سوم او خردسال هستند.

موقعيت براى دو پسر او لاخلان و جيمز كه در حال حاضر مديريت شبكه «اسكاى» را به عهده دارد، بسيار مناسب تر است. پس از اين مقاله، شماره ۸ اوت هفته نامه نيوزويك در مطلب ديگرى به بانكدارى اسلامى و ارائه خدمات فاينانس اسلامى در بانك هاى غربى كه رو به گسترش است مى پردازد. ظاهراً افزايش قيمت نفت اروپايى ها را بسيار نگران كرده است چرا كه «نفت بعدى» عنوان گزارشى بسيار خواندنى درباره تلاش هاى دانشمندان براى يافتن جايگزينى گياهى براى نفت است. در اين گزارش روغن دانه منداب (نوعى شلغم بيابانى)، دانه هاى ذرت، آفتاب گردان و غيره به عنوان منابع بالقوه جايگزين نفت معرفى شده اند. در عين حال در بخشى از اين گزارش نوشته شده است «نمى توان گفت اين راه (براى جايگزين كردن سوخت گياهى به جاى نفت) به كجا مى رود، عوامل سياسى زيادى در اين مسئله دخيل هستند.» «صحرايى اروپايى» كه به وضعيت گرماى بى سابقه و خشكسالى در مناطق مديترانه اى و در كل تغيير وضعيت آب و هوايى اروپا مى پردازد، مطلبى درباره افول آنتورپ به عنوان مركز تجارت الماس، برگزارى تورهاى آموزش نظامى براى گردشگران توسط سربازان بازنشسته چچن در روسيه، گزارشى بسيار جالب درباره تحركات تروريستى در لندن و ساير نقاط اروپا تحت عنوان «بمب گذاران، شايد در همسايگى شما» ديگر مطالب خواندنى اين شماره نيوزويك هستند.

روزنامه شرق

 
  لینک مطلب

دانش رسانه ای

یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386

 

اطلاعات یك منبع ارزشمند است و به افراد امكان انجام كارهایی را می دهد كه در صورت نبودن آن نمی توانستند امور مورد نظر خود را پیش برند. یك ضرب المثل قدیمی می گوید: «دانش قدرت است» .

طلاعات یك منبع ارزشمند است و به افراد امكان انجام كارهایی را می دهد كه در صورت نبودن آن نمی توانستند امور مورد نظر خود را پیش برند. یك ضرب المثل قدیمی می گوید: «دانش قدرت است» . به این معنی كه آگاهی توانایی انجام كار و بهره گیری از فرصت هایی را فراهم می آورد. هر نوشته، قطعه موسیقی، تابلوی نقاشی، معادله ریاضی و حتی هر نگاه یا لبخند یا اشاره، نوعی پیام محسوب می شود و حاوی مقداری اطلاعات است. احتمالاً مهم است یادآور شویم كه چیز یا واقعیت عینی معینی به نام «اطلاعات» وجود ندارد و این كلمه توصیف كننده دسته ای از مفاهیم است. علی الاصول اطلاعات درباره چیز معینی، واقعه ای یا اندیشه ای وجود دارد و محصول مشاهده و احساس است. اولین اطلاعاتی كه ما دریافت می كنیم از دیدن وقایع، لمس چیزها و یا شنیدن صداهاست. می توان اطلاعات را دسته ای از مفاهیم تعریف كرد كه ذهن ما آن را دریافت می كند، هوشیارانه ضبط می كند، به آن معنی می دهد و معمولاً موقعیت ما را از لحاظ دانایی و آگاهی تغییر می دهد. در مواردی واژه اطلاعات مترادف با دانش یا دانایی به كار می رود. وقتی ما به اطلاعات تازه ای دسترسی پیدا می كنیم عكس العمل ما این است كه ببینیم با دانایی ها و باورهایی كه ما در آن زمینه داریم چه هماهنگی دارد، چرا كه معمولاً به ندرت اتفاق می افتد كه در بزرگسالی اطلاعاتی را به دست آوریم كه پیش از آن هیچ نوع اطلاعات، باور و یا پیش داوری درباره آن نداشته باشیم. در طول سال ها عملاً، ذخیره قابل توجهی از اطلاعات را در مورد موضوعات بسیار متنوع كسب می كنیم به اغلب این ذخیره های خاص و طبقه بندی شده به هنگام عبور چیزهایی اضافه می شود و به تعداد بالنسبه كمتری یا اطلاعات تكمیلی افزوده می گردد و یا تلاش می شود ابهامات آنان برطرف شود. دانایی اعم از آنكه در مورد یك شخص باشد یا در مورد یك موضوع معین معمولاً هیچ گاه حالت دائمی ندارد، چرا كه مرتب به آن اطلاعات افزوده می شود. گاهی در عمل مشاهده می شود كه دانش بیش از اقلام اطلاعاتی تغییر می كند، چرا كه با افزودن یك جزء نوین اطلاعاتی ممكن است كل دانش فرد در مورد آن موضوع معین تغییر كند، بی آنكه بقیه اجزاء اطلاعاتی سازنده آن دانش تغییر كرده باشند. اگر ما از خودمان سئوال كنیم كه آیا همان فرد دیروز هستیم، جواب بدون تردید این است كه خیر، چرا كه از دیروز تا به حال معمولاً اطلاعات جدیدی به ذهن ما وارد شده است مگر اینكه تمام مدت را در خواب گذرانیده باشیم و نوعی تنظیم مجدد اطلاعاتی در آن صورت گرفته است. ذهن و وضع دانایی ما همیشه در حال تغییر است و حتی اگر برخی از افراد در معرض ضعف حافظه نیز قرار داشته باشند، تغییر در مورد آنها نیز قابل تأیید است. اما چگونه می توانیم سطح آگاهی ها و اطلاعاتمان را نسبت به رسانه ها بالا ببریم؟ زیرا ما همگی تحت تأثیر اطلاعات رسانه ها هستیم در این زمینه ما نیاز به یكسری ابزار و مواد اولیه داریم كه ابزار همان توانایی ها و مهارت های ما هستند و ماده اولیه همان اطلاعات، آگاهی ها و دانش ما از رسانه ها و جهان پیرامونمان است. یعنی اگر ما مقدار زیادی اطلاعات داشته باشیم ولی مهارت هایمان اندك و ضعیف باشند، قادر نخواهیم بود هیچ بهره ای از آن اطلاعات ببریم.اگر مهارت های بسیار زیادی هم داشته باشیم اما نتوانیم اطلاعات و آگاهی مان را طبقه بندی كنیم تا در جای مناسب خود از آنها استفاده كنیم قادر نخواهیم بود كه خود را به سطح وسیع و گسترده ای از پیام های رسانه ای كه ما را تحت بمباران اطلاعات قرار داده اند و حتی محیط اطرافمان كه دائماً با آن در ارتباط هستیم، عرضه كنیم. پس این بیانگر محدود و نامتعادل بودن ساختمان دانش ما است. بنابراین ضروری و لازم به نظر می رسد كه در برخورد با رسانه ها موارد زیر را مد نظر داشته باشیم و به راحتی تسلیم امواج الكترونیكی رسانه ها نشویم:

