ال‌گور، در جستجوي فرهنگ مخفي جوانان ايراني


ال‌گور، در جستجوي فرهنگ مخفي جوانان ايراني

 


معاون رئيس‌جمهور سابق آمريكا و رقيب قبلي بوش، ماه آينده يك شبكه جديد تلويزيوني را پايه‌گذاري خواهد كرد كه آن را يك كسب و كار رسانه‌اي و عاري از هرگونه اهداف سياسي خوانده است.

ال گور 

معاون رئيس‌جمهور سابق آمريكا و رقيب قبلي بوش، ماه آينده يك شبكه جديد تلويزيوني را پايه‌گذاري خواهد كرد كه آن را يك كسب و كار رسانه‌اي و عاري از هرگونه اهداف سياسي خوانده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل (بازتاب) به نقل از(
C.B.S)‌، (ال‌گور) روز دوشنبه در جلسه انجمن منتقدان تلويزيوني گفته است: من خود را يك سياستمدار بازنشسته مي‌دانم و روي پله نهم قرار دارم.
همچنين از اين كانديداي رياست‌جمهوري سابق دمكرات، درباره كانال اخبار و اطلاعات
24 ساعته‌اش، كه (current) نام دارد، سؤال شده بود كه آيا اين كانال را مي‌توان يك تمايل و گرايش سياسي وي دانست يا خير كه او اين حرف را رد كرده بود.

طبق برنامه‌ريزي‌هاي وي، اين كانال تلويزيوني، در اول آگوست آغاز به كار مي‌كند. ال‌گور، بنيانگذار شبكه (current) و رئيس هيأت مديره آن مي‌گويد: من فكر مي‌كنم، واقعيت شبكه از زبان خودش مطرح و مشخص خواهد شد. اين شبكه به هيچ عنوان پارتيزاني نخواهد بود.

ال‌گور مي‌گويد: با هدف قرار دادن مخاطبان جوان
18 تا 34 سال، آنان را در برنامه‌هاي مربوط به گفت‌وگو درباره دمكراسي شركت خواهد داد و اين كار را از طريق اخبار و جريانات مورد علاقه آنان انجام مي‌دهد و از آنان در خلق برنامه‌ها استفاده خواهد كرد.
ال‌گور گفته است كه در راستاي جذب جوانان براي انتخابات اين شبكه، زبان اينترنت را به كار خواهد بست.

وي همچنين گفته است، مي‌خواهيم براي نسل اينترنتي، صفحه اصلي تلويزيوني باشيم؛ بنابراين، بازديدكنندگاني از اين شبكه، شانس اين را خواهند داشت كه گزارش‌ها و موضوعات ضبط‌شده خود را در اختيار آن قرار دهند؛ براي مثال، نگاهي به فرهنگ مخفي و زيرزميني جوانان ايراني داشته باشيم.

«ال‌گور» و «ديويد فومان»، مدير برنامه‌ريزي شبكه (
current) گفته‌اند: در اين شبكه از گزارشگران و تهيه‌كنندگان جواني از جمله (گوتان كوپرا)، پسر (ديپاك كوپرا) و(لورا لنيج) دعوت به همكاري شده است.
ال‌گور افزوده است: در آغاز راه، بيست ميليون خانواده از يك شبكه برخوردار خواهند شد، اما طي برنامه‌ريزي پنج ساله، پنجاه ميليون خانوار به اين شبكه دسترسي خواهند داشت.

همچنين در اين شبكه موضوعات داغ كنوني مربوط به واشنگتن و يا صاحب‌نظران درباره شخصيت بوش، از جمله (كارل روو)، و (لوئيس ليبي) و پيگيري دادگاه فدرال از افشاي نام افسر (سيا) صحبتي نخواهد شد.
ال‌گور مي‌گويد: تمركز وي بيشتر روي خود شبكه (
current) خواهد بود.

 

مخالفت شديد كاخ سفيد با جلوگيري از زنداني شدن خبرنگاران

مخالفت شديد كاخ سفيد با جلوگيري از زنداني شدن خبرنگاران

 


به دنبال جنجال‌هاي به پا شده بر سر «كارل روو»، مشاور رياست‌جمهوري آمريكا و نقشي كه وي در افشاي هويت يك مأمور مخفي «سيا» داشته، دولت بوش روز چهارشنبه، قانوني را كه بر اساس آن بايد از خبرنگاران به خاطر امتناعشان از افشاي منابع اطلاعاتي به زندان مي‌افتند، حمايت شود را يك سياست اجتماعي نادرست ناميد.


خبرنگار نيويورك تايمز كه از ترس زندان مجبور به افشاي منبع خبر خود شد

در حالي كه آمريكا به آزادي رسانه‌ها شهرت دارد، كاخ سفيد با قانوني كه از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران در برابر زنداني شدن توسط دولت، حمايت مي‌كند، به شدت مخالفت كرد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از شبكه «
C.B.S»، به دنبال جنجال‌هاي به پا شده بر سر «كارل روو»،مشاور رياست‌جمهوري آمريكا و نقشي كه وي در افشاي هويت يك مأمور مخفي «سيا» داشته، دولت بوش روز چهارشنبه، قانوني را كه بر اساس آن بايد از خبرنگاران به خاطر امتناعشان از افشاي منابع اطلاعاتي به زندان مي‌افتند، حمايت شود را يك سياست اجتماعي نادرست ناميد.

«جيمز كومي» جانشين دادستان، حضور خود را در برابر كميته قضائي سنا به تعويق انداخت. او اين حركت را درست پيش از آن‌كه جلسه مربوط به اين موضوع كه قرار بود روز چهارشنبه، آغاز شود، انجام داد.
كومي گفته است: قانون پيشنهادي مي‌تواند، موانع بسيار جدي را در راستاي اجراي قانون و مبارزه با تروريسم، براي اعمال قدرت وزراي دادگستري پديد آورد. وي مخالفت خود را با اين لايحه اعلام كرده و آن را اساسا يك سياست اجتماعي نادرست خوانده است. او مي‌گويد: اين امر، مانع دستيابي دولت به منابع اطلاعات رسانه‌هاي است و اين در شرايط حساس فعلي، كه نگران سلامت و امنيت جامعه و امنيت ملي هستيم، كار نادرستي است.

گزارشگر «
C.B.S» مي‌گويد: 31 ايالت و منطقه كلمبيا نظير چنين قوانين حفاظتي را دارند، اما هيچ‌گونه استاندارد خاصي در مورد اقداماتي كه در دادگاه‌هاي فدرال انجام مي‌پذيرد، وجود ندارد.
سناتور «آرلن اسپكتر»، رياست گروه بررسي‌كننده لايحه مي‌گويد: كومي در جلسه حضور نخواهد داشت تا اين‌كه وي نخست در جلسه‌اي كه در كاخ سفيد براي اصلاح ساختار اقدامات ميهن‌پرستانه و ضدتروريستي برگزار مي‌شود، حضور پيدا كرده و گواهي دهد.

هيأت بررسي‌كننده لايحه كه شامل حامياني از نمايندگان جمهوري‌خواه است، در برابر سياست زنداني شدن گزارشگراني كه دادگاه‌هاي فدرال حكم حبس آنان را صادر كرده ‌است، تلاش خواهند كرد.
«جوديت ميلر»، گزارشگر «نيويورك‌تايمز» به دليل خودداري از معرفي منبع افشاي هويت همسر سفير سابق آمريكا ـ كه افسر سازمان «سيا» بود ـ به زندان افتاد؛ ميلر هرگز در خبر خود، نام مأمور مخفي «سيا» را نياورده بود.

مأمور ويژه پيگيري اين قضايا گفته است: ما نمي‌توانيم به پنجاه هزار روزنامه‌نگار و خبرنگار كشور بگوييم كه خود درباره فاش ساختن منابع اطلاعاتي تصميم بگيرند.
در پاسخ به درخواست‌هاي قضات، برخي موارد استثنايي كه تشخيص منابع اطلاعاتي براي حفظ امنيت ملي، ضروري دانسته شده، مد نظر قرار گرفته است.

به باور برخي نمايندگان جمهوري‌خواه، اين لايحه، حقوق مشخصي را براي روزنامه‌نگاران قايل خواهد شد و به آنان، اين امكان را مي‌دهد كه منابع مورد نظر خود را پيدا كنند و بدون ترس و تهديد و زنداني شدن، اطلاعات صحيح خود را گزارش دهند.
«كوپر»، خبرنگار «تايمز» نيز مي‌گويد: اين مسئله، تنها مربوط به ما روزنامه‌نگاران، كه افرادي شناخته‌شده‌اي هستيم نيست، بلكه مربوط به جامعه اساسي و دمكراسي‌مان است.

بوش نيز روز دوشنبه گفت: اگر هر كس از دولت وي، جرمي را در زمينه افشاي عمومي هويت يك مأمور «سيا» مرتكب شود، آن شخص، پس از آن ديگر حق ندارد در دولت وي كار كند؛ اين اظهارات، يك روز پس از آن‌كه كوپر از زبان «روو» شنيده بود كه همسر ويلسون، آشكارا براي سازمان جاسوسي «سيا» كار مي‌كرده، بيان شده بود.

گفتني است، در صورتي كه بازپرسان بتوانند، نشان دهند كه منبع اطلاعاتي، عمدا اين كار را كرده و شخصي كه خبر را منتشر نموده از موقعيت سري مأمور آگاهي داشته باشد، افشاي هويت مأمور اطلاعات مخفي جرم شناخته مي‌شود.

 

مراقب اينترنت باشيد و الا خواهيد مرد

                           

«مراقب اينترنت باشيد و الا خواهيد مرد» اين سفارش غول رسانه ها به سردبيران روزنامه هاي امريكايي است.
روپرت مرداك مرد شماره يك رسانه هاي جهان در جمع بزرگان مطبوعاتي آمريكا مي گويد:«مدام ننشينيد و گلايه كنيد كه خوانندگان در حال كم شدن هستند ، به فكر باشيد. از اينترنت نترسيد و تلاش خود را بيشتر مبذول جذب خوانندگان كنيد».

   پيرمرد استراليايي كه كنترل يك چهارم از شبكه هاي راديو و تلويزيوني و مطبوعات جهان را از طريق شركت بزرگ نيوز كورپ در اختيار دارد در سخنراني اش در نشست ساليانه اعضاي انجمن سردبيران مطبوعات آمريكا اينگونه به نصايح خود ادامه مي دهد:«همينطور ننشينيد و به يك نسل از مصرف كنندگاني كه به روزنامه ها و مجلات پشت مي كنند و سراغ اينترنت مي روند نگاه كنيد».
مالك شركت فيلم سازي فاكس قرن بيستم مي گويد:«44 درصد از جامعه آماري كه سن انها بين 18 تا 34 درصد است به راحتي در حال از دست رفتن هستند. آنها ديگر روزنامه و مجله نمي خوانند اما همين ها دست كم روزي يك بار براي خواندن اخبار سراغ وب سايت ها مي روند».
مرداك كه اينگونه از اينترنت و اهميت ان مي گويد در اوائل دهه نود در توصيف اينترنت گفته بود:«
پيف پيف
استاد تجارت رسانه و خبر اگرچه از خود و مديران روزنامه هاي مخاطب او با عنوان «رميدگان ديجيتالي» ياد مي كند كه پير تر از آنند كه بخواهند وبگردي آغاز كنند ، در عين حال مي افزايد:«بايد ياد گرفت كه چگونه مي توان با دستيابي به آنهايي كه اين كار را به خوبي آموخته اند ، تجارت كرد».