۱- داشتن آگاهی كامل در خصوص استفاده از رسانه ها:خواه تماشاگر برنامه خبر تلویزیون باشیم یا یك تابلوی تبلیغاتی در بزرگراه ها، پیام رسانه ای دریافتی از آن چیزی است كه توسط یك یا احتمالاً چند نفر طراحی و نوشته شده است. تصاویر مربوطه توسط یك نفر گرفته شده است و یك طراح خلاق نیز آنها را با هم تلفیق كرده است. ولی این امر فقط یك روند فیزیكی نیست. آنچه رخ می دهد این است كه هر چه توسط چند نفر ساخته و پرداخته می شود برای بقیه مان به صورت یك امر مسلم در می آید. ولی ما بعنوان مخاطب، از واژه ها، تصاویر و یا آرایه هایی كه حذف شده اند، با خبر نمی شویم. ما فقط چیزهایی را می بینیم یا می شنویم كه مورد پذیرش قرار گرفته اند. یاری رساندن به مردم در مورد درك این كه برنامه های رسانه ها چگونه تنظیم می شود، چه چیزهایی حذف می شود و نیز اینكه رسانه ها چگونه دانش و درك ما از جهان اطرافمان را شكل می بخشد، از راه های عمده كمك به آنان در پیشبرد زندگی شان در یك جامعه جهانی و تكنولوژیكی است.

۲- برخورد منتقدانه با محتوای رسانه ها: در این مرحله فرد باید بیاموزد كه با پیام های رسانه ای برخوردی انتقادی داشته باشد و مهارت های لازم را برای تماشای منتقدانه كسب كند، زیرا جهانی كه رسانه ها به ما نشان می دهند در واقع تصویری گزینشی است كه ویژگی ها و شرایط لازم را برای نمایاندن واقعیت كل جهان ندارد، اما حقیقت به نظر می رسد. تمامی رسانه ها پیش از نشان دادن واقعیت آن را به دقت گزینش، ویرایش، مونتاژ، طراحی و بازسازی می كنند. این تصویر كه از عناصر مختلفی برای مقبول جلوه دادن آن در نزد مخاطبان استفاده شده است به قدری واقعی است كه تشخیص آن را از واقعیت اصلی دشوار می سازد. بنابراین بین نحوه بازنمایی جهان توسط رسانه و نحوه ادراك ما از آن به عنوان مصرف كنندگان رسانه رابطه وجود دارد. زمانی كه ما هیچ تجربه مستقیم و بی واسطه ای از افراد، سازمان ها، موضوع ها یا مكان های مختلفی كه در رسانه ها نشان داده می شود نداریم، رسانه ها نقش واسطه را ایفا می كنند و ما از دریچه آنها به جهان می نگریم. پس رسانه ها یك نوع عادت رفتاری را به ما می آموزند كه خود ما متوجه آن نیستیم. درحالیكه باید واكنش و تحلیل انتقادی نسبت به پیام ها داشته باشیم و از طریق كشف لایه های درونی پیام های رسانه ای، مجموعه مهارت ها و توانایی های خود را برای مفهوم پردازی اطلاعات ارائه شده به چالش فراخوانیم.

كسب توانایی زیر سئوال بردن صحت اطلاعاتی كه از تلویزیون یا رسانه های مولتی مدیا دریافت می كنیم، ضمن آنكه موجب می شود تا ما از وضعیت مصرف كننده منفعل به مصرف كننده ای نقاد و تحلیلگر تبدیل شویم باعث می گردد تا از اغراض و اهداف پنهان، انگیزه ها، نگرش ها، سازوكارهای تأثیرگذاری و نحوه استفاده رسانه ها از تمهیدات و سیاست های رسانه ای آگاهی یابیم و بدانیم در پس تصاویر و گفتارها، ارزش ها و ایدئولوژی خاصی به مخاطبان منتقل می شود.

۳- تحلیل زمینه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و تبلیغی محیط رسانه ها: این مرحله در برگیرنده كسب دانش كافی درباره زمینه های تاریخی، اقتصادی رسانه ها و منافع و علایق آنها در این حوزه هاست. بی تردید رسانه های مختلف، اهداف و برنامه های خود را بر حسب منافع و اولویت های خاص خود تدوین و اجرا می كنند. باید ببینیم چه چیزی و چه كسی با چه كیفیت و میزانی به تصویر كشیده می شود. چه گروه ها و افرادی بیشتر در رسانه نمایش داده می شوند و علت مطرح شدن بیشتر آنها چیست. علاوه بر اینها لازم است بدانیم چه كسی یا چه چیزی بوسیله چه كسانی، چگونه، چرا و با چه اهدافی به تصویر كشیده می شود. چیزی كه بخش اعظم مردم نمی دانند این است كه آنچه كه در واقع از طریق تلویزیون به فروش می رسد، نه تنها فروش كالاهای تبلیغ شده به مخاطبان بلكه فروش مخاطبان به پیام دهندگان است.

مقصود واقعی از پخش برنامه های بازرگانی كانال های تلویزیونی، اعم از خبری یا تفریحی، نه فقط سرگرم كردن ما بلكه یافتن مخاطبان و قرار دادن آنان در یك حالت پذیرش است به طوری كه شبكه یا فرستنده تلویزیون بتواند زمانی در اختیار صاحبان كالاها قرار دهد تا كالاهای خود را بفروش رسانند. صاحبان كالاها براساس تعداد افرادی كه احتمال دارد به تماشای تلویزیون بنشینند، پول می پردازند. صاحبان كالاها نیز اجناس خود را متناسب با نوع افرادی كه تماشاگر آن خواهند بود، تبلیغ می كنند. مثلاً تبلیغ برای كودكان ۷-۲ ساله ای كه پدر و مادر خویش را وادار به خرید كالای مورد علاقه خود می كنند. بنابراین باید قادر به درك زبان رسانه ها باشیم و معانی و مفاهیم و نشانه های آنها را بشناسیم.

۴- رسانه ها، ارزش ها و دیدگاه ها را جایگزین می كنند. رسانه ها بدان علت كه ساخته و پرداخته هستند، از كسی یا چیزی كه دست كم برای فرد یا افراد سازنده آن اهمیت دارد پیامی به همراه دارند. رسانه ها قصه گو نیز هستند. حتی برنامه های بازرگانی هم هر كدام داستان كوتاه و ساده ای دارند و داستان ها مستلزم شخصیت، زمان و مكان و طرحی هستند كه هر كدام شروع و پایانی دارند. واكنش های موجود در طرح داستان، صرفاً از راه هایی هستند كه به وسیله آن ارزش ها در یك برنامه تلویزیونی، فیلم سینمایی یا پیام بازرگانی گنجانده می شوند. فراگیری نحوه «رمزگشایی» انواع پیام ها و توانایی آنكه اطلاعات را در كلیه اشكال آن خلق، تولید و منتقل كند.

۵- برداشت افراد مختلف از یك پیام رسانه ای واحد، متفاوت است: به علت تفاوت های سنی، تربیتی و آموزشی هیچ دو نفری را نمی توان یافت كه یك فیلم واحد را همانند یكدیگر ببینند و یك قطعه موسیقی واحد را همانند یكدیگر بشنوند. حتی اعضای یك خانواده نیز یك نمایش تلویزیونی را مثل هم نمی بینند. این مفهوم نظریه ای را كه می گوید تماشاگران تلویزیونی و دریافت كنندگان پیام ها صرفاً مخاطبانی انفعالی هستند كه مورد هدف رسانه ها قرار دارند را رد می كند، زیرا اكثر مخاطبان حتی نوجوانان نیز همواره می كوشند مفهوم آنچه را كه می بینند، می شنوند یا می خوانند، درك كنند. هر چه راجع به آنچه در اطراف ما می گذرد پرسش های بیشتری مطرح كنیم، پیرامون پذیرش یا رد پیام های رسانه ای و اطلاعات دریافتی، آگاهی بیشتری كسب می كنیم، خواه این اطلاعات از یك سریال كمدی تلویزیونی، یك بازی رایانه ای، یك نوار موسیقی، یك پیام بازرگانی مطبوعاتی یا تلویزیونی و یا یك فیلم سینمایی دریافت شده باشد. پس می بینیم كه یكی از پیامدهای تحلیل و درك پیام های رسانه ای، بالارفتن آگاهی در جامعه است كه می تواند منجر به تقویت ساختارهای دموكراتیك جامعه گردد. براساس این رویكرد شهروند مسئول، آگاه، پردازشگر، مؤثر و كارآمد بوجود می آید كه پایه و اساس آینده جامعه دموكراتیك است. افراد باید پیوسته به میزان اطلاعات خود بیفزایند و سعی كنند این تكه های اطلاعاتی را به گونه ای سازماندهی نمایند كه در جای خود و به نحو احسن از آنها بهره مند شوند. تركیب اطلاعات، پردازش، ارزیابی و نقادی آن نیز اهمیت دارد و افراد باید همواره سعی كنند به اطلاعات خود عمق، وسعت و جهت بیشتری دهند و از سطحی نگری اجتناب نمایند. دسترسی به سطوح بالای اطلاعات می تواند نگرش های معقول و ثابتی به فرد بدهد، بطوری كه او را توانمند می كند تا از سطح دانش و فهمیدن به سطوح بالاتر حركت كرده و خود تولید علم نمایند و اطلاعات را به نقد كشیده یا به آن بیفزایند. دسترسی به اطلاعات امروزه به سادگی صورت می گیرد، زیرا در خصوص موضوعات معین اطلاعات گوناگونی از رویكردها و مناظر مختلف وجود دارد و امكان روز آمد كردن اطلاعات به راحتی و با سرعت زیاد فراهم است. از طرف دیگر فراهم آمدن امكان تعامل در رسانه های جدید موجب شده است كه فرد صرفاً شنونده و پذیرنده دیدگاه های دیگران نباشد بلكه خود بعنوان یكی از طرفین ماهر و فعال در مباحث شركت جوید. این مسأله باعث می شود كه افراد هم فرصت و جرأت ابراز عقاید خود را داشته باشند و هم مسئولیت عقاید و رفتارهای خود را بپذیرند و فعالانه دست به گزینش و پردازش اطلاعات بزنند و به آسانی یكسری اطلاعات بسته بندی شده را قبول نكنند.