اما در روزي كه همگان او را متفاوت با هميشه ارزيابي كردند ، پاي راهكار هم به ميان آمد:«كافي است به بچه هايتان نگاه كنيد».
او مي افزايد:«امروز من از كودكان ياد گرفتم كه چگونه بايد تجارتم (تجارت خبر) را هدايت كنم. وقت ان است كه با اينترنت آشتي كنيم و از ان حمايت كنيم. مراقب اينترنت باشيد و الا خواهيد مرد».
مالك روزنامه هاي تايمز انگلستان ، سان و ساندي تايمز به ارباب جرايد آمريكا هشدار مي دهد:«به فكر باشيد و راهي بيابيد و اخبار را به گونه اي ارائه كنيد كه جمع گسترده مصرف كنندگان و آگهي هاي بازرگاني را كه در حال سرازير شدن به سايت هاي آنلاين خبري هستند ، مجددا به سوي خود جذب كنيد».

                      
مالك روزنامه پر فروش و دست راستي نيويورك پست به عنوان آخرين نصيحت مي گويد:«در روزگاران قديم مصرف كنندگان سنتي خبر با قهوه صبحگاهي يك روزنامه در دست داشتند. فردا روزي خواهد رسيد كه همه مصرف كنندگان خبر هنگام صرف قهوه در حال خواندن يك سايت آنلاين خبري هستند. وظيفه شما امروز در اين اتاق اين است كه تصميم بگيريد ، تلاش كنيد و براي آنها وب سايت هايي طراحي كنيد تا با وب سايت هاي ما قهوه خود را بنوشند».

واگذاري تمام و كمال حق پخش تلويزيوني مسابقات فوتبال جام جهاني 2006 آلمان به اسكاي

            

روزنامه نگاران شبكه تلويزيون دولتي راي ايتاليا از واگذاري تمام و كمال حق پخش تلويزيوني مسابقات فوتبال جام جهاني 2006 آلمان به اسكاي ايتاليا ابراز نگراني كرده و در اعتراض به اين اقدام تصميم به اعتصاب يك روزه گرفتند.
به گزارش يوروپين جورناليسم كاركنان و روزنامه نگاران تلويزيوني راي روز چهارم ژوئن را در اعتراض به اين واگذاري در اعتصاب به سر خواهند برد.

                         
از آنجا كه حق پخش مسابقات تلويزيوني رويدادهاي مهم ورزشي همواره به بالاترين قيمت فروخته مي شود شبكه اسكاي ايتاليا كه عمده سهام آن متعلق به روپرت مرداك است اقدام به خريد هر 64 بازي كرده است.

                          
از سوي ديگر اين اقدام موجبات ناراحتي و نگراني فوتبال دوستان ايتاليايي را نيز پديد اورده چرا كه تماشاي برنامه هاي شبكه اسكاي ايتاليا پولي است و اين سبب مي شود بسياري از ايتاليايي هاي فوتبال دوست نتوانند مسابقات فوتبال را از طريق اين شبكه تلويزيوني پولي پيگيري كنند.
در همين حال اتحاديه تجاري تلويزيونهاي دولتي ايتاليا با حمله به مديريت شبكه تلويزيوني راي ايتاليا سهل انگاري اين شبكه را در تصرف حق پخش بازيها مورد نكوهش قرار داد و گفت:«با اين اقدام حلق وصل مهم تلويزيون راي با مردم ايتاليا قطع خواهد شد».

غول رسانه اي وارد تركيه شد

مرداك با خريد نزديك به 60 درصد از سهام يك شركت رسانه اي تركيه عملا وارد بازار رسانه اي اين كشور شد.
به گزارش يوروپين جورناليسم شركت نيوز اوت دورز
News Outdoor كه متعلق به روپرت مرداك رسانه دار بزرگ استراليايي است در اوائل ماه ژوئن نزديك به 60 درصد از سهام شركت عكاسي – رسانه اي كمرا ركلام Kamera Reklam را خريداري كرد.
اين شركت داراي بزرگترين استوديو هاي عكاسي , تبليغاتي و فيلمبرداري تركيه است. اين سرمايه گذاري در راستاي برنامه نفوذ و گسترش فعاليت هاي مرداك در اسيا است كه پيشتر از طريق شركت استار آغاز شده بود.

                
شركت
Kamera Reklam در سال 1959 توسط نيهات بويتوزون تاسيس شد و در سالهاي اخير فعاليت هاي گسترده اي در جذب آگهي هاي خارجي داشته است.

روزنامه رايگان مرداك در سيدني منتشر شد

 

 

                 

 

 

روپرت مرداك رسانه دار بزرگ استراليايي براي مردم  سيدني يك روزنامه تابلوئيد رايگان منتشر كرده است.
به گزارش رويترز ، اين روزنامه رايگان ، نيم قطع ، تمام رنگي و داراي 28 صفحه است.
انتشار اين روزنامه بر عهده شركت نيوز ال.تي.دي است كه پيشتر در سال 2001 نسخه مشابهي از اين روزنامه را با نام
mX در ملبورن منتشر كرده و نتيجه خوبي از ان به دست آورد.
روزنامه رايگان
mX سيدني در پايان هر هفته و در هنگام عصر در 50 هزار نسخه منتشر مي شود و در ايستگاه هاي راه آهن ، كيوسك هاي روزنامه فروشي ، فروشگاه هاي بزرك و ساير اماكن عمومي توزيع مي شود.

                                

سردبير اين روزنامه نيم قطع رايگان برت دو واين است كه پيشتر سردبيري بخش نيم روزي روزنامه ديلي الگراف را بر عهده داشت.
به گفته جان هارتيگان مدير عامل شركت نيوز ال.تي.دي كه يكي از شركت هاي روپرت مرداك در استراليا است مخاطب اين روزنامه هفتگي رايگان نسل جديد جوانان استراليايي هستند.
نيوز ال.تي.دي اميدوار است بتواند هزينه تهيه ، انتشار و توزيع اين روزنامه رايگان را با جذب آگهي تامين نمايد.

قطع همكاري ايستگاه تلويزيون ماهواره‌اي چينگ‌هاي  با شركت روپرت مرداك

با تصويب قوانين جديدي در چين هيچ ايستگاه تلويزيوني محلي در اين كشور حق همكاري با شركت‌هاي رسانه‌اي خارجي را نخواهد داشت.
به گزارش آسوشيتدپرس وزارت فيلم و راديو و تلويزيون چين با تصويب قانوني كه از روز هفدهم جولاي لازم‌الاجرا شناخته شده، هرگونه همكاري فني و مشاركت با شركت‌هاي خارجي را ممنوع اعلام كرده است.
براساس اين مصوبه ايستگاه‌هاي تلويزيون محلي چين نمي‌توانند تجهيزات و استوديوهاي فيلمبرداري خود را به شركت‌هاي خارجي اجاره بدهند. همچنين در اين قانون به صراحت همكاري ايستگاه‌هاي تلويزيوني چين با شركت‌هاي خارجي در راستاي راه‌اندازي شبكه‌هاي جديد جرم تلقي شده است.
با عملياتي شدن اين قانون شبكه‌هاي تلويزيوني خارجي براي پخش برنامه‌هاي زنده از چين دچار مشكلات عديده‌اي خواهند شد چرا كه هيچ يك از ايستگاه‌هاي تلويزيوني اجازه در اختيار گذاشتن تسهيلات و تجهيزات ارسال رپرتاژ زنده را به آنها نخواهد داشت.
در همين حال روزنامه بيجينگ مورنينگ پست در گزارشي روز يكشنبه هفدهم جولاي خود از قطع همكاري ايستگاه تلويزيون ماهواره‌اي چينگ‌هاي با شركت رسانه‌اي نيوز كورپوريشن امريكا خبر داد.
شركت نيوز كورپ صاحب شبكه تلويزيوني فاكس نيوز از ابتداي سال‌جاري و با توافق دولت مركزي چين همكاري مشتركي را با ايستگاه تلويزيون ماهواره‌اي چينگ‌هاي آغاز كرده بود كه اين همكاري براساس قانون جديد، غيرقانوني محسوب مي‌شود، لذا طرف چيني‌ چاره‌اي جز قطع همكاري با شركت روپرت مرداك نداشته است.

 

رسانه ملي در آستانه تحولي بزرگ

در شرايطي که هنوز رسانه ملي نتوانسته جايگزين مناسبي از فراغت مشروع و متداول جهاني براي جلب نظر مخاطبان ميليوني ايراني به وجود بياورد و حتي شبکه‌هاي ايراني خارج‌نشين هم در راستاي فرهنگ «بزن، برو» ديگر توانايي جلب مخاطبان را به دلايل زيادي از جمله نداشتن امکانات مالي و تلويزيوني حرفه‌اي و از طرفي بي‌بهره بودن از قدرت اجرايي و تحليل در حوزه مديريت رسانه، ديگر نمي‌توانند مردم را راضي کنند و فردا، روزي خطرناک است که مردم با توجيه اقتصادي، خريد کارت شوتايم را به صرفه بدانند و طرف مقابل هم در اين جنگ نابرابر فرهنگي با زيرنويس فارسي و سيگنال اختصاصي زبان فارسي به استقبال مخاطبان جديد خود در ايران بيايد تا مخاطبان ايراني به صورت رسمي، بيننده شبکه‌هاي آمريکايي شوند.



وقتي به ماهيت کانال‌هاي بومي‌نگر و ارزشمدار (به توجيه سنت هر منطقه) در ماهواره‌هاي مختلف شرقي مانند هند، ترکيه، کره و حتي تايلند و غربي مثل فرانسه و آلمان نگاه مي‌کنيم، بزرگ‌ترين هدف، موازنه‌سازي مقابل فرهنگ آمريکايي است. اين موضوع در شبکه‌هاي ماهواره‌اي عربي قدري شديدتر است. عرب‌ها توانسته‌اند با حفظ فرهنگ بومي و البته شاخص‌هاي فولکوريک خودشان مقابل فرهنگ آمريکايي بايستند و به خلاف حرف‌هاي متداول امروز در ايران با شاخص‌هاي موسيقي، سينمايي و تلويزيوني مقابل روش‌هاي آمريکايي بايستند و به خلاف شبکه‌هاي ديگر اروپايي و جهاني که در سيطره روش‌هاي آمريکايي غرق شده‌اند، هنوز بر سنت‌ها و روش‌هاي بومي خود پافشاري مي‌کنند و توجه به اين روش نوعي نيازمندي و ارزش‌سازي را در ميان نسل جوان عرب پديد آورده که دولت‌ها را ملزم به ادامه اين روش و تامين نيازهاي عمومي مردم و قوم عرب مي‌کند.

وقتي به قدرت نفوذ مجموعه شبکه‌هاي ارزشمدار عربي نگاه مي‌کنيم، آشکار مي‌بينيم که حتي تلاش بخشي از شبکه‌هاي عربي مانند
art و mbc
که علاقه‌مند به انتشار فرهنگ آمريکايي هستند راه به جايي نبرده و بازهم کفه شبکه‌هاي بومي‌نگر عربي سنگين‌تر از آنهاست.
اما امروز رسانه ملي ما پس از يک سال در مسائل روز مثل حضور تلويزيون به عنوان يار دوازدهم تيم ملي فوتبال، هماهنگي براي عزاداري امام حسين و هدفمند شدن اين فعاليت‌ها در رسانه ملي و از طرفي حضور هشيارانه و بي‌طرف در انتخابات رياست‌جمهوري نشان داد که رسانه ملي در آستانه تحولي بزرگ قرار گرفته و رياست اين سازمان ضمن تاکيد بر ادامه سياست درهاي باز به استقبال آينده روشن در اين امپراطوري بزرگ رسانه‌اي مي‌رود.
از همه گفتيم اما وقتي به جام جم مي‌رسيم دنيايي ديگر در مقابل ماست.

تمرکز بيش از 13 کانال داخلي و بين‌المللي در جام جم و البته داشتن امکانات متناسب براي همه آنها، شايد بتوان با قدرت گفت تهران نيز يکي از شهرهاي تلويزني خاورميانه بدون در نظر گرفتن درجه و رتبه با ديگران است. در اين مرکز بزرگ توليدي بيش از 10 راديوي داخلي و بيش از 10 راديوي خارجي فعاليت مي‌کند و مراکز وابسته به اين شهر مولد رسانه اي هدايتگر بيش از 20 کانال تلويزيوني شهرستاني و بيش از 30 شبکه راديوي محلي است.

وقتي بيش از 30 شبکه تلويزيوني و 40 شبکه راديويي داشته و مردم در قبال فعاليت‌هاي مثبت به مانند عملکرد خوب رسانه ملي در نوروز 84 استقبال گسترده‌اي از رسانه ملي خودشان مي‌کنند، آيا مي‌توان تصور داشت که ريسک راه‌اندازي بازار بزرگ فرهنگي و رسانه‌اي در قالب يک ماهواره اختصاصي ايراني بالا بوده و ضرري به دنبال خواهد داشت؟!

امروز بشقاب‌هاي ماهواره‌اي بخشي جدانشدني از زندگي مردم است و آنها در حال تمرين انتخاب بهترين‌ها هستند. در اين مسير بايد اين انتخاب ذاتي مردم را در گستره‌اي مناسب به فراوري رساند و رسانه ملي بتواند ساختار مدرني از فعاليت‌هاي فرهنگي را به وجود آورد.

توجه به شجاعت بي سابقه رسانه ملي در نشان دادن ضد و نقيض‌هاي گفتاري و عملکردي شبکه‌هاي معاند با نظام و حتي مقايسه حرف‌هاي گذشته و حال شبکه‌هاي جهاني نوعي اعتماد به نفس به مردم داد و موجب مشارکت حداکثري مردم در انتخابات شد. از طرفي ارايه روش‌هاي ابداعي و ابتکاري در عرصه انتخابات رياست جمهوري از صداوسيما بازوي قدرتمندي براي مردم و نظام ساخت که دست آويز ايده‌هاي شخصي و جناحي نمي‌شود.



وقتي 5 سال پيش ضيا آتاباي خواننده دست دهم دوره قبل از انقلاب با راه انداختن
NITV که با حمايت مشخص سازمان جاسوسي آمريکاي همراه است، فرياد آزادي خواهي براي ايران سر داد. اگر چنين شجاعتي مثل امروز در رسانه ملي وجود داشت که گذشته وي را براي مردم به نمايش مي‌کشيد، شايد مردم اينقدر ساده دل به رجزهاي آبکي او و حاميانش گوش نمي دادند و اعصاب خودشان را در اين مدت به تلاطم انديشه آنها نمي‌سپردند.

اگر رسانه ملي زودتر اقدام مي‌کرد، شايد ديگر خواننده دست دهم فراري با هسته فروشي دست به کلاهبرداري يک ميليون و دويست هزار دلاري نمي زد و هما احسان بهايي با فرهنگ لاله زاري، قربون بفرما ! براي اين ملت مظلوم اشک تمساح نمي ريخت.
گرچه به امثال مانوک خدابخشي، فتح‌اله منوچهري ملقب به فرود فولادوند، صوراسرافيل، رضا فاضلي، شهرام همايون، ستار دلدار، فتح‌اله خالقي يزدي ملقب به استادهخا و دخي عبدي در اردوگاه کودتاچيان و چهره‌هاي مثل شب خيز و اميرقاسمي در اردوگاه کافه چي‌ها و کاباره چين‌ها هيچ حجتي نيست و همه اين چهره‌ها براي کشف رمز دستگاه چاپ اسکناس براي خودشان و اطرافيانشان زور مي‌زنند.

اما حضور پررنگ و شجاعانه رسانه ملي در آن سالها مي‌توانست بسياري از تحريک‌ها و موج سواري‌هاي اين دسته را خاموش کند و تعداد آنها را مثل قارچ وحشي زياد نکند.
ورشکستگي و تعطيلي شبکه آزادي آينده ديگر شبکه‌هاي لس آنجلسي است در صورتيکه رسانه ملي در ادامه ساختار شکني يک سال اخير ادامه مسير بدهد و در اين مسير بعضي رها شدگان مثل سيماي آزادي تلويزيون ملي ايران متعلق به گروهک منافقين که به تازگي با تعاملات اروپايي بر خلاف قانون مرکز تلويزيون‌هاي ماهواره اي اروپا ( يوتل ست ) توانسته سيگنال پخش براي فعاليت سياسي در هات برد بدست آورد يا
New Channel که متعلق به حزب کارگري کمونيست ايران بوده و به انتشار افکار کمونيستي مي‌پردازد و هنوز استخوان لنين و استالين را از گور بيرون مي‌کشد و VOA بخش فارسي راديو صداي آمريکا که برنامه‌هاي فارسي پخش کرده و هر شب بخش کوتاهي به صورت تصويري روي ماهواره هات برد و تل استار پخش مي‌کند، بايد مورد توجه رسانه ملي قرار گيرند تا مقايسه عملکرد و حرف‌هايشان از جنجال‌سازي و موج‌سواري آنها جلوگيري کرد.

وقتي در شبکه‌اي مثل تلويزيون منافقين مي‌توان کتمان گذشته سياهي را کرد که هزاران نفر را در خيابان تهران و ساير شهرستان‌ها در به اصطلاح مبارزه بزرگشان به خاک و خون مي‌کشيدند، آيا نمي توان
تصاوير اتوبوسي که در سال 60 در ميدان خراسان تهران به آتش کشيده شد را نشان داد و پيکر ذغال شده نوزاد درون اتوبوس و ديگر مسافران آن را به مدعيان دموکراسي و آزادي که در قرارگاه اشرف بريده‌هاي خودشان را دست و زبان مي‌برند، يادآوري کرد. آيا نمي توان از وقايع حقيقي که در شهر اشرف مستندها ساخت تا مردم و بريده‌هاي اين گروهک به چشم ببينند و آن دسته گدايان بي عرضه که در شهرهاي مختلف اروپا براي چند يورو براي مريم و مسعود فراري هوار مي‌کشند، بدانند شريک جرم چه کساني هستند؟

نسل برآمده جديد که در آن سال‌ها يا نبودند يا در سنين کودکي بودند چگونه بين حق و باطل را بايد تشخيص دهند؟
در مقابل در عرصه رسانه نبايد هيچ کس و هيچ مزاحمي را دست کم گرفت و بايد براي هر کسي آمادگي لازم را داشت.
گرچه بوده و اين شبکه‌ها در القاي مقاصد خود از جنبه احساسي و مظلوم نمايي بهره مي‌برند و با نشان دادن عکس اعدام خفاش شب، کرکس‌هاي سياه و ديگر جانيان و آدم کشان بالفطره سعي مي‌کنند ذهن جهانيان را متاثر از فضاي ذهني خودشان کنند و مدعي شوند اينها به خاطر آزادي خواهي اينگونه در مقابل مردم به دار آويخته مي‌شوند.



سال پيش در چنين روزهايي شبکه NITV در يک صبح جمعه به وقت تهران تصاوير سنگ سار در ايران را نشان داد که سه نفر مجازات مي‌شدند و بي توجه به دليل اين مجازات از حربه احساسي براي حساسيت مردم استفاده مي‌کرد. وقتي اندکي کنکاش نمودم دريافتم اين فيلم مربوط به سال‌هاي ابتدايي دهه 70 بود که 3 مامور متخلف نيروي انتظامي به دليل تجاوز به عنف و سوء استفاده از لباس خود به حکم دادگاه محکوم به سنگسار شده بودند و در عين حال هر سه مرد بودند.

در حالي که در تمام مدت پخش اين فيلم و فضاي خاص آن به مخاطب القا مي‌شد که اينها 3 زن بي گناه هستند که براي امرار معاش فرزندان و شوهر معتاد خودشان خودفروشي مي‌کنند و حکومت اسلامي اينگونه اينها را مجازات کرده است !
در پس اين دغل بازي شماره حسابي تعيين کردند و يکي از غارتگران قبل از انقلاب قرار شد به دادگاه‌هاي بين‌المللي برود و حق ايراني‌ها را بستاند. مدتي گذشت و پول خلايق ساده دل به دست گروه مورد نظر رسيد و از آن روز به بعد هيچ خبري نشده و حقي گرفته نشده است!

در موردي ديگر 3 هفته پيش گروهک ضد ايراني منافقين در ادامه وطن فروشي‌هاي مرسوم خود تصاويري از اعدام يک قاتل حرفه‌اي در خرم آباد را در جمعي از نازک دلان اروپايي و فرشتگان غربي در پاريس به نمايش گذاشت و بدون اشاره به دليل اين مجازات تنها به مظلوم نمايي‌هاي سياسي که چنين و چنان است پرداخت. در اين جلسه
اسقف فرانسوي نيز حضور داشت و در دروغگويي علني اظهار مي‌داشت : چنين چيزي را تا به حال نديده و چيزي براي گفتن ندارد.

گويي اين اسقف گرامي لشگر کشي صليبي به بوسني و کشتار زنان و کودکان سربرنيتسا را هرگز نديده و اصلا از دريده شدن شکم مادران باردار و تجاوز دست جمعي به نواميس مردان بوسنيايي خبر نداشت و بنده خدا در مريخ زندگي مي‌کرده که به زور خورانيدن خون دختر به مادر و بريدن سر پسر مقابل پدر را در اردوگاه معروف صرب‌ها نديده است!

                                                         مسجد وكليسايي در بوسني

شايد چند وقت ديگر صدام را هم نشناسند و براي عدي و قصي مجسمه يادبود در پاريس، لندن و نيويورک بسازند!



از خارجي و ضد مسلمان توقع بيشي از اين نيست و از وطن فروشي کمتر از اين بر نمي آيد.
ولي رسانه‌اي فراگير و ملي مانند شبکه‌هاي تلويزيوني مي‌توانند شفافيت لازم را به جهانيان بدهند. شفافيتي که امروز در تمام جهان مرسوم است و موجب مي‌شود مردم به حاکمان خود بدبين نشوند.



همين دو هفته قبل بود شبکه AXN تصاويري را نشان مي‌داد که پليس لس آنجلس به دنبال جوان دزدي در خيابان‌هاي اين شهر تعقيب و گريز داشت و به محض اينکه وي از خودرو پياده شده و دست به اسلحه برد در مقابل ديدگان دهها نفر از شاهدان عيني و ميليون‌ها بيننده تلويزيوني وي را سوراخ سوراخ کردند. تازه پليس جنازه وي را دستبند زده به درون ماشين نعش کش انداخت و در ضمن مصاحبه اي نيز با رئيس پليس منطقه مورد اشاره انجام دادند.

وقتي در کشوري که فرد به صرف مظنون بودن اينقدر از پليس کتک مي‌خورد که مي‌ميرد و يا اينکه چنان مورد تجاوز جنسي قرار مي‌گيرد که مردم ديگر اعتمادي به پليس ندارند، ولي بازهم رسانه وظيفه اطلاع رساني شفاف خود را انجام مي‌دهد و يک تعقيب و گريز را به هدف نشان دادن تصاوير مرگ دردناک دزد به تصوير مي‌کشد، پس چرا ما نبايد از چنين پتانسيل موجود در شناساندن بخش‌هاي پنهان اين مستند و فيلم‌هاي موهوم استفاده کنيم.

اگر براي مردم بگوييم که باند حاتم گرگي و کرکس‌هاي سياه طعمه‌هاي خود را در خيابان‌هاي تهران عريان رها مي‌کردند و بسياري از زنان و دختران اکنون آسايشگاه‌هاي رواني هستند، ديگر چه کسي دلش براي اين افعي‌ها مي‌سوزد؟
امروز عرصه رسانه‌هاي جهاني جولانگاهي نابرابر است که در مقابل آن فقط مي‌توان با برنامه بومي نگر و اصيل منطقه‌اي به کمک شفافيت به استقبال موج سواران رفت و مردم نيز نشان داده اند که به راحتي واقعيت‌ها را تشخيص مي‌دهند و از قدرت تحليل بالايي برخوردارند.