روزنامه همشهری

 
  لینک مطلب

رسانه‌ی برتر چه رسانه‌یی است؟

پنجشنبه هجدهم مرداد 1386

دنیای امروز بدون رسانهها قابل تصور نیست .چرا که با توجه به گسترش تکنولوژیهای نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی این رسانهها هستند که میتوانند وقایع دنیای پیرامونی را لحظه به سراسر جهان مخابره کنند، براین اساس حرفهیی بودن رسانهها و اطلاعرسانی آنها برای مخاطبان مهم است از این رو مخاطبان همواره به دنبال رسانهی برتر هستند اما رسانهی برتر چه رسانهیی است؟

 

محمدتقی روغنیها»، عضو هیات علمیدانشکدهی خبر دربارهی ویژگیهای رسانهی برترمی گوید: رسانهی برتر باید در انتشار اخبار و رویدادها از جامعیت، صحت،سرعت و دقت کافی برخوردار باشد. هر رسانهای به طور عام برای موفقیت و برتر بودن باید رویکرد مخاطب گرا داشته باشد. البته در کنار توجه به مخاطب باید ، زمینههایی مانند آموزش و فرهنگ سازی را برای عموم جامعه ایجاد کند . در واقع هر رسانهای باید به اصول و مبانی خاصی معتقد باشد و بر مبنای آن و نه صرفا سلایق مخاطبان حرکت کند. به عقیدهی وی ، زمانی، رسانهای برتر به شمار میآید که بتواند اعتماد مخاطبان را به خود جلب کند، در حقیقت مخاطبان احساس کنند آن رسانه، با شفافیت و بدون جانب داری اخبار و رویدادها رامنتشر میکند. این مدرس ارتباطات با اشاره به این که هر رسانهای با توجه به امکاناتی که دارد ، میتواند موفق باشد، تصریح میکند: به طور مثال رسانههای خبری ، علاوه بر مخاطب گرایی ، باید از سرعت، صحت و جامعیت و دقت خبری برخوردار باشند ، همچنین مطبوعات نیز برای آن که از سرعت خبری غافل نباشند، باید علاوه بر نسخهی چاپی خود ، یک نسخهی on line را راه اندازی کنند و بیشتر در نسخهی چاپی خود به تحلیل و ارزیابی رویدادهای روزانه بپردازند.بنابر این در شرایط فعلی رسانههای موفق تر هستند که به فضای سایبر اهمیت بیشتری دهند. روغنیها در خصوص میزان اعتماد ، مخاطبان به رسانههای داخلی،میگوید: آن چه فضای عمومینشان میدهد، عامهی جامعه اعتماد چندانی به رسانههای ما ندارند.البته این امر طبیعی است ، چرا که زایش مطبوعات در دل حکومت ما بوده است و تنها در چند دورهی تاریخی مطبوعات توانستند آزادانه به فعالیت بپردازند.این مدرس ارتباطات یکی دیگر از زمینههای بیاعتمادی مخاطبان به مطبوعات را در عملکرد ناصحیح آنها میداند وتصریح میکند: رسانههای ما برخی اوقات به دلیل تعلل در خبر رسانی و خود سانسوری در اخبار سبب شدهاند تصور عامهی جامعه نسبت به آنها تغییر کند ، چرا که اعتماد مخاطب به رسانه مانند ظرفی بلورین میماند که اگر این ظرف شکسته شود دیگر امکان ترمیم آن وجود ندارد. وی یادآورمیشود: رسانههای ما به دلیل ضعف عملکردی که داشتند به کرات اعتماد مخاطبان را به خودمخدوش کردهاند، بنابر این بازسازی این اعتماد نیازمند گذشته زمان طولانی است و رسانههای باید در شرایط حساس و بحرانی در افزایش اعتماد مخاطبان به خود، گام بردارند.
اما به اعتقاد عضو هیات علمیگروه ارتباطات دانشگاه تهران، مهمترین عامل برتری رسانهها ، توجه دست اندرکاران اموررسانهیی به قابلیتها و ویژگیهای هر رسانه است.
دکتر «اعظم راودراد» میگوید: هر رسانه با توجه به قابلیتهایی که دارد میتواند به موفقیت برسد و در حقیقت بهرهگیری کامل از قابلیتهای هر رسانه سبب برتری آن میشود. وی میافزاید: هر رسانهای با توجه به کارکردهایی که دارد با رسانههای دیگری متفاوت است ، به طور مثال در رسانههای دیداری_شنیداری توجه به مولفههای صدا و تصویر و سعی در جذاب کردن آنها اهمیت بیشتری دارد چرا که این مولفهها میتوانند تاثیری بیشتری بر مخاطب بگذارد.
به عقیدهی این مدرس ارتباطات ، دستاندرکاران امور رسانهیی باید برای موفقیت به این تمایزها و تفاوت توجه کنند ، چرا که بیتوجهی به این مساله سبب میشود رسانهای مانند تلویزیون به رادیو تبدیل شود ، و در نهایت مخاطب دچار زدگی شود. وی دربارهی میزان اعتماد مخاطبان به رسانهها، تصریح میکند: عامهی جامعهی ما با توجه به کمبودها و خلاءهای اطلاع رسانی که همواره از ابتدای راهاندازی رسانهها در ایران وجود داشته است نسبت به این رسانههای داخلی بیاعتماد بودهاند. دکتر راودراد می افزاید: این امر نیازمند فرهنگسازی در عرصهی رسانه است . همچنین حاکمیت باید بپذیرد رسانهها ابزاری در جهت تعامل مردم و حاکمیت هستند و باید به اطلاع رسانی شفاف در عرصههای مختلف بپردازد. دکتر «امید مسعودی» نیز میگوید: رسانهی برتر پیام را به شکل موثر و با کمترین هزینه به مخاطبان میرساند. این مدرس دانشگاه علامه، دربارهی ویژگیهای رسانهی برتر، میگوید: رسانه در فرآیند اطلاع رسانی ، به عنوان یک واسطه به شمار میآید. بنابراین رسانهای در این میان موفق است که بتواند ارتباط موثری را میان فرستنده و گیرنده برقرار کند.به عقیدهی وی ، هر یک از رسانهها برای انتقال پیام از کارکردهای خاص خود پیروی میکنند. به طور مثال رسانهی خبری ، مانند مطبوعات وخبرگزاریها برای موفقیت باید به سمت گزارشهای تحلیلی حرکت کنند چرا که در دنیای امروز با توجه به شکلگیری انواع شبکههای ماهوارهیی دیگر اخبار به سرعت در اختیار مخاطبان قرار میگیرد، اما آنچه مهم است ، تحلیل وقایع و چگونگی وقوع آنهاست .
این مدرس ارتباطات تصریح میکند: مخاطبان امروزی رسانهها میخواهند بدانند ، اگر حادثهای در گوشهای از جهان به وقوع پیوست ، چه عواملی سبب بروز آن حادثه بوده است ، بنابر این رسانههای تحلیلی در میان مخاطبان از جایگاه ویژهای برخوردارند.اما دکتر «ناصر بزرگمهر» میگوید: رسانهی برتر باید یک گام جلوتر از جامعه باشد. این مدرس ارتباطات معتقد است: شفافیت، اطلاعرسانی بهموقع و انتشار خبرهایی که عامهی مردم کمتر از آگاهی دارند از مهمترین ویژگی های یک رسانهی برتر است. به عقیدهی وی، رسانهی برتر باید موضوعات خبری خود را بر اساس نیازهای قشرهای گوناگون جامعه طبقهبندی کنند. در واقع رسانهی برتر چاره ای جز این ندارد که همراه با مردم به دنبال کشف علل رویدادها باشد. این مدرس ارتباطات میافزاید: بسیاری از رویدادهایی که در دنیای پیرامون رخ میدهند در واقع یک شکل ظاهری و یک شکل باطنی دارند. بنابراین رسانهای موفقتر عمل میکند که شکل باطنی خبر را کشف کند. بزرگمهر با اشاره به اینکه در دنیای امروز با توجه به رشد انواع تکنولوژیهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی، و بازتاب اخبار و رویدادها لحظه به لحظه تصریح میکند: رسانهها بویژه رسانههای مکتوب برای بقا و ماندگاری باید به تجزیه و تحلیل رویدادها روی آورند و در واقع شکل باطنی خبرها را کشف کنند