امروز رسانه ملي پايه‌هاي تحول بزرگ را در خود ساخته ولي بايد تکليف خود را با دون کيشوت‌هاي سيتسم خودش روشن کند. بايد تکليف خود را با تئورسين‌هاي بي سوادي که سال‌هاست مثل پرنده از اين شاخه به آن شاخه مي‌پرند و هيچ تاثير مثبتي براي سيستم ندارند، روشن کند و با فرهنگ عافيت طلبي و محافظه کاري شديد در ميان مديران مياني و بي تفاوتي مديران بالايي برخورد مناسب کند.

امروز در رسانه ملي برد مديريتي معنايي ندارد به حدي که گزارشگر مي‌تواند حرف مدير شبکه را نشنيده بگيرد و هر کاري دلش خواست صورت دهد و در مقابل کارمند نيز گوشي براي شنيدن حرف مدير ندارد. اين چرخه از کف تا راس هرم وجود دارد و حضور رئيس سازمان در رويدادهاي مختلف نشان مي‌دهد وي مي‌خواهد اين رابطه‌هاي اضافي را حذف کند تا مختل کنندگان سيستم در حاشيه سايه‌هاي متعدد مديريتي نتوانند منافع خودشان باشند.

از ضرورت‌هاي امروز رسانه ملي بازنگري در روند فعاليت‌هاي شبکه‌هاي تلويزيوني است که بايد به سرعت روند تغيير کاربري شبکه‌ها و جايگزيني‌هاي لازم در اين خصوص انجام شود.
بحث تغيير کاربري شبکه‌هاي تلويزيوني سراسري، ماهواره و استاني را در بخش سوم اين مطلب ارايه خواهم کرد.

 دهمین سالگرد قتل‌عام مسلمان بوسنی

  

   دهمین سالگرد قتل‌عام مسلمان بوسنی

مراسم دهمین سالگرد كشتار مسلمانان توسط صرب‌های بوسنی، امروز (دوشنبه) با حضور رهبران سیاسی جهان همراه با هزار تن دیگر در شهر صربرنیتسا برگزار می‌شود.
به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری صربی بتا (
BETA)، امروز دهمین سالگرد جنایت علیه مسلمانان در صربرنیتسا است.
در ژوئیه‌ی 1995 هنگامی كه نیروهای صرب بوسنی بر صربرنیتسا واقع در شرق بوسنی و هرزه‌گوین و نیروهای هلندی حافظ صلح در آن غلبه یافتند، حدودا 7000 مرد و پسر مسلمان بوسنیایی را قتل عام كردند.
در دهمین سالگرد بزرگداشت این جنایت، علاوه بر نمایندگان بیش از 50 دولت و موسسات بین‌المللی و فرا ملیتی، بوریس تادیچ، رییس جمهور صربستان، استفان مسیچ، رییس جمهور كرواسی و آلفرد مویسیو از آلبانی شركت خواهند كرد.


حضور تادیچ در این مراسم كه برای نخستین بار صورت می‌گیرد، مورد انتقاد بسیاری از صرب‌های تندرو قرار گرفته و این در حالی است كه تادیچ پیش از سفر به صربرنیتسا ابراز امیدواری كرده بود تا ظرف چند روز آینده، راتكو ملادیچ، فرمانده‌ی صرب‌های بوسنی و نفر دوم تحت پیگرد درخصوص جنایات صربرنیتسا دستگیر شود.
دراین مراسم هم‌چنین وزرای امور خارجه‌ی تركیه، بریتانیا، هلند، فرانسه، اسلوونی، مغدونیه و بلغارستان شركت خواهند داشت.
پیر ریشر پروسپر، نماینده‌ی ایالات متحده‌ی آمریكا در حل قضایای جنایات جنگی، تادئوش مازوویسكی، نخست وزیر سابق لهستان و تئودور مرون، از مسوولان دیوان بین‌المللی لاهه از دیگر شركت كنندگان در این مراسم خواهند بود.
در محل وقوع جنایت صربرنیتسا تاكنون 1327 كشته شده از صربرنیتسا دفن شده‌اند و امروز 610 تن دیگر از كشته شدگان این جنایت در این محل تدفین خواهند شد كه جوان‌ترین آن‌ها 14 و پیرترین‌شان 94 سال سن دارند.
پس از انجام جنایت صربرنیتسا، بیش از پانزده هزار كودك بی‌سرپرست شدند.


دهمین یادمان گرامیداشت جنایت صربرنیتسا با حضور بیش از 500 خبرنگار از رسانه‌های جهانی برگزار خواهد شد.
پلیس جمهوری صربستان با همكاری پلیس بین‌الملل و هم‌چنین پلیس فدرال بوسنی وهرزه‌گوین مسوول حفظ نظم و امنیت بیش از 50 هزار شركت كننده‌ی احتمالی در این مراسم خواهند بود.


بر اساس آمار صلیب سرخ جهانی، در سال های 1992 تا 1995 بیش از سیصد هزار نفر، از جمله 200 هزار مسلمان بوسنیایی، در درگیری‌های این منطقه كشته شده‌اند.

روپرت مرداك ، رسانه دار بزرگ جهان به عنوان مدير غير اجرايي و رئيس كميته تعيين بودجه چاينا نت كام منصوب شد.
به گزارش اينترفكس خبرگزاري روسيه ، يكي از مديران شبكه تلويزيوني استار كه كاملاً متعلق به شركت نيوز كورپ است با اعلام اين خبر افزود مرداك چند سالي است كه به طور غير رسمي با چاينا نت كام در ارتباط است.
به گزارش اينترفكس و به نقل از اين مدير اجرايي شبكه استار كه نخواست نامش فاش شود مرداك از زمانيكه رئيس شركت چاينا نت كام ، ادوارد تيان تصميم به گسترش و سرمايه گذاري خارجي كرد با او همكاري كرده و بخشي از سرمايه آن را تأمين كرد اما نخواست اين موضوع در رسانه ها مطرح شود.


بر اساس آمار رسمي دولت چين شركت نيوز كورپ به رياست روپرت مرداك به عنوان يكي از اعضاي كنسرسيوم خارجي 8 درصد از سرمايه چاينا نت كام را در اختيار دارد.
هيچ يك از مقامات رسمي چين و يا مقامات چاينا نت كام حاضر به ارائه جزئيات بيشتري درباره اين سهام و سرمايه گذاري نشده اند.
موقعيت اعطا شده به مرداك در شركت بزرگ رسانه اي چاينا نت كام بيشتر سمبليك است و مي تواند براي اين شركت كه شديداً در پي دست يابي به بازارهاي جهاني است اعتبار و وجهه ويژه اي به همراه داشته باشد. اينترفكس در تحليل خود به موضوع ديگري اشاره كرده و آن اينكه اعطاي چنين عنواني به مرداك در شركت چاينا نت كام به منظور بالا بردن قيمت سهام اين شركت است كه براي اولين بار قرار است در ماه اكتبر به بازار بورس عرضه شود.
كليه دارائيهاي مربوط به شركت چاينا نت كام براي ارائه به بورس ليست برداري شده است.
از جمله دارائيهاي اين شركت تملك آن بر بخش بزرگي از شبكه كابل نوري زير دريايي است كه نبض ارتباطي چين با داخل و خارج اين كشور به حساب مي ايد.
در بين مشتريان اصلي براي خريد سهام چاينا نت كام شركت گلدمن ساش نيز به چشم مي خورد.

گسترش نفوذ BBC در هند

Times of India   ، بزرگترين مركز رسانه اي هند يك قرارداد همكاري با شركت پخش انگليسي ، BBC امضا كرده است.

بر طبق اين قرارداد كه قرار است جزييات آن و نحوه دقيق همكاري هاي متقابل بزودي اعلام شود ، مجله
BBC كه واقع در لندن است و جزو شاخه مالی شركت BBC محسوب مي شود ، بر نحوه انتشار مجلات از سوي Times of India نظارت می كند و آنها را در چگونگي جذب مخاطب و بالا بردن سطح كيفي ياري می دهد.
پس از تصويب قانون آزادي رسانه اي در هندوستان ، بي بي سي اولين شركت خارجي است كه توانسته است قراردادي در اين سطح با يكي از بزرگترين مراكز رسانه اي هند به امضا برساند.
از ديگر رقباي خارجي
BBC در هند ، روپرت مرداك ، صاحب شركت نيوزكورپ است كه هم اينك شبكه تلويزيوني استار را در آنجا اداره مي كند.

ماروين ديويس

ماروين ديويس ، ميلياردر و دلال بزرگ آمريكايي مالك استوديوي فاكس قرن بيستم بود .
ديويس در اوائل دهه هشتاد استوديوي بزرگ فيلم سازي فاكس قرن بيستم را به روپرت مرداك فروخت.
وي پيش از ورود به جهان فيلم و سرگرمي كاشف نفت بود و برخي از چاه هاي نفت و گاز آمريكا از اكتشافات وي است.
ديويس عمده ثروت خود را از راه فروش چاه هاي نفت و گاز به دست آورد و پس از آن به خريد و فروش ملك پرداخت و نهايتاً از روي تفنن و علاقه اي كه به سينما داشت به اين عالم روي اورد.
از ديگر دارائيهاي وي مي توان به هتل بزرگ بورلي هيلز اشاره كرد كه يكي از درآمد زا ترين هتل هاي امريكا است.
مجله فوربس در ابتداي سال 2004 ثروت وي را بالغ بر 4.9 ميليارد دلار عنوان كرد كه با چنين ثروتي او هشتاد و پنجمين مرد ثروتمند جهان به شمار مي رفت.
ديويس در سال 1981 استوديوي فيلمسازي فاكس قرن بيستم را خريد.
در سال 1984 باري ديلر ، رئيس وقت استوديوي پارامونت را استخدام كرد تا استوديوي وي را به نحو احسنت اداره كند اما در همان سال با پيشنهاد خوبي كه از طرف مرداك دريافت كرد استوديو را به او فروخت.
در ساليان گذشته ديويس كه به شدت به بازگشت به عالم سرگرمي علاقمند شده بود و از اينكه استوديوي فيلم سازي خود را فروخته است احساس پشيماني مي كرد تلاش هاي زيادي براي خريد شبكه هاي تلويزيوني سي بي اس و ان بي سي كرد و حتي يكبار پيشنهاد خريد استوديوي فيلم سازي متروگلدوين ماير را مطرح كرد اما موفق به انجام هيچ يك از آنها نشد.
در سال 2002 و در سن 77 سالگي بار ديگر شانس خود را براي بازگشت به دنيا «تجارت نمايش» امتحان كرد و پيشنهاد خريد ورشكسته ويوندي يونيورسال كه آن زمان هنوز استوديوي فيلم سازي يونيورسال را داشت مطرح كرد.
او حاضر شد براي اين معامله 15 ميليار دلار بپردازد اما پيشنهاد وي رد شد.
ديويس مدافع دموكراتها بود و براي پيروزي آنها در انتخابات تلاش هاي زيادي مي كرد.
وي از جمله حمايت كنندگان بيل كلينتون بود و به وي كمك هاي مالي زيادي مي كرد.

انتقال قدرت در اردوگاه يك غول رسانه اي

جيمز مرداك فرزند سي ساله روپرت مرداك غول رسانه اي جهان به سمت مديركلي شركت رسانه اي BSkyb در انگلستان منصوب شد.
اين انتصاب پس از استعفاي توني بال مديركل سابق اين شركت صورت گرفت.

بال كه همواره از او به عنوان دست راست روپرت مرداك در انگلستان ياد مي شد در پي يك مشاجره با روپرت مرداك بر سر چگونگي اداره شركت از مقام خود استعفا داد.
پس از رفتن توني بال از شركت ، بحث و جنجال زيادي بر سر جانشين وي در گرفت در همان روزهاي اول روپرت مرداك اعلام كرد كه فرزندش جيمز را به اين سمت منصوب خواهد كرد اما اين تصميم اعتراضات زيادي را در پي داشت و سهامداران به شدت از آن ابراز نگراني كردند.
لذا مرداك مجبور به عقب نشيني شد و چند هفته اي در كش و قوس يافتن جانشيني براي توني بال گذشت تا اين كه نهايتا همان تصميم اول به مرحله اجرا درآمد.
اين انتصاب نگراني بسياري از منتقدين و روشنفكران انگليسي را در پي داشته است اين عده به همراه برخي از سهامداران و مديران جزء شركت بر اين باورند كه انتصاب جيمز مرداك به عنوان مديركلي اين شركت استقلال آن را از بين خواهد برد و بيش تر از پيش آن را به سمت و سويي كه خواهان روپرت مرداك است سوق خواهد داد.
اين نگراني ها در حالي مطرح است كه
BSkyb صاحب شبكه خبري 24 ساعته اسكاي نيوز در انگلستان در زمان مديريت توني بال نيز به راست گرايي و عدم استقلال خبري متهم بود و حالا احساس مي شود كه شرايط بدتر قبل خواهد شد.
جيمز مرداك از سال 1999 مديريت شبكه تلويزيوني استار در هند را برعهده داشت كه شاخه آسيايي شركت غول پيكر نيوز كورپ محسوب مي شود.
لاچلان مرداك 32 ساله برادر بزرگتر جيمز مرداك كه به عنوان وارث اموال روپرت مرداك شناخته مي شود نيز در امريكا اختياردار بسياري از امور روزنامه نيويورك پست و استوديوي فيلم سازي فاكس قرن بيستم است.

يكي از انتقادات سهامداران به انتصاب پسر مرداك به عنوان مدير كلي شركت
BSkyb اين است كه اين انتصاب علي رغم قوانين رسانه اي انگلستان كه بر محوريت نقش سهامداران كوچك در اداره شركت ها تاكيد دارد ، نقش آنها را در BSkyb كم رنگ مي كند و تسلط سهامدار بزرگتر را بر همه چيز قطعي مي كند.
مرداك تنها 4/35 درصد از سهام
BSkyb را در اختيار دارد و مابقي سهام در اختيار شركت هاي ديگر و حتي اشخاص حقيقي مي باشد ، با اين حال از بدو تشكيل اين شركت اراده و نفوذ مرداك بر BSkyb محرز و علني بوده است.
BSkyb بزرگترين شركت كابلي انگلستان محسوب مي شود و از طريق شبكه تلويزيوني پولي اسكاي و شبكه تمام خبري اسكاي نيوز رقابت سختي با شبكه دولتي بي بي سي دارد.
اين شبكه تلويزيون پولي بالغ بر 7 ميليون مشترك در انگلستان را تغذيه مي كند و عمده درآمد آن به واسطه پخش مسابقات ورزشي فيلم ها و سريال هاي عوام پسند است كه حاوي صحنه هاي خشونت آميز و جنسي است.

محمدرضا نوروزپور

 

تمايل امريكايي ها به ورود در بازار رسانه اي انگلستان

دو غول رسانه اي بزرگ امريكا براي ورود در بازار رسانه اي انگلستان اعلام آمادگي كردند.
حييم سابان ميلياردر يهودي و مل كارمازين مديرعامل شركت رسانه اي واياكام امريكا اعلام كرده اند كه در صورت توافق شركت گرانادا و كارلتون حاضرند شبكه تلويزيوني ITV انگلستان را از آن خريداري كنند.
شركت كارلتون و گرانادا صاحب شبكه تلويزيوني
ITV انگلستان است كه چندي است دچار بحران شديد مالي شده و توانايي فائق آمدن بر آن را ندارد.
پيشتر روپرت مرداك رسانه دار بزرگ امريكايي و صاحب شبكه تلويزيوني فاكس نيوز در امريكا و اسكاي نيوز در انگلستان براي خريداري
ITV كه دومين شبكه تلويزيون سراسري انگلستان پس از بي بي سي است ، اعلام آمادگي كرده بود.
شركت واياكام امريكا كه صاحب شبكه تلويزيون سراسري
CBS در امريكا است گفته است كه قصد دارد با خريد ITV شركت خود را به انگلستان گسترش دهد.
جيم سابان نيز يهودي ثروتمند و صاحب رسانه اي است كه به تازگي در بازار رسانه اي آلمان نيز سرمايه گذاري كرده و شركت ورشكسته كرش مديا را خريداري كرده است.

موضوع ضعيف شدن شبكه
ITV بسياري از منتقدين و روشنفكران اين كشور را ناراحت و نگران كرده است چرا كه آنها اين ضعف را زمينه ساز تسلط امريكايي ها بر رسانه هاي انگليسي مي دانند.

كنترل اینترنت در دست آمریكا می‌ماند

كنترل اینترنت در دست آمریكا می‌ماند

 

 

با وجود درخواست انتقال واگذاری كنترل رایانه های اصلی اینترنت به یك ارگان بین المللی، آمریكا همچنان برنظارت یكجانبه خود پافشاری می كند.
به گزارش خبرگزاری فارس، سایت اینترنتی سی ان ان به نقل از یك مقام بلند پایه آمریكایی، دولت این كشور با نادیده گرفتن درخواست دیگر كشورها برای نظارت یك نهاد بین المللی بر كنترل اینترنت، همچنان این امر را به صورت یكجانبه ادامه خواهد داد.
بر اساس همین گزارش، سرورهای پایه، كه كار كنترل ترافیك اینترنت را بر عهده دارند گرچه ظاهرا در اختیار یك شركت خصوصی قرار دارد اما لیست 260 پسوند اینترنتی مانند
com. كه در اختیار آنها قرار دارد از سوی دولت آمریكا تایید می شود و لذا امكان بستن دسترسی به این پسوندها براساس تصمیمات سیاسی وجود دارد.
در سال 1998 وزارت بازرگانی آمریكا یك سازمان خصوصی با مدیریت بین المللی به نام "شركت اینترنت برای واگذاری نام ها و اعداد" را برای كنترل این لیستها برگزید اما اعلام كرد تا رسیدن این سازمان به شرایط مورد نظر، حق وتو در ازای تصمیمات این سازمان را برای خود حفظ خواهد كرد.
در همین راستا مایكل فرومكین، استاد دانشگاه میامی و از دست اندركاران سایت نظارتی شركت اینترنت، نیز گفت:«ممكن است این تصمیم به كناره گیری برخی كشورها از این ارگان به دلیل هراس از بسته شدن احتمالی برخی از سرورها از سوی دولت آمریكا منجر شود.»
اضافه می شود بسیاری از كشورها خواهان واگذاری كنترل اینترنت به یك ارگان بین المللی مانند اتحادیه بین المللی مخابرات از زیر شاخه های سازمان ملل هستند.

شرکت های فیلم سازی

        

تلویزیون ها

    

تلویزیون های کابلی

     

     

  

تلویزیون های وابسته

   

مجلات

       

روزنامه های منتشر شده در :

استرالیا

                    

انگلیس

         

آمریکا

کتاب ها

   

دیگر دارایی های مرداک

             

جنگ روپرت مرداك با روزنامه نگاري: عنوان يك فيلم جديد در آمريكا

يك كارگردان آمريكايي فيلمي ساخته است كه در آن شبكه خبري فاكس نيوز و صاحب آن روپرت مرداك را به حمايت از جرج دبليو بوش و افكار جنگ طلبانه وي متهم مي كند.
در فيلم 77 دقيقه اي رابرت گرينوالد كه
Outfoxed نام دارد ، فاكس نيوزشبكه اي متعصب و كاملاً طرفدار جنگ و جمهوريخواهان نشان داده مي شود.
گرينوالد براي اثبات ادعاي خود با شماري از كارمندان و روزنامه نگاران سابق اين شبكه به مصاحبه پرداخته است و از زبان آنها بيان مي كند كه شعار تبليغاتي فاكس نيوز مبني بر «پوشش خبري متعادل و منصفانه» «
fair & balance» به هيچ وجه صحت ندارد و اين شبكه تنها در راستاي اهداف از پيش تعيين شده سياستمداران كاخ سفيد حركت مي كند.
در اين فيلم حتي از راجر ايلز رئيس و مدير شبكه فاكس نيوز هم مساحه شده است.
كارگردان اين فيلم درباره جنگي كه روپرت مرداك با شبكه خبرپراكني خود ، فاكس نيوز با «روزنامه نگاري حقيقي» به راه انداخته است هشدار مي دهد.

در اين فيلم هشدار دهندگان مي گويند كه مخاطبان فاكس نيوز به طرز وحشتناكي تنها يك روي قضايا را مي بينند و آن طرفي است كه جمهوريخواهان خواستار آن هستند. از اين رو مخاطبان فاكس به هيچ وجه از حقايق واقعي كه در جهان خارج از آمريكا در جريان است آگاه نمي شوند.

تلويزيون بدنام آمريكايي جوانان انگليسي را هدف گرفته است

«تلويزيون بدنام آمريكايي جوانان انگليسي را هدف گرفته است».روزنامه گاردين ، چاپ لندن با اين تيتر به استقبال تصميم اخير روپرت مرداك رفته است چرا كه غول رسانه اي جهان

قصد دارد تلويزيون فاكس را به انگلستان بياورد.
اين روزنامه با اعلام اين خبر نوشته است :«بزودي با احداث يك شبكه تلويزيوني متعلق به گروه رسانه اي فاكس ، در انگليس ، يك شاخك ديگر به امپراتوري غول اساي رسانه اي روپرت مرداك در سراسر جهان اضافه خواهد شد.


اين تلويزيون جديد متعلق به تنها شبكه تلويزيوني جهان است كه رياكارانه براي الغاي حس وطن پرستي به بينندگان ، دائماً پرچم در حال اهتزاز آمريكا را در كنار لگوي خود به نمايش مي گذارد».
شبكه جديدي كه به زودي در انگلستان شروع به كار خواهد كرد Fx نام دارد كه دقيقاً معادل شبكه اي به همين نام در ايالات متحده است و از دارائيهاي گروه تلويزيوني فاكس است كه علاوه بر اين و شبكه خبري فاكس نيوز ، شبكه سراسري فاكس و استوديوي فيلم سازي قرن بيستم و چندين شبكه تلويزيوني ديگر را نيز در اختيار دارد.
به نوشته گاردين مخاطبان اين شبكه كه قرار است در روز دوازدهم ژانويه سال جديد آغاز به كار كند ، عمدتاً جوانان 21 تا 28 سال خواهند بود و محتويات آن را نيز فيلم ، سريال ، موضوعات جنايي و موسيقي تشكيل خواهد داد.
تلاش مرداك براي احداث يك شبكه تلويزيوني ديگر در انگليس درحاليست كه او پيشتر از طريق شركت بزرگ بي اسكاي بي كه دارنده بزرگترين شبكه تلويزيون پولي در اين كشور است و چندين روزنامه كثيرالانتشار چون تايمز در حد بسيار زيادي در بازارهاي رسانه اي اين كشور نفوذ كرده است. با اينحال و با وجوديكه گروه رسانه اي فاكس و شركت بي اسكاي بي هر دو متعلق به مرداك هستند مسئولين فاكس گفته اند اين اولين تجربه فاكس براي ورود به بازار رسانه اي انگلستان است.
از نظر گاردين اين ادعا به اين دليل بي معني و يك بهانه است كه سود نهايي حاصل از همه اين شبكه ها به حساب يك شركت واحد كه نيوز كورپوريشن است مي رود و هيچ تفاوت بنياديني در روش كاري آنها وجود ندارد زيرا يك فلسفه تجاري بر همه آنها حاكم است.
گاردين از اين اقدام با واژه «تهاجم» ياد كرده است و نوشته است «اين اولين تهاجم چشمگير فاكس براي ورود به بازار رسانه اي انگليس است».
در گذشته البته فاكس تنها با شبكه كودكان خود ،
Fox Kids در انگليس حضور داشت و حتي مشتركان تلويزيون پولي اسكاي نيز مي توانستند از برنامه هاي شبكه خبري فاكس نيوز استفاده كنند اما حالا گروه فاكس مي رود تا با احداث اين تلويزيون مخصوص بزرگسالان بينندگان انگليسي بيشتري را شكار كند.
فاكس در سالهاي گذشته اين شبكه (
FX) تمام سرگرمي خود را در كشورهاي ديگري نظير اسپانيا ، پرتغال ، ايتاليا ، ژاپن و آمريكاي لاتين راه اندازي كرده است.