 

 

پایگاهاطلاع رسانیعلوم ارتباطاتایران.

 
  لینک مطلب

سالروز كناره‌گیری نیكسون از مقام ریاست جمهوری آمریكا

پنجشنبه هجدهم مرداد 1386

واترگیت یك رسوایی بی‌اندازه پیچیده با مجموعه شخصیت‌هایی به گستردگی یك رمان تولستوی است.

واترگیت یك رسوایی بی‌اندازه پیچیده با مجموعه شخصیت‌هایی به گستردگی یك رمان تولستوی است."
"
باب وودوارد"
واشنگتن پست، روزنامه‌ی پرتیراژ آمریكایی بخش اعظمی از اعتبار و شهرت خود را مدیون دو خبر‌نگار برجسته‌ی خود با نام‌های "باب وودوارد " و" كارل برنشتاین" به خاطر تحقیقات‌شان درخصوص رسوایی واترگیت در سال ۱۹۷۴ است؛ بحرانی كه ریچارد نیكسون، رییس جمهور وقت آمریكا را ناگزیر به كناره‌گیری كرد. ۳۳ سال پیش در تاریخ ۹ اوت با كناره‌گیری نیكسون از مسند قدرت آنچه كه جرالد فورد جانشین وی "كابوس ملی طولانی ایالات متحده" خوانده بود، پایان پذیرفت.
مجموعه‌ی واترگیت (Watergate Complex) به یكسری ساختمان‌های پیشرفته و مدرن- با بالكن‌هایی به شكل آرواره‌ی كوسه اطلاق می‌شود كه در كنار رودخانه‌ی پوتوماك در واشنگتن دی سی واقع شده است. در این مجموعه‌ی بزرگ هتل‌ها و دفاتر و ادارات بسیار زیادی به چشم می‌خورد. آنچه كه در صبح روز ۱۷ ژوین ۱۹۷۲ به وقوع پیوست به رویداد تاریخی بزرگی در عرصه سیاسی آمریكا تبدیل شد كه دیگرهیچ گاه از اذهان مردم جهان پاك نشد. رسوایی واترگیت و بحران قانون اساسی كه پیامد آن بود در تاریخ ۱۷ ژوین ۱۹۷۲ با دستگیری ۵ عامل نفوذی كه به طور غیر قانونی به مقر كمیته‌ی ملی دموكراتیك آمریكا (‌DMC) واقع در ساختمان واترگیت وارد شده بودند، آغاز شد و با استعفای ریچارد نیكسون از مقام ریاست جمهوری در تاریخ ۹ اوت ۱۹۷۴ به پایان رسید.
ماجرای شب‌روهای ساختمان واترگیت
این ۵ عامل نفوذی در حدود ساعت دو و سی دقیقه با مداد ۱۷ ژوین ۱۹۷۲ در مجموعه واترگیت شناسایی ودستگیر شدند. پلیس فدرال آمریكا در تحقیقات خود توانست یك دستگاه بی‌سیم، ۴۰ حلقه فیلم منتشر نشده، دو دستگاه دوربین فیلم برداری ۳۵ میلیمتری، چند قفل شكسته شده به همراه چند قبضه اسلحه‌ی مخصوص شلیك گاز اشك آور و تعدادی دستگاه شنود و ضبط صدا را از سارقین كشف و ضبط كند. ۵ سارق واترگیت و دو تن ازهمدستانشان در سپتامبر ۱۹۷۲ با اتهاماتی از قبیل سرقت، توطئه چینی و استراق سمع روبرو و چهار ماه بعد از سوی جان سركیا قاضی دادستان منطقه‌یی فدرال آمریكا به حبس محكوم شدند.
قاضی سركیا در رابطه با پرونده‌ی واترگیت متقاعد شده بود كه برخی جزییات در جریان جلسات دادرسی متهمان برملا نشده بود مضاف براینكه چون دیگر برهمگان محرز شده بود كه عوامل نفوذی واترگیت با آژانس اطلاعات مركزی آمریكا‌(سیا) و كمیته‌ی مسوول در انتخاب مجدد رییس جمهور(CRP) ارتباط بسیار نزدیكی داشته‌اند لذا قاضی پرونده در ازای دریافت یكسری اطلاعات محرمانه و تكمیلی با متهمان به نرمی و تساهل برخورد كرد.
چهار تن از متهمان كه در تاریخ ۱۷ ژوین ۱۹۷۲ دستگیر شدند از اهالی شهر میامی در ایالت فلوریدا بودند. اسامی این افراد عبارتند از برنارد باركر،‌ فرانك استرجیس، ویرجیلیو گونزالس و یرجیلیو مارتینز. دیگر متهم پرونده واترگیت كه ساكن شهرراكویل از ایالت مریلند بود "جیمز مك كورد" نام داشت و گوردون لیدی وهاوارد هانت دو هم دست دیگر متهمان پرونده مذكور بودند.
تحقیقات سنا و دست‌های پشت پرده كاخ سفید در رسوایی واترگیت