اعتراض تايمز به وضعيت مطبوعات در عراق

روزنامه تايمز انگلستان با درج مقاله اي اگرچه آزادي مطبوعات در عراق را «ارمغان امريكا و انگليس براي عراق پس از صدام !» ناميد ، اما آن را بسيار شلوغ ، پرهرج و مرج و بي حساب و كتاب دانست.
اين روزنامه كه متعلق به شركت رسانه اي نيوزكورپ (روبرت مرداك) است در مقاله خود نوشت هيچ قانون ، كميته و سازماني عملا بر محتويات درج شده در اين روزنامه ها كه ناگهان ده ها عنوان از آنها در عرض يك ماه در عراق منتشر شده است نظارت ندارد.
اين روزنامه با اشاره به قانون جديد وضع شده توسط پل برمر حاكم عراق كه مبني بر آن روزنامه ها حق انتشار مطالب ضد امريكا و انگليس و برانگيزاننده ندارند نوشت.
اين قانون صرفا مواردي را ممنوع ساخته است كه در آن منافع نظامي امريكا لحاظ شده است حال آن كه در اين روزنامه ها آنقدر مطالب خلاف واقع وجود دارد كه به زودي باعث بروز مشكلاتي خواهد شد.
تايمز در انتهاي پيشنهاد كرده است كه هر چه سريعتر كميته اي براي نوشتن قوانين مطبوعاتي در عراق تشكيل شود تا اين روند از اين حالت بي حساب و كتاب و بي نظم خارج شود.

بي سابقه ترين افت تيراژ روزنامه سان در سي سال گذشته

روزنامه سان چاپ انگليس كه از قديمي ترين تابلوئيد هاي اين كشور محسوب مي شود از اواخر سال گذشته ميلادي با افت شديد تيراژ مواجه شده است.
به نوشته گاردين افت تيراژ اين روزنامه به 5 درصد رسيده كه در سي سال گذشته بي سابقه بوده است.
اين در حالي است كه خانم ربكا ويد ، سر دبير جديد روزنامه سان به تازگي اولين سالگرد سردبيري خود را جشن مي گيرد.
برخي از روزنامه هاي رقيب با اشاره به مسئوليت خانم ويد در اين قضيه نوشته اند كه او به عنوان سردبير روزنامه سان ، هم اكنون احساس شرمندگي مي كند اما روزنامه سان تا كنون در اين مورد اظهار نظري نكرده است.
براي اولين بار از ژانويه سال 1974 ، فروش اين روزنامه نيم قطع به پايين تر از 3.3 ميليون رسيده است.
اين رقم 95/4 درصد پايين تر از رقم سال گذشته اين روزنامه است.
به نوشته گاردين در ماه دسامبر بالغ بر 100 هزار نفر از خوانندگان سان كم شده اند.
با اين وجود عمده افت تيراژ متعلق به ماه دسامبر بوده است كه مسئولين روزنامه معتقدند تنها شامل حال سان نبوده و ساير روزنامه ها نيز از آن بي نصيب نبوده اند.
با اينحال هيچ يك از روزنامه هاي طراز اول انگليس به غير از ديلي استار و ديلي اكسپرس تا اين حد با افت تيراژ مواجه نبوده اند.
در مقابل روزنامه ديلي ميرور توانست با انتشار خبر جنجال برانگيز پيش بيني پرنسس دايانا مبني بر اينكه همسر سابقش چارلز او را خواهد كشت ، فروش ماه ژانويه آن را بسيار بالا برد.
در اين بين ابتكار عمل روزنامه هاي تايمز و اينديپندنت كه از چند ماه پيش قطع روزنامه خود را به طور هم زمان هم در به صورت تابلوئيد و هم به صورت
Sheet منتشر كردند توانست آنها را تا حدودي از سايرين مستثني كند.
از سوي ديگر روزنامه سان مي كوشد تا با تكيه بر داشتن بالاترين و تا حدودي ثابت ترين تيراژ در سه دهه گذشته اين شكست را تا حدودي ضعيف جلوه دهد.
روزنامه سان متعلق به روپرت مرداك رسانه دار بزرگ استراليايي است كه علاوه بر اين ، در انگليس روزنامه هاي تايمز ، ساندي تايمز ،
News International و News of the World را نيز در اختيار دارد.

شبكه هاي جديد خبري براي فاكس

گروه سرگرمي فاكس Fox Entertainment Group اعلام كرد قصد دارد 3 شبكه راديو و تلويزيوني جديد راه اندازي كند.
پيتر چرنين مديركل گروه سرگرمي فاكس اعلام كرد كه اين گروه قصد دارد به زودي دو شبكه تلويزيوني خبري جديد با موضوعات سرگرمي و مالي بازرگاني و يك شبكه راديويي راه اندازي كند.
شبكه تلويزيوني مالي بازرگاني فاكس ، مستقيما براي رقابت با شبكه
CNBC امريكا به ميدان خواهد آمد و شبكه سرگرمي آن نيز در رقابت با شبكه تلويزيوني E-EtEntertainment شروع به كار خواهد كرد.
پيشتر اين گروه توانسته بود با استفاده از شگردهاي وطن پرستانه در پوشش خبري فاكس نيوز تا حد زيادي شبكه سي ان ان را از دور خارج كند.
گروه سرگرمي فاكس متعلق به شركت نيوز كورپ است كه مالك آن روپرت مرداك مي باشد.
مرداك به شدت متمايل به جمهوريخواهان و شخص بوش است.

تلاش مرداك براي در اختيار گرفتن كامل رسانه هاي آمريكا

 

روبرت مرداك , بزرگترين رسانه دار جهان و صاحب شبكه خبري فاكس نيوز در صدد راضي كردن اعضاي كنگره آمريكا براي انجام يك سرمايه گذاري 10 ميليارد دلاري در شبكه هاي تلويزيوني ماهواره اي اين كشور است.
مرداك كه هم اينك صاحب دومين شركت بزرگ رسانه اي جهان , نيوز كورپوريشن http://www.newscorp.com است , قصد دارد 34 در صد از سهام شركت بزرگ ماهواره اي آمريكا , هاگس الكترونيك را به قيمت 6/6 ميليارد دلار آمريكا خريداري كند.
شركت مذكور صاحب تلويزيون ماهواره اي ديرك تي وي است كه بزرگترين شركت ارائه دهنده خدمات ماهواره اي در آمريكا محسوب مي شود.
در صورتيكه روپرت مرداك بتواند اعضاي كنگره آمريكا را به اين سرمايه گذاري راضي كند , به يقين سلطنت خود را بر رسانه ها از شرق تا غرب عالم , تثبيت خواهد كرد.
مرداك ادعا كرده است كه اين سرمايه گذاري در جهت تقويت حس رقابت رسانه اي در آمريكا و جهان انجام مي شود ولي بسياري از منتقدين بر اين باورند كه اين معامله رسانه ها را بيشتر از پيش انحصاري مي كند.
پيشتر رقيب ديرين مرداك , تد ترنر , ادعا كرده بود كه 98 در صد از منابع خبري آمريكايي ها در انحصار چند شركت رسانه اي خاص است و لذا منابع خبري آمريكائيها اساساً بهداشتي نيست.
پيشنهاد مرداك مبني بر خريد ديرك تي وي شركت مادر آن كه بيش از 11 ميليون مشترك دارد ماه گذشته مطرح شد.
قرار است در صورت تحقق اين معامله , ديرك تي وي بخشي از دارائيهاي شركت نيوز كورپوريشن شود كه از دارائيهاي ديگر آن مي توان به شبكه هاي تلويزيوني فاكس , استوديوي فيلم سازي فاكس قرن بيستم , روزنامه تايم لندن و شبكه هاي تلويزيوني اسكاي و استار در انگلستان و هنگ كنگ اشاره كرد.
اين شركت صاحب صد ها شبكه راديو و تلويزيوني ديگر و رسانه هاي چاپي محتلفي در سراسر جهان مي باشد.
علي رغم قولي كه مرداك در قبال استفاده آزاد رقباي تلويزيوني خود از ماهواره داده است , شبكه هاي تلويزيوني رقيب از جمله سي ان ان و ام اس ان بي سي از عقد اين قرار داد به شدت نگران هستند.

واگذاري شاخه تجاري بي بي سي به بخش خصوصي آغاز شد

محمدرضا نوروزپور

 

بي بي سي از سه گروه بزرگ رسانه اي دنيا دعوت كرده است تا پيشنهادهاي خود را در خصوص خريد سرويس بي بي سي جهاني ، شاخه بازرگاني اين شبكه اعلام كنند.
به گزارش روزنامه تايمز مالي شركت هاي دعوت شده براي خريد
BBC Worldwide شامل تايم وارنر و والت ديزني از آمريكا و شركت الماني برتلزمان هستند.
در اين ميان نامي از شركت نيوزكورپوريشن متعلق به روپرت مرداك برده نشده است.
هريك از اين شركت ها صاحب چندين شبكه تلويزيوني تجاري موفق در جهان هستند كه در صدر آنها شركت برتلزمان آلمان است.
اين شركت صاحب شبكه هاي آرتي ال است كه به خواهران آرتي ال معروفند و پرسود ترين شبكه هاي تلويزيوني خصوص جهان به شمار مي روند.
تايم وارنر و ديزني نيز به ترتيب صاحب شبكه هاي تلويزيوني زيادي از جمله سي ان ان و اي بي سي هستند.
بر اساس گزارش منتشره در آخرين شماره روزنامه فايننشيال تايمز ، مديران اين شركت هاي بزرگ رسانه اي طي هفته جاري يا اوائل هفته آينده براي گفتگوي رسمي درباره خريد
BBC Worldwide به لندن خواهند آمد.
بي بي سي همچنين قصد دارد شاخه نشريات خود را كه شامل پرفروش ترين مجلات دنيا نظير پاناروما و تاپ گير است به معرض فروش قرار دهد.
در گزارش تايمز مالي آمده است اين شاخه صاحب 26 عنوان مجله است. در قسمت تلويزيون نيز شبكه بي بي سي آمريكا و كليه شبكه هاي بي بي سي پرايم به فروش خواهند رسيد.
به نظر مي رسد دو ميليارد پوند ، حداقل قيمتي است كه براي سرويس جهاني بي بي سي تعيين خواهد شد.
اين سرويس در حالي به معرض فروش گذاشته مي شود كه سود خالص آن تا پايان مارس جاري 141 ميليون پوند استرلينگ بوده است!.
اين اقدام در پي تغييراتي است كه با فشار دولت بلر و پس از پيش آمدن بحران مرگ دكتر ديويد كلي در ساختار بي بي سي به عمل آمده است.
در زمان مديريت گرگ دايك بر بي بي سي دولت چندين بار تلاش كرد اين شبكه را به فروش شاخه بازرگاني مجاب كند اما موفق به اين كار نشد اما با مطرح شدن موضوع مرگ دكتر كلي و حكمي كه قاضي لرد هاتن بر ضد مديران شبكه صادر كرد و منجر به استعفاي دايك شد راه دولت براي محدود كردن شبكه بي بي سي باز شد.
تغييرات ايجاد شده در بي بي سي براي سال 2004 و 2005 به فروش شاخه هاي بازرگاني و برخي قوانين داخلي محدود مي شود اما دولت قصد دارد تا سال 2006 اختبارات مديران و گردانندگان اين شبكه را به شدت كاهش دهد و بخشي از اختيارات سلطنتي در بي بي سي را نيز به دولت واگذار كند.
اين موضوع بي بي سي را عملاً در چنبره خواست و اراده دولت قرار خواهد داد و به همين دليل اعتراض بسياري از روزنامه نگاران را در پي داشته است.
اولين چارت سلطنتي بي بي سي در سال 1927 اعطا شد حال آنكه در آن زمان تنها يك شبكه راديويي بود.
هم اكنون بي بي سي 8 شبكه تلويزيوني ، ده شبكه راديويي ، 50 شبكه راديو و تلويزيوني محلي ، 43 شبكه راديويي خارجي ، 30 مجله و وب سايت هاي اينترنتي زيادي را اداره مي كند.
بي بي سي همچنين داراي چندين اركستر موسيقي و گروه سرايندگان است كه همگي در خدمت موسيقي كلاسيك انگلستان هستند.
آخرين بودجه شبكه بي بي سي 3 ميليارد پوند بوده است كه عمده آن توسط پولي كه خانواده ها در ازاي دريافت برنامه هاي بي بي سي مي پردازند تأمين مي شود.
هر خانواده انگليسي سالانه براي تماشاي برنامه هاي بي بي سي 116 پوند پول پرداخت مي كند.