سنای آمریكا پس از افشای رسوایی واترگیت كمیته‌ی ویژه‌ای را به ریاست سم اروین جونیور مامور انجام تحقیقات درخصوص این رسوایی كرد. اعضای كمیته‌ی ویژه سنا در راستای تحقیقات خود اعلام داشتند كه واقعیت ماجرای نصب دستگاههای شنود در واترگیت فراتراز آنچیزی بوده كه دیگران تصور می‌كردند. دست داشتن كاخ سفید در این رسوایی زمانی فاش شد كه جیمز مك كورد طی نامه‌ای به قاضی سركیا توضیح داد كه می‌خواهد از یكسری جزییات رسوایی واترگیت پرده بردارد. وی درعین حال بیان كرد كه قصد ندارد با یك مقام وزارت دادگستری آمریكا درخصوص یك مامور اف.بی.آی كه ظاهرا دراین توطئه دست داشته، صحبت كند. مك كورد در نامه‌ی خود صراحتا تشریح كرد كه اعمال "یكسری فشارهای سیاسی" سبب شده بود بسیاری از متهمان پرونده از روی اجبار اعتراف كرده و یا حقیقت ماجرا را بیان نكنند.
وی هم چنین مدعی شده بود كه حتی برخی شاهدین در جلسات رسیدگی به پرونده‌ی واترگیت به بیان شهادت كذب پرداختند تا عاملان اصلی توطئه‌ در ساختمان واترگیت از خطر محاكمه شدن در امان بمانند. مك كورد اعلام كرد در صورتی كه در خصوص این پرونده با افشای یكسری حقایق بپردازد جان وی و اعضای خانواده و حتی دوستانش در معرض خطر قرار خواهد گرفت.
در این میان كمیته‌ی ویژه سنا فرصت را مغتنم دید تا از راز رسوایی واترگیت پرده بردارد به همین دلیل به مك كورد پیشنهاد داد كه به طورعلنی به بیان اظهارات خود بپردازد. مك كورد در نخستین جلسه‌ی گفتگو‌یش با اعضای كمیته‌ی ویژه سنا نام دو فردی را فاش كرد كه به گفته وی در سرقت از واترگیت و سرپوش گذاشتن بر حقیقت ماجرا دست داشتند.
این دو تن "جان دین" و "جب مارگرودر" نام داشتند. مارگرودر در آن مقطع زمانی فرد شماره دو CRP و دین از مشاوران ارشد كاخ سفید بود. كمیته ویژه سنای آمریكا پس از برگزاری یكسری جلسات دادرسی در مورد اتهامات وارده، بی‌درنگ جان دین و جب مارگرودر را جهت ارایه‌ی برخی توضیحات احضار كرد.
این در حالیست كه به برخی متهمان وعده داده شده بود كه چنانچه به جرایم فاش شده اعتراف كنند مورد عفو قرار خواهند گرفت اما از آنجایی كه تنها رییس جمهور آمریكا (نیكسون) به موجب قانون از حق بخشودگی متهمان برخوردار است چنین وعده‌ و وعید‌هایی موجب تقویت گمانه‌زنی‌ها در خصوص احتمال دست داشتن كاخ سفید در این رسوایی شد. جب مارگرودر در دادگاه رسیدگی به این پرونده در جایگاه شهود حاضر شد و به دادن شهادت دروغ به هیات منصفه‌ی دادگاه اذعان كرد. وی هم چنین نام "جان میچل" را به فهرست مظنونان این پرونده اضافه كرد.
فهرست دشمنان نیكسون
دین فرد دیگری بود كه در جایگاه شهود قرار گرفت و گفت كه توطئه در واترگیت تنها بخشی از ابعاد بزرگتر سو استفاده از قدرت در كاخ سفید بوده است دین افزود كه كاخ سفید به مدت چهار سال با سوء استفاده از قدرت واختیارات رییس جمهور آمریكا یعنی نیكسون به مبارزه با دشمنان سیاسی خود می‌پرداخت. بر این اساس كاخ سفید با استفاده از ماموران و جاسوسان خود هر فردی كه به مخالفت با سیاست‌های نیكسون می پرداخت تحت فشار و محدودیت قرار می‌داد. كاخ سفید هم چنین "فهرستی از دشمنان" نیكسون را كه گفته می‌شد مردان رییس جمهور درصدد انتقام از آنان بودند تهیه و تنظیم كرده بود.
دین هم چنین مدعی شد كه در نخستین جلسه گفتگواش با ریچارد نیكسون در سپتامبر ۱۹۷۲ رییس جمهور را در جریان روند سرپوش گذاشتن بر این رسوایی قرار داد. وی افزود كه در جلسه مهم دیگری در ۲۱ مارس ۱۹۷۳ ریچارد نیكسون با تخصیص مبلغ ۱ میلیارد دلار برای بستن دهان متهمان پرونده واترگیت موافقت كرد.
خداحافظ نیكسون
این برای نخستین بار بود كه ریچارد نیكسون در رابطه با بحران پیش آمده متهم می‌شد. بر اساس شواهد و مدارك پرزیدنت نیكسون و اعضای دفترش تنها ۶ روز پس از افشای رسوایی واترگیت درصدد مخفی كردن آن برآمدند. با گذشت دو سال تلاش پیگیر جهت جمع آوری اطلاعات و مدارك مستدل سرانجام مشخص شد كه در دفاتر كاری نیكسون یك سیستم ضبط صدا تعبیه شده بود چنانكه وی بسیاری از مكالمات صورت گرفته در دفتر كاری‌اش را ثبت و ضبط می‌كرد. این نوارهای صوتی بعدها به عنوان شواهد قطعی و مسلم (Smoking Gun) مشهور شد. دادگاه عالی فدرال ایالات متحده پس از یكسری منازعات حقوقی سرانجام به اتفاق آرا حكمی را صادر كرد كه به موجب آن نیكسون موظف شد نوارهای صوتی مربوط به استراق سمع‌های صورت گرفته را تحویل مقامات قضایی آمریكا دهد كه البته وی به این حكم تن در داد و پذیرفت.
این در حالی بود كه نیكسون پیشتر درخواست كمیته‌ی ویژه سنا را برای تحویل این نوارها رد كرده بود.
نیكسون كه در كنگره‌ی آمریكا وجهه‌اش را از دست داده بود و در میان مردم كشورش نیزدیگر هیچ اعتبار و جایگاهی نداشت سرانجام در تاریخ ۸ اوت ۱۹۷۴ برای آخرین بار به عنوان رییس جمهور آمریكا به ایراد سخنرانی پرداخت اما این بار ضمن اذعان به از دست دادن حمایت اعضای كنگره صراحتا اعلام داشت كه رسما از مقام خود كناره‌گیری می كند.
وی در این سخنرانی اظهار داشت: هیچ گاه فردی نبوده‌ام كه زیر كار زده باشم؛ ترك كاخ سفید پیش از اتمام دوره تصدی‌ام تنفر و انزجار مرا تا اعماق وجودم برمی‌انگیزد اما به عنوان رییس جمهور باید منافع آمریكا را در اولویت قرار دهم. آمریكا به یك رییس جمهور تمام وقت و كنگره‌ای تمام وقت نیازمند است از این رو فردا بعد از ظهر (۹اوت) استعفای خود را رسما تقدیم می‌كنم.
ریچارد نیكسون صبح ۹ اوت در جمع كاركنان گریان دفتر ریاست جمهوری آمریكا به ایراد سخنرانی كوتاه پرداخت و با آنان وداع گفت. وی سپس سوار بر هلی كوپتری به زادگاهش سن كلمنت در ایالت كالیفرنیا عزیمت كرد و بعد از ظهر همان روز معاون نیكسون یعنی جرالد فورد كار خود را به عنوان رییس جمهور جدید آمریكا آغاز كرد.
فورد در نخستین نطق رسمی‌اش خطاب به مردم آمریكا گفت: كابوس طولانی كشورمان به پایان رسید.
درباره ی فورد
در پی استعفای اسپیرو آگنیو، معاون ریچارد نیكسون در دهم اكتبر ۱۹۷۳ نیكسون جرالد فورد را به عنوان كاندیدای جانشینی معاونش معرفی كرد. هر دو مجلس قانونگذاری‌ آمریكا با اكثریت قاطع آرا فورد را در مقام معاونت ریاست جمهوری منصوب كردند.
سنای آمریكا با ۹۲ رای موافق در مقابل سه رای مخالف و مجلس نمایندگان نیز با ۳۸۷ رای موافق در مقابل ۳۵ رای مخالف نیكسون را تائید كردند.
فورد از دیرباز یكی از صریح‌ترین حامیان ریچارد نیكسون بود. وی با سفرهای مختلف و ایراد سخنرانی در پشتیبانی از نیكسون به دفاع از سیاست‌های او پرداخت. فورد در جریان سفرهای خود به دستاوردهای بیشمار رییس جمهورمستعفی آمریكا اشاره كرد و رسوایی واترگیت را تبلیغات رسانه‌ها و موضوعی كم اهمیت خواند.
جرالد فورد به عنوان سی و هشتمین رییس جمهور آمریكا در حضور وارن برگر رییس دیوان عالی وقت مراسم تحلیف خود را به جای آورد.
هنگامی كه نیكسون در ادامه تشدید بحران ناشی از رسوایی واترگیت در نهم اوت ۱۹۷۴ استعفا كرد فورد زمام امور را عهده‌دار شد و به موازات این انتصاب نلسون راكفلر، فرماندار سابق نیویورك از جانب وی به عنوان معاون رییس جمهور انتخاب شد. فورد در دسامبر ۲۰۰۵ بنا به نظر پزشكانش بعلت سرماخوردگی برای مدت بسیار كوتاهی در بیمارستان بستری و یكسری آزمایشات بر روی وی انجام شد.
در ۱۶ ژانویه ۲۰۰۶ نیز به علت ابتلا به ذات‌الریه بستری شد به دلیل عارضه قلبی دوبار تحت مداوا قرار گرفت. وی در تاریخ ۲۷ دسامبر۲۰۰۶ در سن ۹۳ سالگی در گذشت.