چين بازار تلويزيوني خود را به روي سرمايه گذاران غربي مي گشايد

 چين تا پايان ماه جاري قوانيني را به تصويب مي رساند كه سرمايه گذاري شركت هاي خارجي در بخش تلويزيون اين كشور را تسهيل مي كند.
به گزارش روزنامه تايمز مالي ، اين قوانين به تلويزيونهاي خارجي اجازه مي دهد تا در قالب سرمايه گذاري مشترك با توليد كنندگان داخلي به امر توليد برنامه بپردازند.
بازار رسانه اي چين بسيار بسته است و هم اينك تنها چند شركت بزرگ رسانه اي آمريكا نظير نيوز كورپ , متعلق به روپرت مرداك در آن سرمايه گذاري بسيار محدودي به عمل آورده اند.
بر اساس گزارش تايمز مالي ، قوانين تسهيل كننده جديد قرار است تا بيست و هشتم نوامبر به تصويب برسد و از آغاز سال جديد به اجرا در آيد.
در گزارش تايمز مالي آمده است كه شركت هاي واياكام ، صاحب شبكه هاي تلويزيوني
MTV و CBS و نيوز كورپ صاحب فاكس نيوز دو شركتي خواهند بود كه بيشترين نفع را از اين قوانين بعمل خواهند آورد.

اليگارش هاي صهيونيست

يوري آونري ، يک يهودي منتقد سياستهاي امريکا و اسرائيل است. او قبلا روابط تنگاتنگ صهيونيست ها با نومحافظه کاران را توضيح داده بود و اينک در مقاله پيش رو از ارتباطات تجاري و مالي يهوديان طرفدار اسرائيل با مقامات امريکايي و برخي مقامات روس دوران يلتسين سخن مي گويد.
او يکي از نويسندگاني است که اغلب در برنامه «اسرائيل ديگر: صداي مخالفين و معترضين» شرکت مي کند.اصل مقاله آونري را مي توان در پايگاه اينترنتي
counterpunch.com مشاهده کرد.
اصل اين مقاله در آگوست 2004 منتشر شده است.


«اليگارش ها» نام يک سريال تلويزيوني درباره روسيه است اما اين سريال مي توانست درباره اسرائيل يا ايالات متحده هم باشد.
بعضي از بخش هاي آن باورنکردني هستند يا دست کم اگر از دهان عاملان اصلي بيرون نمي آمدند باورکردني نبودند. عاملان اصلي ، همان قهرمانان داستانند که با شوق و هيجان ، مغرورانه ، درباره استثمار و غارت نفرت انگيزشان صحبت مي کنند. اليگارش ها، گروه کوچکي از تجار و بازرگانانند که از فروپاشي نظام شوروي سابق به نفع خود، سود برده و به غارت ثروت و ذخاير دولت پرداخته و در نهايت ، موفق به جمع آوري انبوه عظيمي از ثروت شدند که مبلغ آن به ميلياردها دلار رسيد.
آنها براي نهادينه کردن و ثبات تجارتشان کنترل دولت را بدست گرفتند. از 7نفر اليگارش فوق الذکر، 6نفرشان يهودي بودند. در واژگان رايج و عمومي به اين افراد، «اليگارش ها» مي گويند؛ واژه اي که از زبان يوناني آمده و به معني «حکومت عده اي محدود» است.
در اولين سالهاي کاپيتاليسم روسي بعد از فروپاشي شوروي ، اين اليگارش هاي جسور و چالاک بودند که مي دانستند چگونه از آشفتگي و آشوب اقتصادي به نفع خود بهره ببرند و دارايي هاي عظيمي را به قيمت يک صدم و يا يک هزارم ارزش واقعي آن به چنگ آورند: نفت ، گازطبيعي ، نيکل و ديگر منابع معدني.
آنها از هر حقه و تزويري چون تقلب ، ارتشا و قتل براي رسيدن به اهداف خود استفاده نمودند. هرکدام از آنان داراي يک ارتش خصوصي کوچک بودند.
در طول اپيزودهاي مختلف فيلم ، اليگارش ها با افتخار از چگونگي عمليات خود با جزئيات ياد مي کنند اما حيرت آورترين قسمت اين سريال ، چگونگي بدست گرفتن کنترل دستگاه سياسي کشور است.
پس از يک دوره جنگ هاي دروني عليه يکديگر، آنها به اين نتيجه رسيدند که اتحاد و همکاري براي تسلط بر دولت ، سودآورتر است. در آن زمان ، رئيس جمهور (بوريس يلتسين ) در سراشيبي سقوط قرار داشت ، محبوبيت او در افکار عمومي به 40درصد رسيده بود و خودش که به بيماري الکليسم مبتلا و از بيماري حاد قلبي رنج مي برد روزانه قادر بود تنها 2ساعت کار کند.
دولت او عملا توسط محافظين شخصي او و دخترش اداره مي شد و فساد امري کاملا روزمره و عادي شده بود. به اين ترتيب بود که «اليگارش ها» تصميم گرفتند از طريق او به قدرت برسند.
آنها از قدرت مالي تقريبا نامحدودي برخوردار بوده و تقريبا کنترل تمام کانال هاي تلويزيوني و اغلب وسايل ارتباط جمعي ديگر را در اختيار داشتند. آنها تمام اين امکانات را در اختيار مبارزات انتخاباتي مجدد يلستين گذاشته و رقباي او را از داشتن حتي يک دقيقه زمان از تلويزيون محروم کرده و ارقام پولي سنگيني را در اين تلاشها خرج نمودند. (اين فيلم سريالي ، يکي از وقايع جالب را حذف مي کند: آنها مخفيانه ، برجسته ترين متخصصان آگهي هاي تبليغات انتخاباتي امريکايي را به روسيه آوردند تا روشهايي را به کار بگيرند که قبلا در روسيه ناشناخته بود).
اين تلاشهاي انتخاباتي نتيجه داد و يلتسين براي بار دوم انتخاب شد. اما درست در همان روز، يلتسين دچار حمله قلبي ديگري شد و بقيه دوران رياست جمهوري اش را در بيمارستان گذراند.
در عمل «اليگارش ها» بر روسيه حکومت مي کردند و يکي از آنها، بوريس بوژفسکي خود را به پست نخست وزيري منصوب کرد.
هنگامي که آشکار شد وي (مانند ديگر اليگارش ها)، تابعيت اسرائيلي پذيرفته است افتضاح سياسي کوچکي بوجود آمد اما او پاسپورت اسرائيلي اش را تحويل داد و اوضاع بار ديگر به حالت عادي برگشت.
فراموش نکنيم بوژفسکي همان کسي است که با غرور از شعله ور کردن جنگ چچن که در آن هزاران نفر کشته شدند و يک کشور، تخريب کامل شد، ياد مي کند.
او به منابع معدني و يک خط لوله نفت در آنجا مي انديشيد. او براي رسيدن به منافع خود، موافقتي که طبق آن چچن از استقرار نسبي برخوردار مي شد را برهم زد. اليگارش ها، الکساندر لبد، (ژنرال محبوب و فراهم کننده موافقت نامه) را اخراج و نابود کردند و از آن زمان تاکنون ، جنگ ادامه يافته است.
سرانجام واکنشهايي در برابر اين لجام گسيختگي ها ظاهر شد؛ ولاديمير پوتين ، مرد کم حرف و عامل پيشين و آهنين سرويس اطلاعاتي شوروي سابق قدرت را به دست گرفت. او مطبوعات را تحت کنترل قرار داده و يکي از اليگارش ها (ميخائيل خودورکوفسکي) را به زندان انداخت و باعث شد تا ديگر اليگارش ها، فرار را بر قرار ترجيح دهند.
(برژوفسکي در انگلستان است ، ولاديمير گزنيسکي در اسرائيل است و گفته مي شود ديگري به نام ميخائيل چروني نيز در اسرائيل مخفي شده است). از آنجايي که تمام غارتگري هاي اليگارش ها در معرض ديد همگان شکل گرفت اين خطر وجود دارد که اتفاقات فوق به گسترش احساسات سامي ستيزي دامن زنند.
و اين مساله را به ياد آورد که فسادهاي مالي فوق ، مويد «پروتکل هاي پدران صهيونيسم» است ؛ سندي که اين عقيده را افشا مي کرد که يک توطئه يهودي براي کنترل جهان وجود دارد. از روسيه به امريکا مي رويم.
100سال پيش در امريکا نيز همين اتفاق افتاد. در آن زمان ، «شاه دزدان» بزرگ ، مورگان ، راکفلر و ديگران که همگي از مسيحيان خوب به شمار مي آمدند، از روش هاي مشابهي سود جسته و در مقياس وسيعي به سرمايه و قدرت چنگ انداختند.
امروزه اين ثروت اندوزي و قدرت طلبي به گونه اي بسيار ظريف تر، نقش خود را بازي نموده و عمل مي کند. در مبارزات انتخاباتي جهان امروز، کانديداها صدها ميليون دلار پول جمع آوري مي کنند. جورج دبليو بوش و جان کري از استعداد خود براي تامين منابع مالي با غرور و افتخار ياد مي کنند.
اما تامين مالي از چه کساني؟ از حقوق مستمري بگيران و بازنشستگان؟ البته که چنين نيست بلکه منابع مالي آنها براي مبارزات انتخاباتي از سوي طيف ميلياردرها، شرکت هاي غول پيکر و لابي هاي قدرتمند (دلالان تسليحاتي ، سازمانهاي يهودي ، دکترها و وکلا و امثالهم ) تائمين مي شود. بسياري از آنان براي حصول اطمينان از جايگاه خود در حاشيه امنيتي به هر 2 کانديدا (جمهوريخواه و دموکرات ) پول مي دهند.
تمام اين بذل و بخشش ها البته براي دريافت پاداش کلان از کانديداي مورد نظر خود پس از انتخاب و به قدرت رسيدن اوست. همانگونه که اقتصاددان راستگرا، ميلتون فريدمن مي گفت : «اصولا کسي نهار مجاني به کسي نمي دهد.»
در روسيه هر يک دلار (يا روبل) چنانچه به گونه اي عاقلانه در يک مبارزه انتخاباتي سرمايه گذاري شود، 10برابر يا 100برابر بازگشت سرمايه خواهد داشت. ريشه مشکلات در اين حقيقت نهفته است که کانديداهاي رياست جمهوري (و تمام ديگر کانديداهاي پست هاي سياسي) هميشه نيازمند پول هاي کلان هستند.مبارزات انتخاباتي عمدتا بر روي صفحه تلويزيون انجام شده و هزينه هاي سنگيني در بردارند. اين که تمامي کانديداهاي حاضر در ايالات متحده ، ميليونر هستند موضوعي تصادفي نيست.
خانواده بوش ، ثروت عظيمي را از تجارت نفت جمع آوري نموده است (البته به کمک ارتباطات سياسي). جان کري نيز با يکي از ثروتمندترين زنان در امريکا ازدواج نموده است که زماني ، همسر هنري جان هينز، پادشاه تجارت سس معروف کچ آپ بود.
ديک چني ، رئيس يک شرکت عظيم است که قراردادهاي ميليارددلاري را در عراق به چنگ آورده و جان ادواردز، کانديداي معاون رياست جمهوري به عنوان يک وکيل مدافع ، ثروتي عظيم را جمع آوري کرده است.
گاه و بيگاه در امريکا، موضوع اصلاحات در تائمين منابع مالي انتخابات مطرح مي شود اما نتيجه ارزشمندي از اين بحث ها هرگز بدست نيامده است. هيچکدام از اليگارش ها، علاقه اي به تغيير نظامي که آنان را قادر مي سازد دولت ايالات متحده را بخرند، ندارند.
در اسرائيل نيز صحبت درباره «پول و قدرت» در پرده ابهام قرار دارد. آريل شارون و يکي از فرزندانش ، مظنون به گرفتن رشوه از يکي از قدرتهاي معاملات ملکي هستند.
حکم دادگاه براي فرا خواندن او توسط دادستان عمومي که توسط دولت شارون در اوج اين ماجرا به اين پست منصوب گرديد بلوکه شد. تحقيقات ديگري در مورد شارون و فرزندش در دست انجام است.
اين يکي در مورد ميليون ها دلاري که از طرق و مسيرهاي مختلف که 3کشور را در برگرفته و سرانجام راه خود را به منابع مالي مبارزات انتخاباتي شارون پيدا کرده بود، است.
ارتباطات شيمون پرز با ميليونرهاي اسرائيلي زبانزد مردم است. همانطور که ارقام پولي درشتي که از سوي ميليونرهاي يهودي براي آرمان هاي جناح افراطي راست به سوي آنها سرازير مي شوند امري آشکار و معروف است.
يکي از اليگارش هاي يهودي روسي ، مالک نيمي از دومين روزنامه اسرائيلي است. يک افتضاح سياسي در مورد وزير امور زيربنايي اسرائيل در رابطه با شرکت هاي غول پيکر چند مليتي که براي قراردادهاي تائمين گاز طبيعي با شرکت برق اسرائيلي رقابت مي کردند به موضوعي بزرگ تبديل شده است.
در اين ماجرا که چهره هايي خلافکار، مافيايي ، سياستمداران و کارآگاهان خصوصي ، نقش خود را بازي مي کنند سخن از ميلياردها دلار پول است. افشاي اين ماجرا، اين حقيقت را براي اسرائيلي ها روشن ساخته است که در اينجا نيز سياستمداران در بالاترين سطح از مدت ها پيش به عنوان عوامل و مزدوران منافع مالي قدرتمندان عمل مي کرده اند.
اين حقايق بايد هر کسي را که به دمکراسي در اسرائيل ، روسيه ، ايالات متحده و هر جاي ديگر اهميت مي دهد، هوشيار و آگاه سازد. اليگارشي و دمکراسي با هم سازگاري ندارند.
همانطور که يک مفسر روسي در اين سريال تلويزيوني در مورد دمکراسي جديد روسي اظهار داشت : «آنها دموکراسي را به زشتترين و خلافترين واژه تبديل کردند.»

يوري آونري
مترجم: ليلا کرمي

 

تغيير قوانين رسانه اي امريكا پس از سي سال

بالاخره پس از گذشت روزها انتظار در حالي كه شهرهاي بزرگ امريكا شاهد اعتراضات عليه تغيير قوانين مالكيت رسانه اي امريكا بود ، كميسيون ارتباطات فدرال همچنانكه انتظار مي رفت ، اين تغييرات را تصويب كرد.
سه نماينده جمهوريخواه كميسيون ارتباطات فدرال كه مايكل پاول ، رئيس
Fcc نيز جزء آنها است به اين تغييرات راي مثبت و دو نماينده دمكرات اين كميسيون به تغييرات راي منفي دادند.
با اين اساس پيروزي نصيب سرمايه گذاران بزرگي چون روپرت مرداك شد.
با تغييرات به وجود آمده در اين قوانين مالكان رسانه اي مي توانند 45 درصد از سهام شركت خود را به نام خود يا نزديكان خود ثبت كنند.
سابق بر اين تنها 35 درصد از سهام هر يك شركت قانونا مي توانست به يك شخص حقيقي يا حقوقي تعلق بگيرد.
از جمله تغييرات ديگر اين است كه سرمايه گذاران رسانه اي از اين پس مي توانند در يك شهر هم صاحب روزنامه و هم صاحب شبكه هاي راديويي و تلويزيوني آن شهر باشند.
چيزي كه سابقا ممنوع و غيرقانوني بود.
اشكال و خطر اين قانون اين است كه مالكان بزرگ به زودي مي توانند كليه شبكه هاي راديو و تلويزيوني محلي را كه در پوشش خبري مستقل و غيرشركتي عمل مي كنند ضميمه شركت هاي بزرگ خود نمايند كه در آن صورت ديگر از استقلال خبري نخواهد بود و سيطره شركتي بر آنها محرز و محقق خواهد شد.
در اين بند از قانون ، تبصره اي لحاظ شده است و آن اين كه هر مالك رسانه اي مي تواند در هر شهر كوچك صاحب دو شبكه تلويزيوني باشد منتهي به شرط آن كه در آن شهر هم زمان شش شبكه ديگر نيز وجود داشته باشند.
اما در شهرهاي بزرگ مانند نيويورك و يا لس آنجلس كه بازار رسانه اي داغتر است ، به شرط آن كه هشت شبكه ديگر در حال رقابت باشند ، مالكان مي توانند هم زمان صاحب سه شبكه تلويزيوني باشند.
اين تغييرات به شدت دست سرمايه گذاران بزرگ را براي ادغام رسانه هاي كوچك در شركت هاي بزرگ باز مي كند و كنترل عظيم شركتي را بر كليه رسانه هاي امريكا اعمال مي كند كه نتيجه آن سانسور و تحريف هر چه بيشتر خبري در امريكا خواهد بود.
در اولين موضع گيري هاي به عمل آمده عليه اين تصميم گيري ، جف چستر ، مدير مركز دمكراسي ديجيتال به شدت عليه عليه
FCC شوريده و گفت : FCC با تصويب اين تغييرات ساختار دمكراسي ما را به طور اساسي تضعيف كرد.
او ادامه داده است كه : هر چقدر تعداد مالكان رسانه اي كم تر شوند و تعداد رسانه هاي مستقل كاهش يابد به همان ميزان صداهاي آزاد كمتر شنيده خواهد شد ، فرصت هاي كمتري براي بحث هاي زيربنايي بوجود خواهد آمد و در نهايت انتخاب براي كساني كه به دنبال نظريات جايگزين و سايت ها و شبكه هاي الترناتيو (
Alternative) مي گردند سخت تر و سخت تر خواهد شد.
از اين پس تصميم گيري ما در دست مشتي شركت بزرگ خواهد افتاد و عموم مردم از آن بي بهره خواهند شد.
پيش از تصويب اين تغييرات ، انديشمندان و منتقدان زيادي در اين خصوص هشدار داده بودند و فعاليت هايي را ضد آن به عمل آوردند اما عليرغم اينها اين تغييرات تصويب شد.
از جمله كساني كه به شدت به اعمال تغييرات اعتراض كردند تد ترنر ، بنيانگذار شبكه خبري سي.
ان.
ان را مي توان نام برد كه در سرمقاله اي در روزنامه واشنگتن پست از خطراتي كه اين تغييرات به همراه خواهند داشت ، پرده برداشته بود.

محمدرضا نوروزپور

اعتراض انجمن نويسندگان امريكا به تغيير قوانين مالكيت رسانه

 

 

 

 

اعتراض انجمن نويسندگان امريكا به تغيير قوانين مالكيت رسانه

انجمن نويسندگان امريكا نسبت به پايين بودن درصد برنامه هاي مستقل در تلويزيون امريكا هشدار داد.
اين انجمن كه متشكل از نويسندگان بزرگ معاصر امريكاست در حاشيه تغيير قوانين مالكيت رسانه اي امريكا توسط FCC (كميسيون ارتباطات فدرال) با انتشار آماري ادعا كرد كه تعداد برنامه هاي مستقل توليد شده در شش شبكه بزرگ تلويزيوني امريكا روز به روز در حال كم شدن است و اين تعداد در سال 2003-َ2002 در پايين ترين ميزان خود در تاريخ تلويزيون اين كشور بوده است.


اين انجمن با بيان اين حقيقت و افشاي اين نكته كه عمده نمايش هاي تلويزيوني اين شبكه ها در ارتباط با شركتهاي بزرگ و جاهاي ديگري مي باشد يادآور شد كه تغيير قوانين مالكيت رسانه اي سبب خواهد شد تا همين مقدار برنامه هاي مستقل نيز از اين شبكه ها رخت بربندند.
اين نويسندگان دليل عمده نبود برنامه ها و توليدكنندگان مستقل در تلويزيون ها را شركتي بودن آنها ذكر كرده اند.
در تحقيق به عمل آمده توسط اين انجمن مشخص شده است كه از هر 124 مجموعه تلويزيوني در حال پخش در شش شبكه بزرگ تلويزيون امريكا , تنها سه مورد آنها حقيقتا مستقل و بدون ارتباط با منابع قدرت و ثروت مي باشند.
اين آمار در سال 1991 بسيار بهتر بوده است.


در آن سال 31 مورد از 103 مجموعه تلويزيوني مستقل گزارش شده بودند.
در اين تحقيق آمده است كه از اين سه برنامه مستقل يكي مربوط به ورزش كشتي , ديگري موضوعي اجتماعي درخصوص طلاق , و يكي ديگر از آنها نيز مسابقه اي تلويزيوني به نام M -C-W مي باشد.
هيچ يك از اين برنامه ها تاثيرات اجتماعي و سياسي بر روي مخاطبان ندارند.
انجمن نويسندگان امريكا ضمن مخالفت شديد با تغيير قوانين مالكيت امريكا تاكيد كرد كه اين تغييرات به شدت بر روي برنامه سازي مستقل در تلويزيون تاثيرگذار خواهد بود.

 

                            

                                   رابرت مرداك

رابرت مرداك به دنبال استعفاى گرگ دايك مديرعامل سابق بى بى سى به عنوان قدرتمندترين فرد رسانه هاى انگليسى شناخته شد. او سال گذشته نفر دوم پس از دايك بود. اين امتيازها را روزنامه گاردين چاپ لندن منتشر كرده است. گزارشى از باقى افراد اين سياهه را در پائين همين صفحه مى خوانيد.