تهیه و تنظیم گزارش: حسین آقایی
منابع و ماخذ:
Gold ,Gerald ed.Watergate Hearings.New York:Bantam books:
۱۹۷۸
Westerfled,Scott.Watergate.Englewood Cliffs Hearings :
۱۹۹۱
Watergate.Grolier Electronic Publishing:
۱۹۹۲
Microsoft Encarta,Microsoft Corporation:Funk & Wagnalls Corporation:
۱۹۹۳
www.Wikipedia.org

 
  لینک مطلب

روپرت مرداک مالک وال استريت ژورنال شد

شنبه سیزدهم مرداد 1386

روپرت مورداک، سرمایه دار استرالیایی که به غول رسانه ها شهرت یافته، بنگاه رسانه ای داوجونز را هم به قلمرو رسانه ای خود افزود، این بنگاه ناشر روزنامه اقتصادی وال استریت ژورنال در آمریکاست.

آقای مورداک داوجونز با برنده شدن در مزایده و پس از سه ماه مذاکرات تنگاتنگ به بهای پنج میلیارد دلار خریداری کرده است.

بدین ترتیب، داوجونز پس از 104 سال از مالکیت خانواده بنکرافت خارج می شود.

روپرت مورداک دارای علائق سیاسی است و در استرالیا، بریتانیا و آمریکا از شخصیتها و احزاب پشتیبانی مالی می کند.

او در بریتانیا از حامیان تونی بلر، نخست وزیر پیشین بوده و در آمریکا از جورج بوش و حزب جمهوریخواه حمایت می کند.

برخی از اعضای این خانواده ابراز نگرانی کرده بودند که با تغییر مالکیت داوجونز، استقلال حرفه ای آن با خطر مواجه می شود اما پس از آنکه فروش داوجونز به روپرت مورداک اعلام شد، بیانیه ای منتشر گردید که بنابر آن، هیئتی پنج نفره تشکیل خواهد شد تا بر مشی حرفه ای داوجونز و حفظ استقلال حرفه ای آن نظارت کند.

همچنین قرار است چند نفر از اعضای خانواده بنکرافت در هیئت مدیره داوجونز باقی بمانند.

علاوه بر روزنامه وال استریت ژورنال، مجله بارون، سایت اینترنتی مارکت واچ، خبرگزاری داوجونز، نمایه داوجونز و هفت روزنامه و حدود پانزده هفته نامه و دو هفته نامه محلی در هفت ایالت آمریکا نیز در مالکیت داوجونز قرار دارند.

روپرت مورداک که 76 سال سن دارد، در خانواده ای یهودی در استرالیا به دنیال آمده و در دانشگاه آکسفورد در انگلستان فلسفه، سیاست و اقتصاد خوانده است.

او سهام چند بنگاه مطبوعاتی را در استرالیا از پدرش به ارث برد و سپس به گسترش دارایی رسانه ای خود پرداخت تا آنجا که اکنون علاوه بر مالکیت چندین نشریه در استرالیا، صاحب روزنامه های تایمز، سان، نیوز او دورلد (اخبار جهان) و شبکه تلویزیونی ماهواره ای اسکای در بریتانیا، روزنامه نیویورک پست و شبکه تلویزیونی فاکس در آمریکا، شبکه تلویزیونی استار در هنگ کنگ، شبکه تلویزیونی ت گ ر ت در ترکیه و همچنین نشریاتی در جزایر باهاما، کیمن، چنل و ویرجین است.

وی همچنین دارای شرکتهای تولید محصولات موسیقی است.

روپرت مورداک در سال 1985 تابعیت آمریکا را کسب کرد، چراکه اتباع بیگانه در این کشور حق مالکیت شبکه های تلویزیونی را نداشتند.bbc وي يهودي بوده و اسم واقعيش رابرت مردوخ ميباشد.

The Dow Jones media group is to have a new owner. In a deal worth around three and a half billion euros, Rupert Murdoch's News Corporation has agreed to buy out the prestigious company. It means the Australian-born media mogul will achieve his long held dream of running one of the world's most influential business newspapers,the Wall Street Journal - published by Dow Jones. It's taken Murdoch three months to persuade the deeply split Bancroft family to sell, they've controlled the parent company for more than a century. There have been concerns that a Murdoch take over would threaten the independence of the gold standard financial journal, indeed initial Murdoch bids were rejected. But analysts say the major shake-up of the US media world is to become a reality, with both sides agreed. News Corporation already owns 100 other newspapers world wide as well as television outlets including Fox and Sky. Adding the Wall Street Journal to Murdoch's media stable is likely to provoke some stiff competition in the world of financial news reporting

 
  لینک مطلب

مرداک داوجونز را هم خرید

شنبه سیزدهم مرداد 1386

 

رابرت مردوخ يك صهيونيست 76 ساله با پرداخت پنج ميليارد دلار شركت رسانه اي داوجونز و تمامي متعلقات آن را به شبكه گسترده رسانه اي خود اضافه كرد.
   
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از رويترز، رابرت مردوخ يكي از غول هاي بزرگ رسانه اي در جهان با پرداخت پنج ميليارد دلار شركت رسانه اي داوجونز و تمامي متعلقات آن را به شبكه گسترده رسانه اي خود اضافه كرد.

روز گذشته هيئت مديره شركت داوجونز و پس از درخواست هاي مكرر رابرت مردوخ با فروش اين شركت در قبال پنج ميليارد دلار موافقت كرد.
رابرت مردوخ يك صهيونيست 76 ساله است كه شبكه رسانه اي گسترده اي را در سراسر جهان بوجود آورده است.اين صهيونيست كه از طرفداران سرسخت رژيم صهيونيستي است در بيش از 50 كشور جهان و در حوزه هاي مختلف سياسي،اقتصادي،اجتماعي،فرهنگي و ورزشي فعاليت رسانه اي دارد.شبكه تلويزيوني فاكس نيوز،شبكه آنلاين ماي اسپيس،روزنامه تايم لندن و روزنامه نيويورك پست تنها بخش كوچكي از شبكه رسانه اي مردوخ را تشكيل مي دهند.

بر اساس اين گزارش خانواده بن كرافت كه 38 درصد از سهام داوجونز را در اختيار دارد طرفدار فروش اين شركت به مردوخ است اما كارمندان اين شركت هر كس ديگر به غير از مردوخ را ترجيح مي دهند.برخي از كارشناسان رسانه اي نيز از آن بيم دارند كه مردوخ داوجونز را از مسير رسالت رسانه اي خود خارج كند و از ان در جهت پيشبرد منافع اقتصادي خود استفاده كند.

 
  لینک مطلب

 

آرشیو وبلاگ
مهر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384

پیوندها
بانوی بهشتی
تروریست حقیقی
فیلم پژوه
صهیون پژوه
مسیحیت یهودی
سینما و صهیونیسم
استاد عبدالله شهبازی
باشگاه مطالعاتی و تحقیقاتی صهیونیسم
سایت علمی پژوهشی یهود اومانیسم
مجمع مهدوی
آموزش وبلاگ نويسي و موزيک وطنز
اهدا عضو
صهيونيزم و اديان
پورتال جوانان ایرانی
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::


  RSS  
پرشین وبلاگ